<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وب سايت جام جم &#187; دشمن شناسی</title>
	<atom:link href="http://jamejam.ir/index.php/category/din-va-andisheh/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://jamejam.ir</link>
	<description>علمی آموزشی خبری</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Jun 2011 14:02:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>نگاه اسلام به دشمن شناسی</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:24:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=490</guid>
		<description><![CDATA[نگاه اسلام به دشمن شناسی
از آنـجـا که جامعه اسلامى در پى تحقق بخشیدن به حاکمیت توحید و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبیعى مورد بغض و کینه دشمنان انسانیّت ، توحید و ارزش ها قرار مى گیرد که آنان عبارتند از:
۱ ـ مـشـرکـان : کـسـانـى کـه حـاکمیت جهل را پذیرفته و با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><a href="http://analizehagigat.blogfa.com/post-26.aspx">نگاه اسلام به دشمن شناسی</a></p>
<p dir="rtl">از آنـجـا که جامعه اسلامى در پى تحقق بخشیدن به حاکمیت توحید و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبیعى مورد بغض و کینه دشمنان انسانیّت ، توحید و ارزش ها قرار مى گیرد که آنان عبارتند از:<br />
<strong>۱ ـ مـشـرکـان</strong> : کـسـانـى کـه حـاکمیت جهل را پذیرفته و با تراشیدن خدایان دروغین در کنار حق تـعـالى ، انـسـان هـا را بـه وادى شـرک ، حـیـرانـى ، ضـلالت و حـیوانیت سوق مى دهند، آنان از سـرسـخـت تـریـن دشـمـنـان مـسـلمـانـان مـى بـاشـنـد. آنـهـا مـنـافـع دنـیـایـى خـویـش را در جـهـل و خـرافـه پـرسـتـى انـسـان هـا مى بینند و براى حفظ این منافع ، تیغ دشمنى علیه هدایت یافتگان هدایتگر برکشیده اند.<br />
فطرت انسان بر توحید و خداشناسى استوار است و شرک یعنى هلاک انسانیّت و مرگ فطرت ؛ پـس شـرک و مـظـاهـر آن دشـمـن انـسانیّت بوده و مشرک یعنى کسى که انسانیت خود را کشته و در صـدد از بـیـن بـردن انـسـانـیـت دیگران است ؛ بنابراین مشرکان از بدترین دشمنان موحدان مى بـاشـنـد. البته لازم است توجه شود که بسیارى از مشرکان به گمراهى خود توجه نداشته و با هشدار و تذکر متنبّه شده به جبهه ایمان و توحید مى آیند ولى سردمداران شرک ، آگاهانه از مـسیر انسانیّت خارج شده اند و این گونه افراد دشمن انسانیت مى باشند. آنان علاوه بر آن که خـود حـق را نـمـى پـذیـرنـد، بـا دسیسه ، شبهه پراکنى ، توطئه و هجوم نظامى مانع گسترش تـوحـیـد هم مى گردند و حکم قتال در مورد این گونه مشرکان است . بنابراین بر مسلمانان لازم است که با تبیین توحید و تبلیغ صحیح ، مشرکان را هدایت کنند و با آن گروه از مشرکان که حق را نـپـذیـرفـتـه یـا بـراى جلوگیرى از رسیدن حیات توحیدى به دیگران تلاش مى کنند، به مبارزه برخیزند و تا ریشه کن کردن شرک و چندگانه پرستى به این مبارزه الهى ادامه دهند.<br />
۲<strong> ـ اهل کتاب</strong> : یهود، نصارا و دیگر پیروان ادیان آسمانى که خود را موحّد مى دانند ولى تحریف ، جـعـل و خـرافـه در دیـانـت آنـان نـفـوذ کـرده و گـمـراهـشـان سـاخـتـه اسـت . آنـان نـیـز در اثـر جـهـل ، تـعـصـّب ، دنـیـاگـرایـى و عوامل دیگر در مقابل مسلمانان موضع گرفته و نه تنها خود اسـلام را نـمـى پذیرند که حتى نمى گذارند سخن حق مسلمانان به گوش جهانیان هم برسد و براى ریشه کن کردن مسلمانان و حکومتهاى اسلامى به هر توطئه اى دست مى یازند.<br />
در بـیـن اهـل کتاب یهودیان گوى سبقت در دشمنى با مسلمانانِ موحد را از دیگران ربوده اند و از این نظر در ردیف مشرکان معاند، بلکه جلوتر از آنهایند. قرآن مى فرماید:<br />
<strong>((لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ امَنوُا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ اَشْرَکُوا))</strong> <br />
هر آینه شدیدترین مردم در دشمنى با مؤ منان ، یهود و مشرکان هستند.<br />
یـهـود داراى ویـژگـى ها و پندارهایى است که شناختن آنها سبب آشکار شدن رازدشمنى و عداوت شدیدشان با مسلمانان موحد مى گردد. اجمالى از این ویژگى ها و روحیات به شرح زیر است :<br />
الف ـ تـاءکید بر خداى محسوس و دیدنى : اصولاً عامّه یهودیان به خداى نامحسوس و نادیدنى ایـمـان نـیـاوردنـد و بـا وجـود هـمـه آیات و معجزات بى شمارى که از موساى پیامبر(ع ) مشاهده کـردنـد، بـه پـروردگـارش ایـمـان نـیـاوردنـد. هـنـگـامـى کـه بـعـد از سـال هـا اسـارت بـا اعـجـاز موسى (ع ) از دریا گذشتند و غرق شدن فرعونیان را با چشم خود دیدند، به قومى برخوردند که خدایان و بتهاى مادى را سجده مى کردند. با دیدن خدایان آنها، وقـیـحـانـه از مـوسى (ع ) خواستند: <strong>((&#8230;اِجْعَلْ لَنا اِلهاً کَمالَهُمْ الِهَةٌ&#8230;))</strong>؛  براى ما نیز مانند آنان خدایى محسوس قرار بده .<br />
وقـتـى حـضرت موسى (ع ) به میعاد رفت و به امر خدا ده روز بیشتر توقف کرد، آنان گوساله طلایى سامرى را به خدایى پذیرفتند، زیرا دلشان از محبت بت پرستى و گوساله پرستى سیراب شده بود.  وقتى هم به میقات رفتند به صراحت گفتند:<br />
<strong>((لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً))</strong> <br />
(اى موسى ) ما به تو ایمان نمى آوریم تا زمانى که خدا را آشکارا ببینیم .<br />
همه این فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق ومحبت به خدایى دیـدنـى مـثـل گـوسـاله طـلایـى کـه تـلا لوى طـلاى آن چـشـم را خـیـره کـنـد، دل آنها را سیراب کرده و واله و شیدا ساخته بود و هیچ گاه حاضر نبودند به خدایى غیر مادى و محیط بر جهان ماده و نادیدنى ایمان بیاورند.<br />
ب ـ دنـیـا طـلبـى و دنیا خواهى زاید الوصف : یهود حرص و ولع بسیارى نسبت به دنیا و مطامع دنیایى دارد:<br />
<strong>((وَلَتـَجـِدَنَّهـُمْ اَحـْرَصَ النـّاسِ عـَلى حـَیـوةٍ وَ مـِنَ الَّذیـنَ اَشـْرَکـوُا یـَوَدُّ اَحـَدُهـُمْ لَوْ یـُعـَمَّرُ اَلْفـَ سَنَةٍ))  </strong><br />
و آنـهـا را حـریـص ترین مردم و حتى حریص تر از مشرکان بر دنیا خواهى یافت . هر یک ازآنها دوست دارد که هزار سال عمر کند.<br />
هـمـیـن عـلاقـه بـسـیـار، آنـهـا را نـسـبـت بـه جـمـع آورى مـال ، حـریـص و نـسـبـت بـه بخشش آن ، بخیل کرده و به حرام خوارى و رباخوارى کشانده است قرآن کریم در مورد این خصلت زشت یهود چنین مى فرماید:<br />
<strong>((فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذینَ هادوُا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمَْ وَ اَخْذِهِمُ الرِّبوا وَ قَدْنُهوُا عَنْهُ وَاَکْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ))</strong> <br />
بـه خـاطـر ظـلم یـهـودیـان و ربـا خـوارى آنـان بـا ایـنـکـه از آن نـهـى شـده بـودنـد و خـوردن اموال مردم به باطل ، طیباتى که براى آنان حلال بود، بر آنان حرام کردیم .<br />
هـمـیـن دنـیـاطـلبـى ، شـهـوت پـرسـتـى ، مـال دوسـتـى ، حـرام خـوارى ، بـخـل و خـسـّت آنـان را بـه دشمنى با پیامبران و تکذیب و کشتن آنان وادار نمود؛ زیرا پیامبران الهى آنان را از این اعمال زشت باز مى داشتند و مانع هواپرستى آنان مى شدند:<br />
<strong>((اَفـَکـُلَّمـا جـاءَکـُمْ رَسـوُلٌ بـِمـا لا تـَهـْوى اَنـْفـُسـُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَریقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَریقاً تَقْتُلوُنَ))  </strong><br />
هرگاه پیامبرى با دستوراتى مخالف هواى نفس شما آمد، استکبار ورزیدید و گروهى را تکذیب کردید و گروهى را کشتید.<br />
ج ـ جـعـل ، تـحریف و کتمان : یهودیان براى رسیدن به اهداف پلید و توجیه اقدامات ناصحیح خود در طول تاریخ به جعل ، تحریف و کتمان متوسل شده اند، قرآن به مسلمانان آگاهى مى دهد که به ایمان آوردن یهودیان امیدوار نباشید؛ زیرا اینان کتاب و کلام خدا را بعد از فهمیدن آن ، تـحـریـف مـى کـنـنـد. تـورات را ورق ورق کـرده و قـسـمـت هـایـى از آن را که به نفعشان است یا بـرایـشـان ضـررى نـدارد آشـکـار مـى کنند و بقیه را پنهان مى سازند. حقایق ، پیشگویى ها و بـشـارت هـاى تورات و پیامبران را کتمان مى کنند و عامّه یهود نیز با اینکه مى دانند عالمانشان اهل فساد، خلاف ، جعل و تحریف اند از آنان پیروى مى کنند. <br />
د ـ پندارهاى باطل : درست است که در برهه اى از زمان ، یهود به خاطر این که به موسى ایمان آوردنـد و در دوران اسـارت فـرعـونـیـان بـر تـعالیم اجدادشان ابراهیم ، اسحاق و یعقوب (ع ) اسـتـقـامـت ورزیـدنـد ، مـورد عـنایت خدا قرار گرفتند و خداوند آنان را به عنوان قوم برگزیده انـتخاب کرد و وارث زمین ساخت و&#8230;؛ ولى آنها به ملاک این عنایت خداوندى توجه نکردند و آن را تـفـسـیـر قـومى و نژادى کردند و خود را به طور مطلق و در هر صورت قوم برتر پنداشتند و هـنـوز نـیـز ایـن پـنـدار بـاطـل را در سـرمى پرورانند و نژاد یهود را نمونه انسان و انسان هاى نـمـونـه دانسته و بقیه نژادها را پست تر از حدّ انسانیّت مى دانند و معتقدند که آنان براى خدمت بـه نـژاد یـهـود آفـریده شده اند و یهود در مقابل ظلم و ستم بر آنان به هیچ وجه بدهکار نمى گردد و مؤ اخذه نمى شود. <br />
ه‍ ـ دشمنى با مبلغان توحید و عدالت و فضیلت : ویژگى هایى که بر شمردیم از یهود، قومى لجـوج ، طـغـیـانـگـر، دنـیـا طـلب و خـشـن سـاخـتـه اسـت کـه در طول تاریخ ، با پیامبران ، مصلحان و موحدان در افتاده اند؛ زیرا آنان را سدى در برابر هوا و هوس خود دیده اند و این دشمنى و عداوت با وارثان پیامبران ادامه یافته است . از پیامبر در این باره نقل شده است که فرمود:<br />
<strong>((هـیـچ فـرد یـهـودى بـا مـسـلمـانـى خـلوت نـکـرد، مـگـر ایـنـکـه تـصـمـیـم بـه قتل آن مسلمان گرفت .))</strong> <br />
دشـمـنـى یـهـود با مسلمانان از صدر اسلام تا کنون باشدتى رو به تزاید ادامه یافته و کم بوده اند یهودیانى که در این مدت طولانى از عداوت و تعصب دست بر داشته باشند و اسلام را پـذیـرفـتـه بـاشـند و امروزه نیز صهیونیستها و یهودیان نژادپرست و افراطى بزرگ ترین دشمن مسلمانان به شمار مى روند.<br />
نـصـارا و دیـگـر گـروه هـاى اهـل کتاب نیز گر چه در دشمنى با مسلمانان به پایه یهود نمى رسـنـد، ولى آنـهـا نـیـز بـه خـاطـر پـنـدارهـاى غـلط، حـسـادت و دیـگـر عـوامـل ، عـلَم دشـمـنـى بـا مـسـلمـانـان را بـر افـراشـتـه در طـول تـاریخ اسلام بارها و بارها با مسلمانان در افتاده اند. بر مسلمانان لازم است که در مرحله اول بـا تـبـلیـغ و تـبـیـیـن صـحـیـح دیـن خـود و تـشـریـح مـواضـع جعل و خرافه در آن مذاهب ، آنان را هدایت کرده و به جبهه ایمان رهنمون شوند و در صورتى که عـنـاد و سـرکـشـى آنـان را بـه انـکـار، مـعـانـدت ، تـوطـئه و هـجوم واداشت علیه آنان به مبارزه برخیزند و تا تسلیم شدن یا ایمان آوردن آنها به این مبارزه ادامه دهند.<br />
<strong>۳ـ دشـمـنـان دیـگـر جـوامـع اسـلامـى</strong> : در صـدر اسـلام فـقـط یک حکومت اسلامى وجود داشت و همه مـسـلمـانـان تـحت لواى آن حکومت بودند و دشمنان در جبهه مخالف این حکومت قرار داشتند؛ ولى در قـرنـهـاى بـعـد بـه دلایل مختلف حکومت اسلامى از قالب وحدت بیرون شد و متعدد گشت و امروز کـشـورهاى مختلفى وجود دارند که غالب مردم آنها مسلمان بوده و حکومتهاى این کشورها نیز داعیه اسلامى بودن دارند ـ گر چه میزان صداقت این ادعاها مورد بحث است ـ همچنان که اقلیت هاى مسلمان در کـشـورهـاى غـیـر اسـلامـى نیز وجود دارد. از آن جا که مسلمانان در حکم پیکر واحد مى باشند و هـمـگـى بـرادرنـد، ( ۹۲) اگـر گـروهـى از مسلمانان ـ چه یک کشور اسلامى و چه یک اقلیت مـسـلمـان ـ مـورد ظـلم و سـتم مشرکان و کافران قرار گرفت ، بر دیگر مسلمانان واجب است در حد تـوان بـه کـمـک بـرادران مـسـلمـان خـود شتافته و آنان را یارى دهند همچنان که از امام على (ع ) نقل شد، دشمن دوست انسان ، دشمن انسان است و مسلمانان برادران دینى ، هستند و دشمن آنها دشمن ما هم هست . در حقیقت آنچه کینه و عداوت دشمنان را علیه مسلمانان برانگیخته ، داعیه اسلام خواهى ، حـق طـلبى و عدالت گسترى مسلمانان است و اگر فعلاً با ما اعلام دشمنى نکردند و با گروه دیـگـرى از مسلمانان سر عداوت دارند، از این جهت است که توان بیشترى ندارند. آنها با از میان برداشتن آن اقلیت مسلمان یا آن کشور مسلمان ، به سراغ دیگرى مى روند و همین طور سرستیز را دنـبـال مى کنند تا نوبت به ما برسد؛ پس نباید گمان کنیم که دشمنى آنان با گروه دیگرى اسـت و بـا مـا عـداوت نـدارند لذا ما هم با آنها دشمنى نداشته باشیم ! آنها با اسلام و تعالیم انسان ساز، عدالت گستر و ظلم ستیز آن دشمنى دارند نه با گروهى خاص از مسلمانان .<br />
<strong>۴ ـ مـسـلمـانـان تـجـاوزگـر</strong>: گـروهـى از مـسلمانان که براى منافع دنیوى و دشمنى هاى نشاءت گـرفـتـه از انگیزه هاى غیر الهى ، گروه دیگر را مورد تجاوز قرار داده اند، بر همه مسلمانان لازم اسـت آنـان را از تـجـاوز و سـرکـشـى بـازداشـتـه و بـیـن دو گروه متخاصم صلح و دوستى بـرقـرار سـازنـد و اگـر گـروه تجاوزگر حاضر به پذیرش صلح و دست کشیدن از تجاوز نشد، باید با آنها مبارزه کرد و آنها را به پذیرش ‍ صلح وادار نمود.<br />
<strong>((وَ اِنْ طـائِفـَتـانِ مـِنَ الْمـُؤْمِنینَ اقْتَتَلوُا فَاَصْلِحوُا بَیْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَیهُم ا عَلَى الاُْخْرى فـَق اتـِلوُا الَّتـى تـَبـْغـى حـَتـّى تـَفـى ءَ اِل ى اَمـْرِ اللّ هِ فـَاِنْ ف اءَتْ فـَاَصْلِحوُا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا))  </strong><br />
اگـر دو طـایـفـه از مـؤ مـنـان بـا هـم بـجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید و اگر یکى از آن دو بر دیـگـرى تـعـدّى کـرد، بـا آن کـه تعدّى مى کند بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت ، میان آن دو را به عدالت سازش دهید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دشمن شناسی از منظر امام علی(علیه السلام)</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%d9%8a%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%d9%8a%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:21:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=488</guid>
		<description><![CDATA[دشمن شناسی از منظر امام علی(علیه السلام)
 
نویسنده:فرخنده زرگران
از محوری ترین مسائل دفاعی کشور، دشمن شناسی است. با شناخت دشمن می توان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد و به ایجاد زمینه های دفاعی همت گماشت.درعرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دشمن شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از مهمترین عوامل در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>دشمن شناسی از منظر امام علی(علیه السلام)</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">نویسنده:فرخنده زرگران</p>
<p dir="rtl">از محوری ترین مسائل دفاعی کشور، دشمن شناسی است. با شناخت دشمن می توان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد و به ایجاد زمینه های دفاعی همت گماشت.درعرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دشمن شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از مهمترین عوامل در تأمین امنیت فردی و اجتماعی محسوب می شود.بر همین اساس بخش عظیمی از آیات قرآن کریم به معرفی دشمن اختصاص یافته است.<br />
درسیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز به دشمن شناسی توجه بسیار شده است. و درمیان معصومین، رفتار حضرت علی(ع) با دشمنان از همه درس آموزتر است. علی(ع) با توجه به شرایط زمانی و شیوه حکومتش با دشمنانی روبرو بود که پیامبر (ص) و دیگر ائمه (ع) با آن روبرو نشدند. کسانی که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند؛ انسان هایی که اهل عبادت و شب زنده داری بودند ولی از روح تعالیم اسلام بی خبر بودند از این گروه های معارض به شمار می آیند.<br />
علی(ع) با نفاق پنهان روبرو بود؛ دشمنانی که مقابله با آن ها به مراتب سخت تر از مبارزه با نفاق آشکار است. حضرت علی (ع) درحکومت پنج ساله خود با سه جریان مخالف روبرو شد: ناکثین، قاسطین ومارقین.بررسی و شناخت عملکرد این سه گروه مخالف و مواضع آن حضرت، در برابر آن ها، می تواند نقش بسیار مهمی درآگاهی از شیوه برخورد با دشمنان داشته باشد.<br />
به عبارت دیگر، تبیین اندیشه های امیرالمومنین علی (ع) در زمینه شناخت دشمن به ما کمک می کند تا در اصلاح روش و سلوک خود به منظور مقابله با دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی به شکل آگاهانه تری اقدام نماییم.<br />
¤¤¤<br />
<strong>اهمیت دشمن شناسی<br />
</strong>شناخت دشمن از ضروریات اولیه هر مبارزه است و از طریق آن می توان بقای خود و جامعه را تضمین کرد. در طول تاریخ جوامع، تمام شکست ها ناشی از بی توجهی به دشمن بوده است.<br />
امروز، قدرت های بزرگ با ایجاد سازمان ها و تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی و اختصاص بودجه های کلان برای این مراکز، تلاش می کنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسایی کنند قبل از آنکه نقشه دشمنان کارساز شود آن ها را درهم شکنند. این تشکیلات در تصمیم گیری و برنامه ریزی های اساسی این دولت ها نقش مهمی دارند.<br />
در مکتب رهایی بخش اسلام نیز درباره شناخت دشمن، توصیه های فراوان شده است.<br />
<strong>صفات دشمنان از دیدگاه قرآن<br />
</strong>قرآن کریم نیز به شناخت دشمن، برای حفظ و سلامت جامعه سفارش کرده و در قالب داستان های عبرت آموز به معرفی دشمنان توحید در اشکال گوناگونی چون شیطان شناسی، منافق شناسی، طاغوت شناسی و کفار و مشرکان اشاره می کند.<br />
قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامی را از حساس ترین وظایف مسلمانان عنوان می کند. مهمترین ویژگی دشمنان اسلام ازنظر قرآن، پیمان شکنی آن ها است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:«کیف وان یظهروا علیکم لایرقبوافیکم لا ولاذمه » چگونه (پیمان مشرکان ارزشی دارد) درحالی که اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می کنند و نه پیمانی را (پایبند هستند).<br />
قرآن دشمنان اسلام را دارای خصلت های ناپسندی نظیر نژادپرستی، قانون شکنی، خوی استکباری و.. می داند. در آیه پنجم سوره حجر و در آیه ۹۶ سوره بقره یکی از ویژگی های دشمنان اسلام دنیاپرستی عنوان شده است.<br />
در آیه ۵۴ سوره نساء و آیه ۱۰۵ سوره بقره حسادت و بدخواهی یکی دیگر از خصلت های ناپسند دشمنان شمرده شده است.<br />
همچنین در آیه ۱۰۰ سوره اسراء و آیه ۵۳ سوره نساء و آیه های ۷۵ و ۱۱۹سوره آل عمران و آیه ۷۴ سوره نساء و آیه ۱۷۵ سوره آل عمران و آیه ۷۱ سوره طه و آیه ۲۲ سوره انفال تنگ نظری، خیانت، خشم و کینه، شیطان صفتی، خود را قیم مردم دانستن، و بالاخره بی شعوری، از خصلت های ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.<br />
قرآن در جای دیگر خطر دشمن را چنین بیان می کند:<br />
«اگر (دشمنان) بر شما دست یابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هایشان (به تبلیغات) به بدی به سوی شما باز است و دوست دارند کافر شوید و از ارزش های خویش دست بردارید.»<br />
دشمن شناسی در روایات<br />
همچنین درباره لزوم شناخت دشمن احادیث فراوانی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) وجود دارد که به پاره ای از آن ها اشاره می کنیم:<br />
پیامبر(ص) درباره ضرورت شناخت دشمن می فرماید:<br />
«ألا و ان أعقل الناس عبد عرف ربه فأطاعه و عرف عدوه فعصاه»<br />
آگاه باشید، عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند، و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید. در حدیثی دیگر پیامبر(ص) می فرماید:<br />
«مردم اگر به ده چیز شناخت پیدا کنند، سعادت دنیا و آخرتشان تأمین است، که یکی از آن امور شناخت ابلیس و یاورانش می باشد.»<br />
<strong>دشمن شناسی در نهج البلاغه<br />
</strong>حضرت علی(ع) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش معرفی می کند و می فرماید:<br />
واعلموا انکم لن تعرفوا الرشد، حتی تعرفوا الذی ترکه ولن تأخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه&#8230;؛<br />
«و بدانید که رشد نمی یابید مگر که ترک کنندگان آن را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید، مگر که فروفکننده آن را چنانکه باید، شناخته باشید.»علی(ع) ماهیت دشمنان اسلام را چنین معرفی می کند:«به بالادست خود نافرمان، به زیردست، ستم کننده، و با ستمکار هم دست اند.»<br />
آن حضرت درباره مکر و حیله دشمن می فرماید:<br />
«کن للعدو المکاتم أشد حذراً منک للعدو المبارز»<br />
«از دشمن پنهان بیشتر از دشمن آشکار برحذر باش»<br />
نیز در جای دیگر به عدم غفلت از دشمن و پرهیز از کوچک شمردن آن سفارش کرده و می فرماید:«لا تستصغرن عدواً و ن ضعف»«هرگز دشمنی را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد».<br />
همچنین می فرماید: «آفه القوی استضعاف الخصم»«آفت قدرتمند، ضعیف شمردن دشمن است.»<br />
حضرت امام جواد(ع) نیز یکی از ارکان مهم دفاع را شناخت دقیق دشمن می داند و می فرماید:«من لم یعرف الموارد اعتیه المصادر»«کسی که نقشه ها و مواضع کلیدی دشمن را نشناسد، در رسیدن به هدف عاجز است.»<br />
از این احادیث و رهنمودها درمی یابیم، که یکی از اساسی ترین عوامل پیروزی، شناخت دشمن است. بررسی انقلاب های توحیدی نشان می دهد که رهبران این انقلاب ها برای ایجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسایی و سپس مبارزات علنی خود را شروع کردند.<br />
معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع)<br />
پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام واقعی از مسیر اولیه اش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام(ص) گرفته شد، از این رو، از همان ابتدا، امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایی چهره دشمان اسلام کردند. حضرت علی، امام حسن، امام حسین و دیگر ائمه(ع) تلاش های زیادی در جهت معرفی دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهمترین رمز پیروزی آن ها، بویژه پیروزی نهضت حسینی در این بود که دشمن را به مردم معرفی کرده بودند. بی تردید، مهمترین عامل در پیروزی انقلاب اسلامی ما نیز تأکید حضرت امام(ره) بر شناخت و معرفی دشمنان بوده است و در سایه این شناخت، انقلاب اسلامی به ثمر رسید.<br />
اصلاحات حضرت علی(ع) و شکل گیری مخالفان<br />
قبل از آنکه دیدگاه های علی(ع) را درباره دشمن و دشمن شناسی تبیین نماییم به بررسی عواملی که باعث به وجود آمدن دشمنانی برای آن حضرت در دوره حکومت ایشان شده است،می پردازیم. امیرالمؤمنین(ع) پس از بدست گرفتن حکومت، اقدامات اصلاحی را آغاز کرد که باعث شکل گیری دشمنانی برای آن حضرت شد.عمده کارهای اصلاحی که باعث به وجود آمدن دشمنانی برای علی(ع) شد درسه زمینه بوده است: اداره کشور، حقوق مردم و بیت المال.<br />
<strong>اصلاحات در اداره کشور<br />
</strong>امیرالمؤمنین(ع) در اداره کشور، والیانی را که عثمان در شهرها گمارده بود، به دلیل ظلم و تعدی، بی کفایتی، عدم لیاقت و شایستگی و ناآگاهی از راه و رسم کشورداری ]که همین ویژگی ها باعث شورش مردم در زمان عثمان شده بود[ برکنار کرد و به جای آنان مردانی دیندار، مدبر ولایق را به کار گماشت.<br />
آن حضرت بر اصل لیاقت و شایستگی در کسب مناصب، تأکید خاص داشت. به عقیده آن حضرت توان، لیاقت و شایستگی افراد در نظام سیاسی مهمترین اصل بر اداره جوامع بشری است.<br />
تأکید حضرت علی(ع) بر این اصل و نیز تلاش در جهت احیای ارزش های الهی موجب تقویت دشمنان وی شد.<br />
<strong>اصلاحات در زمینه حقوق مردم<br />
</strong>حضرت علی(ع) در آنچه به حقوق مردم مربوط می شد، عموم مسلمانان را در حقوق و وظایف با یکدیگر برابر قرار داد.درعصر جاهلیت، حقوق افراد برابر نبود. ظهور اسلام اساس آن نابرابری ها را درهم ریخت، اما در زمان عثمان تبعیض های عصر جاهلیت به نهایت رسید و سایه شوم بی عدالتی و نابرابری در جامعه حاکم شد. از این رو قریش که در سیادت بر قبایل عرب، گذشته ای افتخارآمیز داشت در روزگار عثمان سربرافراخت.<br />
درحکومت علی(ع) این امتیازات جاهلی لغو شد. علی(ع) فرمود:«خوار، نزد من عزیز و گرامی است تا حق او را بگیرم و افراد متکبر و گردنکش نزد من خوارند تا حق مستضعفان را از آنان بازستانم.»<br />
تأکید حضرت بر عدالت و اجرای عدالت در نظام اجتماعی و سیاسی باعث شد تا عده ای از علی(ع) فاصله بگیرند و به جمع مخالفان بپیوندند.<br />
<strong>اصلاحات در بیت المال<br />
</strong>حضرت علی(ع) در زمینه سیاست مالی، موضع سرسختانه و قاطعی داشت.آن حضرت در نخستین خطبه خود در آغاز حکومت فرمود:«ای مردم من یکی از شمایم. با هریک از شما در حق و وظیفه برابرم، روش کار من همان سنت پیامبر شما است و دستور او را به کار خواهم بست، بدانید، زمین هایی که عثمان به تیول وابستگان در آورده و اموالی که به این و آن بخشیده است، به بیت المال بازمی گردانم و&#8230;»<br />
تأکید امیرالمؤمنین(ع) در برابری همه در مقابل قانون بویژه در پرداخت مالیات و برخورداری از بیت المال، سبب شوررش عده ای علیه ایشان گردید وبسیاری از اشراف، صاحبان نفوذ و بزرگان قبایل درصف دشمنان او قرارگرفتند. به این ترتیب، علی(ع) در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد کرد:<br />
۱) ناکثین<br />
جاه طلبان و مقام پرستانی که در خط مقدم بیعت کنندگان با حضرت علی(ع) بودند و آرزوی ریاست در سر داشتند اما با روی کارآمدن حضرت امیر(ع) و جایگزینی ارزش های الهی به جای ارزش های جاهلی به اهداف خود نرسیدند و راه مخالفت را درپیش گرفتند.<br />
۲) قاسطین<br />
اینان روحیه تقلب و نفاق داشتند. ظالمانی بودند که از حکومت های پیشین بهره ها بردند و از راه غارتگری، اموال فراوان به دست آوردند. آن ها می کوشیدند بنیان حکومت علی(ع) را درهم ریزند و حکومت را به دست گیرند.<br />
۳) مارقین<br />
کوته فکران و متحجرانی که در حقیقت دین را درک نکردند و روحشان روح عصبیت های ناروا و خشکه مقدس و جاهلان خطرناک بود.<br />
این سه جریان مخالف حکومت، از همان نخستین روزهای حکومت آن حضرت که منافع خود را درخطر دیدند، فعالیت هایی را برای سرنگونی حکومت عدل آغاز کردند.<br />
حضرت علی(ع) درنهج البلاغه به مهمترین روش های مخالفان در دشمنی با خود اشاره کرده است. بررسی یکایک آنها می تواند ما را در شناخت دشمن یاری دهد.<br />
<strong>اقسام دشمن از نظر حضرت علی(ع)<br />
</strong>ازدیدگاه حضرت علی (ع) دو نوع دشمن در جامعه وجود دارد:<br />
دشمن آشکار و دشمن پنهان. از منظر علی(ع) کم خطرترین دشمن، دشمنی است که دشمنی خود را آشکار کرده است، حضرت می فرماید:«اوهن الاعداء کیداً من اظهر عداوته»«سست ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته-است.»<br />
و درجای دیگر می فرمایند:«من اظهر عداوته قل کیده»«آن کس که دشمنی اش را اظهار کرده، توطئه و مکرش کم است.»<br />
آن حضرت اظهارمی دارد: خطرناک ترین دشمن، دشمنی است که دشمنی اش را پنهان می کند و این دشمنی همانا نفاق است. امام(ع) دراین زمینه می فرمایند:«شرالاعداء ابعدهم غوراً و اخفاهم مکیده »<br />
«بدترین دشمنان کسانی اند که حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.»<br />
سخت ترین ضربه به مکتب اسلام از ناحیه همین نوع دشمنان بوده است.<br />
علی(ع) دراین باره می فرماید:«انما اتاک بالحدیث اربعه رجال لیس لهم خامس: رجل منافق مظهر للایمان متصنع بالاسلام لایتاثم ولایتحرج، یکذب علی رسول الله(ص) معتمداً، فلو علم الناس انه منافق کاذب لم یقبلوا منه و لم یصدقوا قوله ولکنهم قالوا صاحب رسول الله(ص) رآه و سمع منه ولقف عنه فیأخذون بقوله»<br />
«افرادی که نقل حدیث می کنند، چهار دسته اند و پنجمی ندارند: نخست، منافقی که اظهار اسلام می کند، نقاب اسلام را به چهره زده، نه از گناه، باکی دارد و نه از آن دوری می کند، عمداً به پیامبر(ص) دروغ می بندد.اگر مردم می دانستند که این شخص، منافق و دروغگو است، از او قبول نمی کردند و تصدیقش نمی کردند، اما چون از واقعیت او آگاه نیستند، می گویند وی صحابی رسول خدا است، پیامبر(ص) را دیده و از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است، به همین دلیل گفته اش را می پذیرند.»<br />
مشکل ترین مبارزه ها، مبارزه با نفاق است، مبارزه با زیرک هایی است که احمق ها را وسیله قرار می دهند. این پیکار از پیکار با کفر مشکل تر است زیرا جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان آشکار است و اما مبارزه با نفاق، در حقیقت مبارزه با کفر مخفی است.<br />
نفاق دو رو دارد: یکی روی ظاهر که اسلام است و مسلمانی، و یک روی باطن که کفر و شیطنت است و درک آن برای توده ها و مردم عادی بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است.<br />
از این رو مبارزه با نفاق ها در بسیاری از موارد به ناکامی منجر شده است، زیرا بسیاری از مردم شعاع درک شان از سر حد ظاهر نمی گذرد و نهفته را روشن نمی سازد و تا اعماق باطن نفوذ نمی کند.<br />
علی (ع) در نامه ای به محمدبن ابی بکر می فرماید:<br />
«پیغمبر به من گفت: من بر امتم از مؤمن و مشرک نمی ترسم، زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش باز می دارد و مشرک را به خاطر شرک ورزی خوار می کند، ولکن بر شما از هرکه در دل، منافق است و زبانی دانا دارد می ترسم، اینان کلامی که می پسندید، می گویند و آنچه را ناشایسته می دانید می کنند.»<br />
امیرالمؤمنین(ع) در بحث دشمن شناسی بیشترین تأکید را درباره نفاق دارد. به اعتقاد علی(ع) بیشترین هم و غم دشمن در مبارزه با اسلام پاشیدن بذر نفاق در بین مسلمانان است. جریان قاسطین نیز در جنگ صفین ازطریق پاشیدن بذر نفاق در صفوف مسلمین توانست حکمیت را بر حضرت تحمیل کند.<br />
<strong>تاکتیکهای دشمنان<br />
</strong>سه جریان عمده مخالف حکومت حضرت علی(ع) هر یک به روشی به دشمنی با حضرت پرداختند و برای دستیابی به اهداف خویش توطئه های فراوانی به راه انداختند. از این سه جریان، ناکثین از همه بیشتر در این راه پیش قدم بوده اند. اینها کسانی بودند که جزء اصحاب پیامبر و از اولین بیعت کنندگان با حضرت امیر(ع) بودند. سمبل این جریان طلحه و زبیر هستند. بررسی این جریان می تواند ما را در شناخت دشمنان داخلی انقلاب اسلامی که در لباس دوستی تیشه به ریشه انقلاب می زنند، یاری دهد. جریان ناکثین (پیمان شکنان) قصه دردناک خودی های بریده از آرمان ها است. ناکثین داستان عبرت آمیز برگزیدگانی است که دنیاطلبی، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام(ع) کشاند. این جریان آینه عبرت است. درسی برای تمامی کسانی که باور دارند دنیا محل امتحان است و ماده امتحانی آن، عشق به خداست.<br />
مهمترین روش ها و تاکتیک های دشمنان اسلام از دیدگاه حضرت علی(ع) عبارتند از:<br />
انجام فعالیتهای سازمانی و تشکیلاتی<br />
فعالیت تشکیلاتی و سازمان یافته، تأثیر مهمی در پیروزی یک جریان دارد. ناکثین با آگاهی از نقش و تأثیر فعالیت سازمانی تلاش کردند تا در قالب یک گروه، حزب و سازمان، متشکل شوند و اهداف خود را به آسانی پیش ببرند.<br />
علی(ع) بیان می دارند، با اینکه اهل باطل در درون خود جهنمی از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب یک تشکل به مقابله با حق می پردازند. علی(ع) در نهج البلاغه آنگاه که سخن از پیمان شکنان می کند بر روی این نکته تأکید می کند که اینان گروهی متشکل و سازمان یافته هستند.<br />
دشمنان برای رسیدن به اهداف خود با یکدیگر متحد شده و همکاری می کنند. علی(ع) طلحه و زبیر، یعلی بن امیه و عبدالله بن عامر را مثال می زند و می فرماید:<br />
«با اینکه طلحه و زبیر از شورشیان علیه عثمان بودند هزینه سپاه خود را در جنگ جمل از طریق فرمانداران عثمان تأمین می کردند به طوری که یعلی بن امیه که از طرف عثمان در صنعا حکومت می کرد و اموال زیادی اندوخته بود چهار هزار دینار و هفتصد شتر در این راه، در اختیار زبیر قرارداد.»<br />
عبدالله بن عامر نیز که از فرمانداران عثمان بود همین اندازه بودجه سپاه را تأمین کرد و شتری به نام عسکر در مقابل ششصد درهم در اختیار طلحه قرار داد.<br />
ابن ابی الحدید می نویسد:<br />
وقتی طلحه و زبیر شورش کردند، معاویه در نامه ای به زبیر از وی به عنوان امیرالمؤمنین یاد می کند:<br />
«به نام خداوند رحمان و رحیم، به بنده خدا، زبیر امیر مؤمنان، از معاویه پسر ابوسفیان. درود بر تو، همانا من برای تو از اهل شام بیعت خواستم، آنان پذیرفتند و دسته جمعی اطاعت نمودند. بر شما باد که بصره و کوفه را در یابید که فرزند ابوطالب بر شما سبقت کرد. بعد از به دست آوردن این دو شهر، دیگر مشکلی در کار نیست و من بعد از تو با طلحه بیعت نمودم. پس خونخواهی عثمان را اعلام کنید و مردم را نیز به این مطلب دعوت نمایید و باید جدیت فراوان و چابکی برای این کار داشته باشید.»<br />
اینجا است که علی(ع) از این مجموعه به عنوان حزب شیطان تعبیر می کند و می فرماید:<br />
«الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله<br />
آگاه باشید شیطان حزب خویش را گرد آورده و سواران و پیادگان لشکر خویش را فراخوانده است.»<br />
بنابراین، علی(ع) به مسلمانان هشدار می دهد که دشمنان برای رسیدن به مقاصد خویش و سرنگونی حکومت اسلامی، با همدیگر متحد می شوند و در قالب سازمان و یا حزب به مبارزه خود ادامه می دهند.<br />
<strong>شعارها و بهانه های عامه پسند<br />
</strong>یکی از مهم ترین روش های مخالفان، طرح شعارهای عامه پسند است. از این طریق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه می کنند و برای مردمی جلوه دادن حرکت خود، شعاری مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب می سازند.<br />
این شعار و بهانه بنابر مقتضیات زمان به شکلی خاص مطرح می شود. درزمان حکومت علی(ع) سوژه پیراهن عثمان برای مخالفان آن حضرت بهانه مناسبی بوده است. عجیب این است که کسانی که خود در رأس مخالفان حکومت عثمان بودند حتی شادی خود را از قتل عثمان پنهان نکردند، پیراهن خونین عثمان را علم کردند و به مخالفت با علی(ع) برخاستند.<br />
ابن ابی الحدید می گوید:<br />
طلحه، سخت ترین تحریک کنندگان علیه عثمان بود و بعد از او زبیر در این قسمت از همه بیشتر پافشاری می کرد.<br />
بلاذری از ابی مخنف و دیگران نقل کرده است:<br />
وقتی مردم، عثمان را محاصره کردند، طلحه برای آنکه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان کشته شود از ارسال آب و نان برای عثمان جلوگیری می کرد. تا آنجا که علی(ع) از این ماجرا به خشم آمد و برای عثمان آب فرستاد.<br />
حضرت علی(ع) این جریان را چنین تحلیل می کند:<br />
«به خدا سوگند او (طلحه) برای خونخواهی عثمان با عجله دست به کار نشد، جز اینکه می ترسید خون عثمان از خود او مطالبه شود زیرا او متهم به قتل عثمان است و در میان مردم از او حریص تر بر کشتن عثمان یافت نمی شود&#8230;»<br />
و در جای دیگری می فرماید:<br />
«&#8230; و انهم لیطلبون حقاً هم ترکوه و دماء، هم سفکوه&#8230;»<br />
«و اینان در طلب حقی هستند که خود آنرا ترک کرده اند و خواهان خونی که خود آنرا ریخته اند.»<br />
به هر حال، ناکثین برای ایجاد تردید در مسلمانان و مغالطه کاری، گروهی را به عنوان خونخواه دور خود جمع کردند تا حکومت علی(ع) ساقط شود. علی(ع) شیوه پیمان شکنان را بهانه جویی و سوژه یابی معرفی می فرماید:<br />
بهانه هایی که می آورند چیزهایی است که تنها در ظاهر، رنگ و رویی دارد و در باطن هیچ.<br />
رهنمودهای علی(ع) درباره بهانه تراشی های دشمنان، ما را به هوشیاری در برابر دشمنان و بهانه هایی که آن را دستاویز توطئه های خود قرار می دهند دعوت می کند.<br />
<strong>استفاده ابزاری از چهره های مقبول<br />
</strong>شخصیت ها و چهره های شناخته شده، همانگونه که یکی از عوامل مهم پیروزی بوده اند، گاهی بزرگترین عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش می کنند تا با استفاده از این چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناکثین در راه هدف شوم خود، عایشه همسر پیامبر(ص) را با خود همراه کردند زیرا عقیده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پیامبر(ص)، همراه عایشه در راه مبارزه با علی(ع) همگام می شوند و این نقشه نیز مؤثر واقع شد.<br />
علی(ع) درباره این روش مبارزه ناکثین چنین می فرماید:<br />
«پس اینان شورش کردند، در حالی که همسر رسول خدا را همچون کنیزی که برای فروش می برند، به دنبال خود کشاندند در حالی که همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بیگانگان دور باشند) و پرده نشین حرم پیامبر را در برابر دیدگان خود و دیگران قرار دادند»<br />
عایشه عالی ترین چهره برای تبلیغات طلحه و زبیر بود. این دو از عنوان ام المؤمنین سوءاستفاده فراوان کردند و از این راه توانستند مردم را در جنگ جمل علیه علی(ع) بسیج کنند. علی(ع) در برخورد با این شیوه دشمن می فرماید: «راه جلوگیری از انحراف این است که حق را شناخت نه شخصیت افراد را»<br />
این طریق بهترین شیوه برای حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و باید مورد توجه ملت ایران نیز قرار گیرد.<br />
<strong>ایجاد شبهه<br />
</strong>از آنجا که حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمی است، باطل با وصف بطلانش نمی تواند ظاهر شود. باطل آنگاه می تواند نفوذ کند که لباس حق بپوشد و این همان چیزی است که علی(ع) از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه یاد می کند. شبهه چیزی است که شبیه به حق است. علی(ع) می فرماید:<br />
«شبهه را از این رو شبهه نام نهادند که شباهت به حق دارد اما برای دوستان خدا، نوری که آنان را در تاریکی های شبهه راهنمایی کند، یقین آن ها است، و راهنمای آن ها، مسیر هدایت است، ولی دشمنان خدا، گمراهی شان آنان را به شبهات دعوت می کند.<br />
حضرت علی(ع) یکی دیگر از روش های دشمنان را ایجاد شبهه در میان مردم می داند و معتقد است برای مردمی که به حقایق واقف نیستند، بزرگترین خطر، شبهه است، زیرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزیه و تحلیل ندارند که باطل را تشخیص داده و لباس حق را از تن باطل برکنند و دشمنان نیز در پی همین فرصت هستند.<br />
به اعتقاد علی(ع)، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه می دهند، تا آنجا که گاه حتی بر نزدیکان هم، حق مشتبه می گردد. کار شبهه، گاه به آنجا می رسد که حتی «حق ناطق» و «تبلور راستین حق» هم باید تلاش زیادی برای معرفی حق کند تا شبهه داران باور کنند که لباس حق را بر باطل پوشانیده اند.<br />
هنگامی که علی(ع) نزدیک بصره رسید، پیمان شکنان کسی را نزد حضرت فرستادند تا حقیقت حال را جویا شود و بدانند با شورشگران (ناکثین) چگونه رفتار خواهد کرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام(ع) چگونگی رفتار خویش را به شکلی بیان فرمود که برای این شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در این هنگام که امام اعتراف او را نسبت به حقانیت خویش یافت از او خواست بیعت کند،اما او پاسخ داد:<br />
من فرستاده گروهی هستم و از پیش خود کاری نمی کنم. امام(ع) فرمود:<br />
- اگر آن ها تو را گسیل می داشتند که محل ریزش باران را برایشان بیابی و سپس به سوی آن ها باز می گشتی و از مکان سبزه و آب آگاهشان می کردی اگر مخالفت می کردند و به سرزمین های بی آب و علف روی می آوردند تو چه می کردی؟<br />
- آن ها را رها می ساختم و به جایی که آب و گیاه بود می رفتم.<br />
- پس دستت را دراز کن و بیعت نما.<br />
آن شخص می گوید:<br />
سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق بر من، توانایی امتناع را نیافتم و با آن حضرت بیعت نمودم.<br />
بزرگترین آفت انقلاب اسلامی ایجاد شبهه و شک و تردید در میان مردم است. طرح مسایل بی-اساس در جامعه بویژه در زمینه مسایل اعتقادی و دینی از سوی برخی گروه ها می تواند اعتماد مردم را به انقلاب و نظام سست نماید و در دراز مدت خطر جدی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب آید. مقابله با این ترفند دشمن از ضرور ی ترین وظایف نیروهای مؤمن و انقلابی است و دراین زمینه بایستی توصیه های علی(ع) را جدی گرفته و سرلوحه کارشان قرار دهند.<br />
<strong>استفاده از جهالت مردم<br />
</strong>یکی از شگردهای دشمنان این است که سعی می کنند پیوسته مردم را در جهل و نادانی نگه دارند و برای مبارزه از این روش بهره ها می گیرند. از دیدگاه علی(ع) طلحه و زبیر با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا کنند. امام(ع) دراین باره خطاب به مردم بصره می فرماید:<br />
«سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور، عقل هایتان سبک و افکار شما سفیهانه است، پس هدف خوبی برای تیراندازانید و لقمه چربی برای مفتخواران و صیدی برای صیادان!<br />
افراد جاهل، سریع ابزار و آلت دست زیرک ها قرار می گیرند و سد راه مصالح عالیه اسلامی واقع می شوند. همیشه منافقان بی دین، مقدس نماهای احمق را علیه حکومت اسلامی برمی انگیزانند.<br />
<strong>مکر و حیله<br />
</strong>علی(ع) مکر و حیله را از اصولی ترین روش های دشمنان اسلام می داند و علت اتخاذ این روش را در دوری آن ها از اخلاق و معنویت عنوان می کند. زیرا سیاست درنظر آن ها عبارت است از مکر و حیله، و از سیاست چیزی جز آن نمی فهمند. شورشگران بصره نیز از راه مکر و حیله وارد صحنه کارزار شدند. اینها از اولین کسانی بودند که با آن حضرت بیعت کردند و بعداً پیمان خود را شکستند. یکی از آن ها مروان بن حکم بود. وی در جنگ جمل اسیر شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسین(ع) آزاد شد. پس حسنین(ع) از امام علی(ع) خواستند که مروان می خواهد با شما بیعت کند. حضرت بالحنی خشم آلود فرمود:<br />
«مگر او پس از قتل عثمان با من بیعت نکرد. هرگز نیازی به بیعت او ندارم دستش دست یهودی (دست خیانتکار و بی وفا) است، اگر با دستش بیعت کند، با پشت خود به شکستن پیمان اقدام می کند.»<br />
زمانی که عده ای می گفتند معاویه از علی(ع) سیاستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:<br />
«به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می زند اما من اهل مکر و حیله نیستم.»<br />
بنابراین یکی از راهکارهای دشمنان اسلام از دیدگاه علی(ع) استفاده از مکر و حیله است. این مکر و حیله در زمان های مختلف به اشکال متفاوت رخ می نماید.<br />
<strong>تبلیغات و جوسازی<br />
</strong>یکی دیگر از شگردهای همیشگی اهل باطل، جوسازی و تبلیغات منفی است. دشمنان با ایجاد جریان های انحرافی، افرادی را اسیر خود کرده به دنبال خویش می کشانند. علی(ع) می فرماید:<br />
«ای مردم! در طریق هدایت از کمی افراد وحشت نکنید زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.»<br />
امام(ع) از تبلیغات دشمنان به رعد و برق تعبیر می کند و تأکید می کند که آنان از طریق سرو صدا هم نمی توانند به نتیجه برسند زیرا باطل محکوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولی اهل ایمان اول عمل می کند بعد شعار می دهد.<br />
«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل و لسنا نرعد حتی نوقع ولانسیل حتی نمطر<br />
«بازیگران کارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هیاهو و خروش، شکست خوردند ولی ما برای تهدید دیگران رعدآسا نمی خروشیم تا شکست دشمن تهدید عملی برای آنان گردد و تا باران سیل آور نبارانیم سیلی به راه نمی اندازیم.<br />
<strong>ایجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمین<br />
</strong>برنده ترین سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از این طریق می کوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار کند. امیرالمؤمنین(ع) بیشترین تاکید را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند که برای استحکام نظام و حرکت اجتماعی وحدت و هماهنگی، لازم و تفرقه زیانبخش است.<br />
آن حضرت بیان می دارند که دشمنان وی از طریق تفرقه در صفوف یارانش توانستند غائله جمل و صفین را به وجود آورند و مردم را به شورش علیه حکومت اسلامی دعوت کنند. آن حضرت درباره دشمنانش می فرماید:<br />
«بر مأموران من و خزانه داران بیت المال مسلمین که در اختیار من است وارد شدند و در شهری که همه مردمش در اطاعت و بیعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعیت آن ها را که همه با من بودند به شورش واداشتند.<br />
از نظر حضرت علی(ع)، تفرقه، آثاری همچون از یاد بردن اهداف الهی، حضور دشمن درکشور و شکست و نابودی و ذلت مؤمن را به همراه دارد.<br />
وحدت در نزد علی(ع) آن چنان مهم و با ارزش است که به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامی بیست و پنج سال سکوت را درپیش گرفت.<br />
<strong>فرصت طلبی<br />
</strong>دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه های مختلف علیه حکومت اسلامی قیام می کنند. در واقع، یکی از ویژگی های دشمنان اسلام فرصت طلبی آن ها است. آن حضرت خاندان ابوسفیان و قاسطین را فرصت طلبانی معرفی می کند که هیچ گاه قلبا به اسلام گرایش پیدا نکردند و هرگاه فرصتی حاصل می شد، دست به شورش می زدند. مهمترین نشانه این فرصت طلبی برخوردهای نابخردانه آنان با حکومت علی(ع) بود و بر همین اساس بود که پیامبر(ص) با الهام الهی، باطن معاویه را شناخته و طبق نص صریح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرین قرار داده و محشورشان در قیامت بر غیر امت اسلام را برای او پیش بینی کرده است.<br />
بنابراین، از دیدگاه علی(ع) دشمن همیشه در کمین است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور می شود.<br />
استفاده ابزاری از مقدسات<br />
یکی از شیوه های دشمنان در طول تاریخ، استفاده ابزاری از مقدسات بوده است. سوءاستفاده از تقدسات، گریزگاه حق گریزی در طول تاریخ بوده است.<br />
استفاده معاویه در جنگ صفین از قرآن برای فریب یاران علی(ع) نمونه ای از این شیوه است. حضرت علی(ع) پس از فتنه تحکیم، در نامه ای به معاویه نوشت:<br />
«ثم انک قد دعوتنی الی حکم القرآن و لقد علمت انک لست من اهل القرآن و لاحکمه ترید»<br />
تو مرا به حکم قرآن دعوت کردی در حالی که اهل قرآن نیستی و حکم او را نمی خواهی»<br />
از نظر علی(ع) خوارج، گروهی خشکه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نیز با تفسیرهای غلط از دین از این جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را علیه علی(ع) شوراندند.<br />
شیوه های برخورد علی(ع) با دشمنان<br />
<strong>هوشیاری در برابر دشمن<br />
</strong>حضرت علی(ع) تاکید دارد، که باید پیوسته در برابر دشمن هوشیار بود و هرگز دشمن را کوچک نشمرد. همچنین فرموده اند:<br />
«لاتأمن عدوا و ان شکر»<br />
«از دشمن در امان نباش، هر چند از شما سپاسگزاری می کند.»<br />
از نظر علی(ع) باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت، اگر لحظه ای از دشمن غفلت کنیم، آسیب های فراوانی از ناحیه دشمن وارد می شود. ایشان می فرمایند:<br />
<strong>«من نام عن عدوه انبهته المکائد»<br />
</strong>«کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.»<br />
حضرت علی(ع) در سفارش به مالک اشتر در پذیرش صلح شرافتمندانه می فرمایند:<br />
«زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار ببند و خوش بینی را متهم کن.»<br />
علی(ع) مهمترین ویژگی خود را هوشیاری در برابر دشمن می داند و می فرماید:<br />
«به خدا سوگند من همچون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است غافلگیرش کند(من غافلگیر نمی شوم)»<br />
حضرت با بیان این سخن، توطئه طلحه و زبیر را در به دست گرفتن بصره و کوفه ناکام گذاشت.<br />
<strong>شیوه منطق و استدلال<br />
</strong>دومین شیوه برخورد مولای متقیان علی(ع) در برابر دشمنان، اتخاذ راههای اصولی، منطقی و شیوه استدلال است. حضرت به استناد آیه قرآن که می فرماید:<br />
«ادع الی سبیل ربک بالحکمه» با روش منطقی، دشمنان را مهار کرده و از این طریق می آموزد که همواره منطق و استدلال را در مبارزه نباید فراموش کرد.<br />
«زبیر می پندارد که بیعتش تنها با دست بوده نه با دل، پس او اقرار به بیعت می کند ولی مدعی است که با قلب نبوده است، بنابراین، بر او لازم است بر این ادعا دلیل روشنی بیاورد وگرنه باید به بیعت خود بازگردد و به آن وفادار باشد.»<br />
<strong>گرفتن بهانه از دست دشمن<br />
</strong>دشمنان علی(ع) برای منفور جلوه دادن چهره و حکومت علی(ع) پیراهن عثمان را علم کردند و ایشان را قاتل عثمان خطاب کردند.<br />
آن حضرت در خطبه های مختلف به تحلیل این ماجرا می پردازد و از این طریق بهانه را از دست دشمن می گیرد زیرا می دانست که اگر این بهانه در جامعه دامنگیر شود، موفقیت بزرگی برای دشمن محسوب می شود.<br />
<strong>مبارزه تا محو کامل دشمن<br />
</strong>امیرالمؤمنین(ع) آخرین راه حل را به کارگیری زور در مقابله با دشمن می داند آن حضرت معتقد است گاهی دشمن از طریق مسالمت آمیز اصلاح نمی شود و ادامه وجود آن باعث فساد و ظلم در جامعه می شود و باید نابود شود:<br />
«&#8230; پس اگر از آن سر باز زنند لبه تیز شمشیر را در اختیار آن ها قرار می دهم و این کار برای درمان باطل و یاری حق کفایت می کند.»<br />
<strong>درس های غیرت آموز<br />
</strong>آنچه اسلام واقعی را پس از پیامبر(ع) از انحرافات نجات داد رفتار علی(ع) در زمینه دشمن شناسی و شیوه برخورد با دشمنان بوده است. دشمن شناسی در نظر مولاعلی(ع) آن قدر مهم و بااهمیت است که آن حضرت شناخت دشمن را رمز بینش می دانند و تاکید می کنند که جدی نگرفتن دشمن و توهم فرض کردن دشمن به معنی نشناختن دشمن است. امام(ع) با این بیان تذکر می دهند که دشمن همواره در کمین نشسته است و باید مراقب و هوشیار بود.<br />
علی(ع) یکی از رسالت های خطیر انبیا و امامان معصوم(ع) را شناسایی دشمن و معرفی آن ها به مردم عنوان می کند که از این طریق سلامت جامعه را تضمین می کردند. دوران حکومت علی(ع) مملو از درس های عبرت آموز در زمینه دشمن شناسی است؛ زیرا در مدت ۵ سال حکومت، تمام هم و غم خود را صرف مبارزه با دشمن و هدایت منحرفان کرده است. این تجربه گرانقدر باید الگوی حکومت های اسلامی بویژه جمهوری اسلامی قرار گیرد. پیروی از سیره امام علی(ع) و عبرت گرفتن از رفتار آن حضرت در شیوه برخورد و شناسایی دشمن می تواند ما را در شناسایی دشمنان یاری دهد.<br />
امیرالمؤمنین(ع) به کرات از خطر جریان نفاق در جامعه اسلامی سخن می گوید و تأکید دارد که دشمنان با چهره نفاق، ارزش های اسلامی را زیر سؤال می برند و زمینه های استحاله نظام اسلامی را فراهم می کنند.<br />
علی(ع) آن روز با جاهلان مقدس مآب مواجه بود و جامعه اسلامی امروز ما نیز با افراد به اصطلاح روشنفکر و غربزده روبرو است. هر دو جریان در یک نقطه اشتراک دارند و آن فهم نادرست از مبانی و تعالیم اسلام است، این ناآگاهی و جهالت باعث شده است تا در مقابل نظام اسلامی جبهه گیری کنند.</p>
<p dir="rtl">
منبع: ویژه نامه پیام حوزه ش۲۹و۲۸</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%d9%8a%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دشمن شناسی از دیدگاه رهبری (۲)</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-2/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:17:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=485</guid>
		<description><![CDATA[ 
در قسمت اول ، به ضرورت دشمن شناسی ، اقسام و ابعاد دشمن ، ابعاد جنگ روانی و دو مورد از راهکارهایی که دشمنان  در جهت بر اندازی نظام به آن روی آورده اند را از زبان رهبری نقل کردیم و اینک ادامه آن :
۳٫ تضعیف روحانیت
بـی‌تـردیـد حـضـور روحانیتِ آگاه و متعهد، در خیل عظیم نیروهای مردمی، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong> </strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl">در قسمت اول ، به ضرورت دشمن شناسی ، اقسام و ابعاد دشمن ، ابعاد جنگ روانی و دو مورد از راهکارهایی که دشمنان  در جهت بر اندازی نظام به آن روی آورده اند را از زبان رهبری نقل کردیم و اینک ادامه آن :</p>
<p dir="rtl">۳٫ تضعیف روحانیت</p>
<p dir="rtl">بـی‌تـردیـد حـضـور روحانیتِ آگاه و متعهد، در خیل عظیم نیروهای مردمی، نقش مهمی در پیروزی انـقـلاب اسـلامـی ایـفا کردند به همین دلیل آماج حملات دشمنان و وابستگان آن‌ها قرار گرفتند. ازاین رو رهبری می‌فرماید. <strong>&#8221; دشمنان اسلام از مقابله با نظامی که منافع نامشروع استکبار را در منطقه برهم زده است، دست نخواهند کشید و با آن آشتی نخواهند کرد. تجربه‏های شکست‏خورده آنان سبب شده است که روشهای خود را در مقابله با ملت ایران پیچیده‏تر کنند و امروز به این نتیجه رسیده‏اند که برای زدن و کوبیدن انقلاب، باید به سراغ حوزه‏های علمیه و دانشگاهها و یا یک فرد معمم بروند، تا بلکه از طریق آنها به هدف خود برسند، اما توطئه‏گران از بیداری حوزه و دانشگاه و هوشیاری بزرگان این کشور غافل بودند. &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">۴٫ القای ناکارآمدی دین</p>
<p dir="rtl">القای ناکارآمدی دین، از سوژه‌های مهمی بود که در جهت از بین بردن هویت دینی نظام اسلامی توسط بیگانگان در دستور کار قرار گرفت. طرح شبهاتی در خصوص محدودیّت قلمرو احکام دیـنـی و نفی جاودانگی احکام اسلامی، نمونه ای از این حرکت دشمن در جهت القای ناکارآمدی دین محسوب می‌گردد که در ذیل به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود.</p>
<p dir="rtl">اسلامِ هزار و چهارصد سال پیش در مورد مفاهیم اجتماعی امروز نظر ندارد و اگر هم مطلبی داشته باشد قرائت‌ها از آن متفاوت است و در تعارضِ با هم، همه ساقط می‌شوند.</p>
<p dir="rtl">فـقـه قـابـلیـت اجـرا در هـمـه زمـان‌ها را نـدارد و حکومت دینی به معنی اجرای احکام شریعت نیست</p>
<p dir="rtl"><strong>&#8220;استکبار در سی سال اخیر همه امکانات سیاسی ـ اقتصادی و نظامی خود را برای نابود کردن انقلاب اسلامی به کار گرفته است اما به این نتیجه رسیده که حمایت بی دریغ ملت و اتکای نظام اسلامی به ایمان عمیق مردم، از بین بردن جمهوری اسلامی را ناممکن کرده است و به همین علت با همه توان، خنثی کردن وجهه ضداستکباری و کاهش محتوای دینی و روح انقلابی نظام را دنبال می‌کند که این واقعیت هوشیاری کامل ملت و مسئولان را می‌طلبد &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">۵٫ تفکیک دین از سیاست</p>
<p dir="rtl">پـیـروزی انـقـلاب اسـلامـی ایـران توانست با ارائه نوعی حـکـومـت دینی، دین را در تمام عرصه‌ها مطرح کند. ظهور این حکومت دینی که بیانگر جامعیت دین اسلام بود، بیگانگان را به فکر مقابله با این جریان دینی انداخت.</p>
<p dir="rtl"><strong>&#8220;دشمنان اسلام درطول یک قرن و نیم گذشته سعی کرده بودند اسلام رابه طورکلی ازعرصه زندگی جامعه بیرون رانده و باطرح نظریه جدایی دین ازسیاست، دینداری رافقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی قلمداد کنند و با حذف اسلام ازصحنه سیاست جهان، کشورهای اسلامی راعرصه غارتگری‌ها و تاخت و تازهای سیاسی خود نمایند. &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">۶٫ شکست و نابودی اسلام و نظام اسلامی</p>
<p dir="rtl">تـاریـخ گـواه خـوبـی بـر این ادعا است که استکبار جهانی و وابستگانش نسبت به انقلاب‌ها و نـهـضـت‌هایـی کـه مـبـتنی بر مکتب بوده اند سخت دشمنی کرده، حیات این انقلاب‌ها را مساوی با زوال و نابودی خود می‌دانند. <strong>&#8221; آنچه که بدخواهان ودشمنان این ملت درپی آن هستند، سلب این انگیزه وایمان ازمردم است &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>برخی از شیوه‌های دشمن در مبارزه با نظام اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری :</strong></p>
<p dir="rtl">در مـوضـوع دشـمـن شـنـاسـی، تـوجه به شیوه و روش دشمنان در جهت براندازی نظام اسلامی بسیار مهم است. ازمهمترین شیوه دشمن عبارتنداز؛</p>
<p dir="rtl">۱٫ تحقیر فرهنگ اسلامی</p>
<p dir="rtl"> رهبر انقلاب، تهاجم و شبیخون فرهنگی را از جمله علائم تلاش جبهه استکبار برای بی محتوا کردن نظام اسلامی خوانده و تأکید کرد &#8220;درک هوشمندانه این موضوع و دفاع از &#8220;ارزشهای اسلامی و انقلابی &#8220;<strong>، وظیفه اینجانب و مردم است که به فضل الهی، مردم، امروز با هوشیاری، درک بالا و با قدرت تحلیلِ تحسین برانگیز، در صحنه حاضرند </strong></p>
<p dir="rtl">۲٫ استفاده از روش‌های گوناگون تبلیغی</p>
<p dir="rtl">تـبـلیغات و جنگ روانی از کارآمدترین روش‌های دشمن برای دست یابی مجدد به منافع از دست رفته خود در ایران است. رهبری می‌فرماید. <strong>&#8221; یکی ازتوطئه‌ها و تهدید‌های دشمن، ایجاد اختلاف بین و دردرون کشورهای اسلامی است. در واقع، بهترین ابزار و وسیله‌ای که دشمن دراختیاردارد، این است که بین مسلمین اختلاف ایجاد کند </strong></p>
<p dir="rtl">۳٫ ترویج آزادی وارداتی</p>
<p dir="rtl">از شیوه‌های دیگر دشمن در جهت رسیدن به مقاصد و نیّات پلید خویش، ترویج آزادی وارداتی (اشـاعـه بـی بـنـد و بـاری و فـساد) می‌باشد. جریان تاریخی فروپاشی تمدن اسلامی در (اندلس ) سند گویایی است که پرده از حرکات پنهانی دشمن برمی دارد. مقام معظم رهبری : &#8220;<strong>درتفکر اسلامی و مکاتب غربی تفاوت‌های اصولی و اساسی دربیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد&#8230;. اسلام در برخی از زمینه‌ها دایره را از این محدودتر می‌کند و در بعضی از زمینه‌ها آن را گسترش می‌دهد و به اصطلاح طلبگی‌، بین نظر اسلام و نظر رایج دردنیای غرب درباب، آزادی، عموم و خصوص من وجه است. دربرخی ازچیزها مانظر غرب رابسیار محدود، تنگبینانه و دربعضی ازامور آن رابیش ازحد وسعت یافته و نزدیک به بی بند و باری می‌دانیم</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ایشان می‌فرماید &#8220;یک انسان برای اینکه آزاد باشد کافی نیست که زیرسلطه انسان دیگر یا حکومت جبارنباشد، بلکه لازم است که زیر سلطه قوه غضبیه و شهویه خودش هم نباشد انسانی که براثر ضعف،ترس، طمع، حرص و شهوات نفسانی مجبور می‌شود تحمیلات و محدودیتهایی را قبول کند آن انسان هم درحقیقت آزاد نیست &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">۴٫ تفرقه افکنی</p>
<p dir="rtl">.رهبری می‌فرماید. <strong>&#8221; استکبارتلاش می‌کند تک تک دولت‌ها و حکومت‌های اسلامی را با چیزهای جزیی و با وعده ای واهی ازبدنه دنیای اسلام جدا کند ووضع همین چیزی می‌شود که هم اینک درجهان اسلام وجود دارد &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">۵٫ ایجاد ناامنی و هرج و مرج</p>
<p dir="rtl">از دیگر شیوه‌های دشمن جهت مقابله با نظام اسلامی، ایجاد ناامنی و هرج و مرج می‌باشد. ایجاد نـاامـنـی زمـیـنـه مـنـاسـبـی بـرای تـضـعـیـف روحـیـه مـقاومت و ایستادگی مردم خواهد بود و توجه کارگزاران نظام را از موضوعات کلیدی و اصلی به موضوعات فرعی و جنبی سوق می‌دهد.<strong> &#8221;امروزاگر دردنیا ظلم وجود دارد، اگرسلطه وجود دارد، امروز اگرتمدن خشن غربی، دنیا را پرکرده است وغارت اموال ملتها به وسیله مراکز جهانی وجود دارد، اینها به خاطر وجود هرج ومرج وانزوای اخلاق انسانی است </strong>&#8220;</p>
<p dir="rtl">۶٫ به کارگیری ابزاری روشنفکرنماها و احزاب</p>
<p dir="rtl"> این افراد وابسته که توسط بیگانگان انتخاب می‌شوند، نسل جوان را آماج تیرهای زهرآگین استعمار قرار می‌دهند و ضمن دفاع از فرهنگ غربی و ره آورد آن، دیـن و فرهنگ دینی را زیر سؤ ال می‌برند. رهبری در مورد روشنفکر درایران می‌فرماید:<strong> &#8220;من بارها گفته‏ام که روشنفکری در ایران، بیمار متولّد شد. مقوله روشنفکری، با خصوصیّاتی که در عالم تحقّق و واقعیّت دارد &#8211; که در آن، فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی، احساس درد در مسائل اجتماعی و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است &#8211; در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولّد شد. چرا؟ چون کسانی که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما هستند، آدمهایی ناسالمند. &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>برخی راه حل‌های مبارزه با دشمن در بیانات مقام معظم رهبری :</strong></p>
<p dir="rtl">از مهمترین راه حل مبارزه با دشمن ازمنظر و نگاه رهبری، توجه به سه اصل اساسی است:</p>
<p dir="rtl">۱٫ هوشیاری و درک موقعیت</p>
<p dir="rtl">۲٫ جرأت اقدام و نترسیدن از سختی‌ها و خطرها</p>
<p dir="rtl">۳٫ ایمان و امید به آینده</p>
<p dir="rtl">ایشان نسبت به این سه اصل می‌فرماید <strong>&#8221; هوشیاری و درک موقعیت ـ جرأت اقدام و نترسیدن از سختی‌ها و خطرها ـ و ایمان و امید به آینده سه درس مهم [هستند] این درسهای مهم، راهگشای امروز و آینده ملت و کشور است &#8220;.</strong></p>
<p dir="rtl">ایشان از یک طرف از مردم می‌خواهد که هوشیار باشند زیرا <strong>&#8220;دشمن گاهی با ده واسطه یک فرد ساده لوح و بیچاره‏ای را تحریک می‏کند که حرفی را بزند و یا موضعگیری غلط و ناشیانه‏ای را انجام دهد؛ و ممکن است چنین فردی، حتی خودش هم نداند که عامل دشمن است. بنا بر این باید هوشیار بود؛ و من امیدوارم که ملت ایران در شناخت دشمن اشتباه نکند. دشمن، استکبار جهانی است. دشمن، آمریکاست و دشمن، صهیونیستها هستند. &#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">وازطرف دیگرعلاوه برهوشیاری وآگاهی مردم، آمادگی لازم جهت مبارزه با دشمنان اسلام را داشته باشند.</p>
<p dir="rtl"><strong>&#8221; ملت ایران به همان نسبت که دشمن، روشهای خود را در توطئه علیه ایران اسلامی پیچیده‏تر می‏کند، باید بر هوشیاری و آگاهی خود بیفزاید و با آمادگی معنوی، فکری، سیاسی و حفظ وحدت و اتصال و ارتباط با یکدیگر، چهره دشمن را در هر لباسی که هست، شناسایی کند. </strong><strong></strong></p>
<p><strong><br />
<hr size="2" /></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>منبع:</strong></p>
<p dir="rtl">فارس</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دشمن شناسی از دیدگاه مقام معظم رهبری (۱)</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-1/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:13:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=482</guid>
		<description><![CDATA[ 
 
 
 
 
در سال ۱۳۵۷ مهمترین اتفاق برای ایران و ایرانی اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید. انقلابی که در ابعاد گوناگون، منشاء پیامدهای بنیادی و شگرفی در سـطـح جهان گردید و علاوه بر آن، به انسان کرامت، به مسلمانان شوکت و به مؤ منان عزّت و عظمت بخشید.
در این میان حرکتی انجام شد که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">در سال ۱۳۵۷ مهمترین اتفاق برای ایران و ایرانی اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید. انقلابی که در ابعاد گوناگون، منشاء پیامدهای بنیادی و شگرفی در سـطـح جهان گردید و علاوه بر آن، به انسان کرامت، به مسلمانان شوکت و به مؤ منان عزّت و عظمت بخشید.<br />
در این میان حرکتی انجام شد که باید روی آن تفکر بیشتری کرد،. آن هم خط بطلان کشیدن بر منافع بیگانگان است. این امر باعث ساخته شدن دشمنانی برای انقلاب اسلامی شد. دشمنان پس از پیروزی انقلاب آرام نشسته و همواره در تولید طرح و نقشه‌هایی جدید در جهت دست درازی به خاک، هویت، فرهنگ و منافع ملت ایران بوده و هستند.<br />
به طور قطع و یقین ازجمله عوامل مهم ناکامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است . از این رو در این نوشتار در تلاش آنیم هستیم تا دشمن را با کنکاشی در سخنان مقام معظم رهبری شناسایی کنیم.</p>
<p dir="rtl"><strong>ضرورت دشمن شناسی</strong></p>
<p dir="rtl">بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.<br />
امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید.(۱)» (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند)<br />
در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. (۲)»<br />
همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال ۸۶ در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. (۳)»</p>
<p dir="rtl"><strong>اقسام دشمنان</strong></p>
<p dir="rtl">در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است. (۴)»</p>
<p dir="rtl"><strong>تشریح ابعاد مختلف دشمن درونی</strong></p>
<p dir="rtl">ازجمله عوامل عقب ماندگی ملت ها که زمینه تسلط بیگانگان را بر منابع مادی و معنوی یک کشور فراهم می سازد، پدیده شوم تنبلی اجتماعی و عدم خودباوری و اعتماد به نفس در یک ملت می باشد که رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن درونی ملت بزرگ ایران یاد نموده و می فرمایند: «اگر ملتی این بیماری ها را داشته باشد، این ملت پیشرفتش ممکن نیست، اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت، اینهامثل موریانه ای که در درون پایه بنا بیفتد، بنا را ویران می کند.»</p>
<p dir="rtl"><strong>تشریح ابعاد مختلف دشمن بیرونی و برنامه های آن</strong></p>
<p dir="rtl">رهبر معظم انقلاب دشمن بیرونی ملت ایران را نظام سلطه بین المللی دانسته و جنگ روانی، جنگ اقتصادی و همچنین مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی کشور را ازجمله محورهای مهم برنامه های دشمن بیرونی ارزیابی نمودند «دشمن بیرونی عبارتست از نظام سلطه بین المللی، یعنی همان چیزی که به آن استکبار جهانی می گوییم&#8230; امروز مظهر این دشمن عبارتست از شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی ایالات متحده آمریکا. (۵)»<br />
«امروز دشمنان بیرونی ما هم برای ملت ایران نقشه دارند. ما سیاست های پنج ساله خودمان را تعریف می کنیم، افق چشم انداز بیست ساله را تعریف می کنیم، برای اینکه راه را مشخص کنیم، دشمن ما هم همین طور، او هم برای ما برنامه دارد، او هم سیاستی دارد، باید سیاست او را بشناسیم. من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم: «اول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. (۶)»</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>تشریح ابعاد مختلف جنگ روانی دشمن</strong></p>
<p dir="rtl">یکی از مهمترین ابعاد جنگ دشمنان بیرونی، بهره گیری از جنگ روانی می باشد که در آن تلاش بر این است که با طراحی قبلی و حتی المقدور بدون بکارگیری از ابزار نظامی به نتایج موفقیت آمیز یک جنگ تمام عیار در عرصه دیپلماسی، سیاسی فرهنگی اجتماعی دست یافت در تعریف جنگ روانی آمده است: «عملیات روانی شامل اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت ها، سازمان ها، گروهها و افراد می باشد. (۷)»<br />
آنچه می توان از آن بعنوان مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن در کلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از:<br />
۱- مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور<br />
۲- تضعیف اراده عمومی مردم.<br />
۳- تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه.<br />
۴- سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور.<br />
۵- ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور.<br />
۶- ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران.<br />
۷- عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای.<br />
۸- ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی.<br />
۹- دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی<br />
یکی از ابزارهای مهم دشمن در جنگ روانی ایجاد اختلاف و تشتت آراء در بین یک ملت با بهره گیری از گروهها، شخصیت ها و جریانات سیاسی وابسته به خود می باشد که رهبر معظم انقلاب در کلام خود این دسته از عناصر سیاسی را نصیحت دوستانه نموده و فرمودند: «من به همین مناسبت به عناصر سیاسی داخلی هم دوستانه نصیحت می کنم، مراقب باشند، طوری حرف نزنند، طوری موضعگیری نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانی کمک شود. (۸)»<br />
به همین مناسبت مقام معظم رهبری در موضوع فناوری هسته ای نیز به عده ای که در داخل کشور همان حرف های دشمن را تکرار می کنند نصیحت کرده و فرمودند: «عده ای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار می کنند که: آقا! چه لزومی دارد؟&#8230; همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته ای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند. (۹)»<br />
در این زمینه مواضع برخی جریانات سیاسی داخلی که در واقع با موضع گیری خود بخشی از عملیات روانی دشمن را در داخل کشور کلید می زنند قابل تأمل است که چگونه پس از صدور قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت بر علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران برخی احزاب و جریانات سیاسی با اتخاذ مواضع منفعلانه در جهت اهداف جنگ تبلیغاتی و روانی دشمن گام برمی دارند که بعنوان نمونه می توان به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اشاره نمود که در بخشی از آن آمده است: «دولت نهم با افراطی گری و بی منطقی خود در حوزه سیاست خارجی و پرونده هسته ای، مصالح و منافع یک کشور را در معرض تاراج قرار داده است. (۱۰)»<br />
این درحالی است که در همین ایام روزنامه واشنگتن پست با سرزنش اعضای دائم شورای امنیت می نویسد: «این شورا به جنگ اراده یک ملت رفته است و برگ برنده جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای با غرب، به میدان آمدن خواست و اراده ملی است، اراده ای که چون متکی بر پشتوانه یک ملت است به هیچ وجه شکستنی نیست. (۱۱)»</p>
<p dir="rtl"><strong>سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت، خواست دیگر دشمن</strong></p>
<p dir="rtl">از جمله نکات مهم دیگری که رهبر معظم انقلاب از آن بعنوان خواست دشمنان نام بردند تلاش آنان برای سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت می باشد و در این زمینه ضمن حمایت خاص از تلاشهای بی وقفه دولت فرمودند: «اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزی است که دشمنان می خواهند نباشد دشمنان می خواهند مردم به دولت- که مسئولیت اداره امور کشور را دارد- بی اعتماد باشند، سعی کنید این نقشه دشمن را خنثی کنید. من از دولت حمایت می کنم از همه دولتهای بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می کنم، این حمایت، بی دلیل و بی حساب و کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت گیری عدالت ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم. (۱۲)»</p>
<p dir="rtl"><strong>پی نوشت ها:</strong></p>
<p dir="rtl">۱- غررالحکم ج۵ ص۳۴۴<br />
۲- صحیفه نور ج۷ ص۴۸<br />
۳- مقام معظم رهبری- اول فروردین ۱۳۸۶- مشهد مقدس<br />
۴- همان<br />
۵- همان<br />
۶- همان<br />
۷- فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی- شماره دوازدهم ص۴۱<br />
۸- مقام معظم رهبری- اول فروردین ۱۳۸۶- مشهد مقدس<br />
۹- همان<br />
۱۰- هفته نامه صبح صادق- ۲۰فروردین ۸۶<br />
۱۱- همان<br />
۱۲- مقام معظم رهبری- اول فروردین ۸۶- مشهد مقدس</p>
<p dir="rtl"><strong>منابع و مآخذ </strong><strong>: </strong><strong><br />
</strong>سایت دفتر مقام معظم رهبری<br />
مقاله ای در روزنامه کیهان- ۱۵فروردین ص۷<br />
سایت بچه ها ی قلم<br />
سایت تبیان<br />
هفته نامه کمیل<br />
سایت آوینی<br />
منبع : http://www.farhangnews.ir</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دشمن‏شناسی امام رضوان الله تعالی علیه</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86%e2%80%8f%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86%e2%80%8f%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:10:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=479</guid>
		<description><![CDATA[ 
پژوهشگر: علی محمد حاضری
 
امام در تدارک و آرایش نیروهای جبهه انقلاب در مقابل استکبار، از یک سو شناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب در این قشر به دست می‏دهد و از سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص می‏دهد. در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">پژوهشگر: علی محمد حاضری</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">امام در تدارک و آرایش نیروهای جبهه انقلاب در مقابل استکبار، از یک سو شناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب در این قشر به دست می‏دهد و از سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص می‏دهد. در جای جای سخن امام، مسئله تامین و تربیت نیروی انسانی خود یافته و دارای اعتماد به نفس و مسلح به دانش و تخصص و مبرا از خودخواهیها و نفس پرستیها به عنوان اصلیترین عامل ایجاد، بسط، تداوم و صیانت انقلاب رخ می‏نماید. صراحت، تکرار و تاکیدات حضرت امام در این زمینه تا به حدی است که لااقل در شرایط فعلی و برای این نسل، نیازی به ارائه موارد و نمونه‏های آن نیست.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">با استفاده از کلام امام و اسناد لانه جاسوسی</p>
<p>ابعاد وجودی حضرت امام، سرشار از برجستگیها و خصایص ممتازی است که هر یک به نوبه خود و به تنهایی کافی است تا از امام چهره‏ای استثنایی و سرآمد معرفی کند. یکی از این ویژگیها، فراست و دقت فطری امام در شناخت دشمن و حربه‏ها و راهبردهای اوست.</p>
<p>در پرتو این ویژگی است که امام دشمن اصلی و خطر عمده را در مراحل مختلف حیات سیاسی خویش باز شناخت و متناسب با آن به مقابله با توطئه‏ها و دسیسه‏های دشمن همت گماشت و در دام مشغولیت‏با مسائل حاشیه‏ای و فرعی و فراموشی دشمن اصلی گرفتار نیامد و متقابلا تکیه‏گاهها و نقاط قابل اتکا و اعتماد و مراکز و منابع تامین نیرو و امکانات جبهه اسلام و انقلاب را در مقابله با دشمن بخوبی شناخت و از تمامی آن امکانات بدرستی سود جست. درک اهمیت مسئله فرهنگ در معنای عام و گسترده آن و جایگاه عظیم جبهه فرهنگی در صحنه مبارزه همه جانبه حق و باطل بویژه در شرایط امروزین جهان از مصادیق بارز این تیزبینی و دقت نظر ایشان است.</p>
<p>از میان گستره مسائل فرهنگی، شناخت اهمیت نقش دانشگاهها و قشر دانشگاهیان اعم از استادان و دانشجویان و به طور کلی حاملان و مسلحان به سلاح دانش و تخصص و صاحبان فکر و اندیشه که مغز متفکر جامعه را تشکیل می‏دهند و در این معنا طبعا در برگیرنده هر دو قلمرو حوزه و دانشگاه و روحانی و دانشگاهی است از برجستگی خاصی برخوردار است.</p>
<p>امام در تدارک و آرایش نیروهای جبهه انقلاب در مقابل استکبار، از یک سو شناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب در این قشر به دست می‏دهد و از سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص می‏دهد. در جای جای سخن امام، مسئله تامین و تربیت نیروی انسانی خود یافته و دارای اعتماد به نفس و مسلح به دانش و تخصص و مبرا از خودخواهیها و نفس پرستیها به عنوان اصلیترین عامل ایجاد، بسط، تداوم و صیانت انقلاب رخ می‏نماید. صراحت، تکرار و تاکیدات حضرت امام در این زمینه تا به حدی است که لااقل در شرایط فعلی و برای این نسل، نیازی به ارائه موارد و نمونه‏های آن نیست.</p>
<p>از همین زاویه نگرش است که اصولا امام مسئله دانشگاهها را حتی در بحرانی‏ترین شرایط جنگ تحمیلی، از اهم مسائل کشور معرفی می‏نمایند و در تاریخ ۱۹/۹/۶۴ خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی می‏فرمایند: &#8220;ما جنگ داریم، جنگ چیز مهمی نیست، حل می‏شود. . . اما مسئله دانشگاه یک مسئله فوق‏العاده است. &#8221;</p>
<p>در همین راستا، امام نسبت‏به راههای نفوذ و شیوه‏ها و مکانیسمهای تسلط دشمن بر دانشگاهها که نهایتا به سلطه همه جانبه بر کشور می‏انجامد، حساسیت و تیزبینی ویژه‏ای داشتند و مسئله اعزام دانشجو به خارج را از این نقطه نظر مورد مداقه قرار دادند. ایشان در فرصتها و موارد متعدد این نکته را یادآور می‏شوند که خارجیها و بیگانگان بنا ندارند جوانان و فرزندان ملتهای مسلمان و جهان سوم را که برای تحصیل به آنها رو می‏آورند با دست پر برگردانند و به همین لحاظ نوعا نسبت‏به اصل این سیاست‏با نوعی تردید نگریسته، تاکید بر مراکز داخلی و بسط و توسعه آنها را به نحوی که ما را از خارج بی‏نیاز کند، مورد نظر داشته‏اند. به عنوان نمونه می‏توان به موارد زیر اشاره کرد.</p>
<p>&#8220;جوان عزیز ما که سرمایه‏ها میهن هستند باید بدانند که رفتن به غرب و شرق برای آموختن علوم مختلف، آنان را از رسیدن به مقصود که استقلال و آزادی است‏باز می‏دارد و وابسته‏شان خواهد نمود.</p>
<p>باید به خود تلقین کنیم که در غرب هیچ خبری جز عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تعالی نیست (۱) &#8221;</p>
<p>&#8220;. . . در خارج به جوانان ما درس اساسی نمی‏دهند. . . این طرز تفکر که غیر از خارج در جای دیگر نمی‏شود تحصیل کرد امری است‏باطل چرا که با اینگونه تبلیغات می‏خواهند جوانان ما را به خارج بکشند و با تفکر خودشان به ایران برگردانند.&#8221; (۲)</p>
<p>در موارد معدودی نیز که با توجه به واقعیتها و ضرورتها، اساس اعزام دانشجو به خارج را نفی نفرموده‏اند، اصل نفی سلطه و بیگانه ستیزی و هوشیاری در قبال دریچه‏های سلطه جویان را در این مقوله دقیقا مورد عنایت قرار داده، اعزام دانشجو به کشورها و مراکزی که قصد سلطه بر کشور ما را دارند منع نموده‏اند. ایشان می‏فرمایند:</p>
<p>&#8220;ما باید فکری بکنیم که جوانهای ما در همین جا خوب تحصیل بکنند و بر فرض احتیاجی به خارج رفتن باشد، به کشورهایی بروند که استعماری نباشد و طمع اینکه ما تحت‏سلطه آنان باشیم نداشته باشند. . .</p>
<p>استفاده از علوم و گرفتن آن از دیگران مانعی ندارد ولی باید توجه داشت که از جایی علوم را بگیریم که نخواهند ما را منحرف کنند. &#8221;</p>
<p>&#8220;دانشجویان متعهد را در کشورهایی که صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند و از فرستادن به امریکا و شوروی و کشورهایی که در مسیر این دو قطب هستند احتراز کنند.&#8221; (۳)</p>
<p>صحت و دقت مواضع امام در این زمینه هنگامی روشنتر می‏شود که با مراجعه به اسناد لانه جاسوسی نقطه نظرات دشمن و انتظارات امریکا، سمبل و سردمدار قدرتهای استکباری و مصداق بارز قدرتهایی که قصد سلطه بر کشور ما را دارند باز یابیم.</p>
<p>این اسناد که به حق ارزشمندترین اطلاعات در بیان حقایق مربوط به روابط این قدرت شیطانی با ملت ماست، و در استثنایی‏ترین وضعیت، در تاریخ روابط دیپلماتیک معاصر، به برکت‏حرکت انقلابی &#8211; اسلامی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اختیار ما قرار گرفته است، حاوی نکات و اطلاعات ارزنده‏ای در معرفی نقطه نظرهای امریکا در قبال دانشجویان ایرانی در امریکا به طور اخص و تحصیلات خارج کشور به طور اعم است و انتظارات و توقعات این رژیم را درباره این مقوله روشن می‏سازد.</p>
<p>بررسی کلی این اسناد حاکی از آن است که &#8220;سباقه تحصیلات در امریکا&#8221; یکی از کلیدیترین اطلاعاتی است که از نظر تنظیم‏کنندگان این اسناد می‏تواند معرف علاقه و تمایل افراد ایرانی به داشتن حسن رابطه با امریکا تلقی گردد. به طوری که در آن قسمت از اسناد، که به توصیف خصوصیات افراد یا بیان بیوگرافی اشخاص اختصاص دارد، تقریبا در مورد همه تحصیلکرده‏های امریکا، از سوابق تحصیلی و اقامت آنها در امریکا به عنوان یک خصوصیت مثبت و قابل اتکا و اطمینان در هت‏حفظ منافع آن کشور یاد شده است.</p>
<p>به عنوان مثال در اسناد متعددی که موضوع آن معرفی و شرح ملاقاتها و اقدامات یکی از سران دولت موقت است مکررا به موضوع تحصیلات و اقامه او در امریکا اشاره می‏شود و این موضوع حتی در معرفی بسیار خلاصه و پنج‏سطری که از این فرد به عمل می‏آید، جای ویژه و مهمی را به خود اختصاص می‏دهد.</p>
<p>به طوری که هنگام معرفی این فرد به عنوان سفیر ایران در کشورهای شمال اروپا، به رسم معمول دیپلماتیک، شرح مختصری از خصوصیات و ویژگیهای این مامور سیاسی، از طرف سفارت امریکا در ایران تهیه و به سفارت امریکا در محل خدمت او ارسال می‏شود تا ماموران سفارت امریکا در آن کشور شناخت لازم را درباره این فرد داشته باشند. در این گزارش مختصر پنج‏سطری که همه خصوصیات و اطلاعات مورد نیاز برای معرفی یک سیاستمدار برجسته را دربرمی‏گیرد، یک سطر به سابقه تحصیل و سکونت او در امریکا اختصاص داده می‏شود. (۴)</p>
<p>در یک مورد دیگر، سابقه سکونت‏یک وزیر ایرانی بعد از انقلاب اسلامی که تحصیل کرده امریکا بوده است، به عنوان عامل تمایل او به برقراری رابطه تجاری ایران با امریکا یاد می‏شود. به طوری که در سند آمده است &#8221; (نام وزیر) . . . او مدتها در امریکا به سر برده، روی این حساب برقراری روابط بازرگانی بین دو کشور را تایید خواهد کرد.&#8221; (۵)</p>
<p>در یکی از اسناد، از سابقه آموزش بسیاری از فعالین سیاسی ایران در امریکا به عنوان عامل مساعد در خوش‏بینی امریکا نسبت‏به مناسبات مساعد بین دو کشور یاد می‏شود. اگر به زمان تنظیم این سند که ۲۷/۱۲/۵۷ یعنی حدود یک ماه بعد از پیروزی انقلاب بوده است دقت نماییم متوجه می‏شویم که این قدرت استکباری حتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و نابودی رژیم دست نشانده‏اش در ایران، تا چه پایه چشم امید به دانشجویان ایرانی تحصیلکرده در امریکا دوخته بوده است. متن سند بدین صورت است:</p>
<p>&#8220;بدون شک بسیاری از ایرانیان باهوش و فعالین سیاسی در ایالات متحده آموزش دیده‏اند. ما تصور میکنیم که احتمالا به‏علت این آموزش، مناسبات مساعدی بین ایالات متحده و ایران در پیش است&#8221; (۶)</p>
<p>در سندی دیگر ضمن شرح جریان ملاقات با یکی از وزرای ایران بعد از انقلاب و در شرایطی که فضای جامعه مملو از شعارها و موضعگیریهای شدید ضد امریکایی بوده است، تنظیم کننده سند، از فضای ملایم و بدون لفاظی حاکم بر مذاکرات بین کاردار امریکا و وزیر ایرانی با خرسندی یاد می‏کند و آن را همان وضعیت مورد انتظار از یک تحصیل کرده امریکایی می‏داند.</p>
<p>&#8220;رویهم رفته مذاکرات در فضای ملایم و بدون لفاظی صورت گرفت. چنانکه از یک اهل علم و سواد می‏توان انتظار داشت و کسی که در دانشگاههای امریکا تحصیل کرده است. (۷)</p>
<p>به غیر از اسنادی که مستقیما به تحصیلکرده‏های ایرانی در امریکا مربوط است، در یکی از اسناد، به مقامی عالیرتبه در دولت موقت اشاره می‏شود و ضمن آن به سابقه هفده ساله تحصیل و سکونت او در آلمان استناد شده و تصریح می‏شود که آلمانها، چنین شخصی را به عنوان &#8220;آدم خودشان در تهران&#8221; (۸) تلقی می‏کنند. در همین سند اظهار نظر شده است که آلمان با در اختیار داشتن یک ایرانی تحصیلکرده آلمان در پست مهمی در دولت ایران اسلامی، از امتیاز ویژه‏ای برخوردار است که دیگر حکومتهای خارجی از آن محروم‏اند.</p>
<p>&#8220;شویس (مقام وزارت خارجه آلمان) احساس می‏کرد که با در نظر گرفتن عدم محبوبیت ایالات متحده و انگلیس در ایران در حال حاضر، پیوندهای آلمانی او (مقام ایرانی تحصیلکرده آلمان) برای &#8220;بن&#8221; یک امتیاز در سر و کار داشتن با تهران به شمار می‏آید که حتی فرانسویها آن را ندارند.&#8221; (۹)</p>
<p>اسناد فوق بیانگر توقع و انتظار بیگانگان از ایرانیان تحصیلکرده در آن کشورهاست. ما</p>
<p>در سند دیگری، علاوه بر این توقعات، تدارک و برنامه‏ریزی و عمق علاقه دشمنان در پذیرفتن هر چه بیشتر دانشجویان ایرانی را شاهدیم. به طوری که در سال ۱۳۵۶ در همان حال که امریکاییها در همه ابعاد به نحو بیسابقه‏ای بر ایران تسلط و سیطره داشته و تقریبا همه امور با هدایت آنها برنامه‏ریزی و پیگیری می‏شده است و در همان زمان بنا بر آمارهای غیر رسمی، رقمی بین سی تا پنجاه هزار دانشجوی ایرانی در امریکا مشغول تحصیل بوده‏اند، به عنوان یکی از محورهای چندگانه در ترسیم خطوط اصلی سیاست امریکا در ایران، سفارت امریکا در تهران به مقامات امریکایی توصیه می‏کند که با وزارت علوم ایران برای تحصیل هر چه بیشتر جوانان ایرانی در امریکا همکاری به عمل آید.</p>
<p>&#8220;. . . با وزارت علوم دولت ایران همکاری کنید تا جوانان ایرانی بیشتری برای تحصیل در امریکا آماده شوند و به عمل آیند.&#8221; (۱۰)</p>
<p>اهمیت این توصیه وقتی بهتر معلوم می‏شود که در سند دیگری می‏خوانیم: در سال ۱۳۵۵، بیش از پنجاه دانشگاه آمریکایی با موسسات آموزشی ایران رابطه داشته‏اند. (۱۱)</p>
<p>براستی آمریکا چه انتظار و توقعی از دانشجویان ایرانی در آمریکا دارد که در اوج تسلط همه جانبه بر ایران و در شرایطی که چند ده هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا به سر می‏برند و دانشگاههای آمریکا بر دانشگاههای داخلی ما نیز نظارت و نفوذ دارند، هنوز جذب دانشجویان ایرانی به آمریکا در ردیف اهداف و برنامه‏های درجه اول سفارت آن کشور در ایران قلمداد می‏شود؟</p>
<p>محتوای این اسناد که خواست درونی و تمایل باطنی آمریکا را در عریان‏ترین وجه آن به ما نشان می‏دهد، بیانگر این است که امام با تیزبینی و هوش سیاسی و فطرت سالم خود گویا دقیقا از قبل، این تمایلات و انتظارات را دریافته و با آگاهی کامل از منویات دشمن به مقابله با آن برخاسته و به خنثی‏سازی آن همت گماشته است.</p>
<p>باشد که این مشی امام، راهنما و راهبرد نظام و مسئولان جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمن و مقابله با تهاجم فرهنگی غرب قرار گیرد و اظهارات و اقدامات خوشبینانه و ساده لوحانه بعضی از مسئولان و دست‏اندرکاران را که فکر می‏کنند از طریق اعزام دانشجو به کشور امریکا و دیگر مراکزی که تحت‏سیطره و نفوذ علمی و سیاسی این قدرت هستند می‏توانیم از چنگال سلطه علمی و تکنولوژیک آنها رهایی یابیم، جای خود را به تبعیت از رهنمودهای امام بسپارد، و با غلبه روحیه خود باوری و اعتماد به نفس و از طریق تکیه و تاکید بر مراکز داخلی و گسترش آنها دشمن را از دستیابی به آرزوهایش مایوس کنیم و در مواردی که بناچار و ضرورتا باید موقتا دانشجو به خارج اعزام نماییم، در انتخاب</p>
<p>کشور محل تحصیل دقت نماییم تا آنها را در کانونهای فساد و توطئه علیه اسلام و انقلاب قرار ندهیم.</p>
<p>پی‏نوشت‏ها:</p>
<p>۱٫ از پیام حضرت امام (س) در ۲۲ بهمن ۱۳۶۲</p>
<p>۲٫ از بیانات حضرت امام (س) در دیدار با مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی ۲۴/۴/۶۴</p>
<p>۳٫ از وصیتنامه حضرت امام (س)</p>
<p>۴٫ اسناد لانه جاسوسی، شماره ۱۰ اسناد صفحات ۷۱ و ۸۲ و ۸۵ و ۸۶</p>
<p>۵٫ همان شماره (۶-۱) صفحه ۲۷۳</p>
<p>۶٫ همان شماره ۲۸ صفحه ۱۶۵</p>
<p>۷٫ همان شماره ۱۸ صفحه ۱۰۰</p>
<p>۸٫ همان شماره ۱۸ صفحه ۱۲۳</p>
<p>۹٫ همان شماره ۱۸ صفحه ۱۲۴</p>
<p>۱۰٫ همان شماره ۱ تا ۶ صفحه ۷۱</p>
<p>۱۱٫ همان شماره ۸ صفحه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86%e2%80%8f%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن</title>
		<link>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/</link>
		<comments>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:05:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>???? ????</dc:creator>
				<category><![CDATA[دشمن شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jamejam.ir/?p=476</guid>
		<description><![CDATA[اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن 
نویسنده: طیبه پوراوند(مرکز فرهنگ و معارف قرآن)



 


 



اشاره:
    در بحث «دشمن شناسی در قرآن» به جایگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته می شود و طی این شناخت به واژگانی برخورد می کنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحت تر می نماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن </strong></p>
<p>نویسنده: طیبه پوراوند(مرکز فرهنگ و معارف قرآن)</p>
<table dir="rtl" border="0" cellspacing="3" cellpadding="0" align="left">
<tbody>
<tr>
<td> </td>
</tr>
<tr>
<td> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>اشاره:<br />
    در بحث «دشمن شناسی در قرآن» به جایگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته می شود و طی این شناخت به واژگانی برخورد می کنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحت تر می نماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاست های اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.<br />
    ***<br />
    طرح مسئله<br />
    با پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان اسلام بیش از پیش خود را برای مقابله با اسلام ناب آماده کردند. آنها همواره سعی نمودند تا از راه های گوناگون کیان و عظمت اسلام را متزلزل سازند; بنابراین برای دفاع از حریم اسلام و انقلاب اسلامی در مرحله اول باید دشمن را شناسایی کرد و سپس با تاسی به اولیای الهی روش برخورد با آنان را آموخت; زیرا دشمن با چهره های گوناگون ظاهر می شود و برای هر زمانی باید سلاحی متناسب با آن زمان را به کار گرفت.<br />
    سوال هایی که در خصوص بحث «دشمن شناسی» در قرآن مطرح است، این است که آیا برای شناخت دشمن فقط باید به لفظ «عدو» بسنده کرد و یا این که الفاظ دیگری هم راهگشای این بحث است؟ آیا اصول بیان شده در قرآن در همه ادوار قابلیت اجرایی دارد؟ و آیا دشمنان در قرآن معرفی شده اند؟<br />
    جایگاه شناخت دشمن در قرآن<br />
    شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، چرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده ای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است.<br />
    جمهوری اسلامی ایران، حکومتی است با روشی نو و مستقل که مردمان آگاه و مستعد آن، این حکومت را پذیرفته اند و تا پای جان در حراست از آن می کوشند. چنان چه به چگونگی تشکیل این حکومت و ابعاد آن توجه کنیم در خواهیم یافت که جمهوری اسلامی ایران به حتم دشمنان فراوانی دارد چنان چه دشمن را به خوبی نشناسیم شکست ما حتمی خواهد بود; اما شناسایی دشمن جمهوری اسلامی ایران تا حدی دشوار است زیرا این حکومت نوپاست و دشمنان ما سال ها به اندوختن تجربه و آموزش در به کارگیری فنون استتار و اختفاء پرداخته اند، پر واضح است که کشف و شناسایی آنان به راحتی و از راه های معمولی امکان پذیر نمی باشد. پس در شناخت دشمن و اهداف و روش های آنان باید مسیر دیگری در پیش گرفت و آن، بهره جویی از معارف و هدایت قرآن کریم است که دشمن را به همراه نیرنگ های او به روشنی در برابر دیدگان ما به تصویر کشیده و راه مقابله و پیروزی را نیز تبیین نموده است.<br />
    نظر به این که قرآن هم جامعیت دارد و هم جاودانگی، در می یابیم که هیچ موضوع مهمی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن موثر است. با تاملی دقیق در آیات در خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیت نشان داده است; به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن پیرامون دشمن شناسی است. این آیات، انواع دشمنان مومنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوه های دشمن و راه های مقابله با آنان را به مسلمانان می آموزد. قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است:<br />
    «شیطان و همراهان او»، «کفار»، «برخی از اهل کتاب خصوصا یهودیان» و «منافقین»، که ما از این چهار دشمن، به اسم دشمنان ایمانی، خارجی &#8211; سیاسی و داخلی &#8211; سیاسی نام خواهیم برد. اما قبل از ورود به بحث بیان چند نکته ضروری می نماید:<br />
    اصل مشابهت تاریخی اقوام<br />
    ممکن است کسی بپرسد که مورد خطاب قرآن تنها اقوام گذشته بودند که در عصر نزول قرآن تا پایان آن دوره زندگی می کرده اند نه نسل های آینده، در نتیجه قرآن برای همه عصرها و نسل ها سودمند و هدایت کننده نخواهد بود. برخی گمان می کنند که هیچ ارتباطی بین شگردهای دشمنان در گذشته با آن چه که امروز اتفاق می افتد وجود ندارد و شناسایی روش دشمنان اوایل اسلام که در قرآن بیان شده است سودی برای شناخت تاکتیک های کنونی دشمن ندارد چه این که فاصله گذشته و حال از هر جهت، از زمین تا آسمان است. ولی حقیقت آن است که این یک برداشت سطحی است، چون قرآن علاوه بر این که همه مسائل را بیان کرده، فراتاریخی هم می باشد و قاعده «جری» و «انطباق;» این که قرآن کتابی همگانی و همیشگی است و در غایب مانند حاضر جاری است و به آینده و گذشته مانند حال منطبق می باشد، مورد تایید و قبول همه می باشد و در واقع، این کتاب آسمانی، صفت و اصل مهم «مشابهت تاریخی اقوام» را به رسمیت می شناسد. آیات سوره های بقره: /۱۱۸ «و قال الذین لا یعلمون لولا یکلمنا الله او تاتینآ ءایه کذ لک قال الذین من قبلهم مثل&#8230;» مومنون/ ۴۴ و ۸۱، مومن/ ۵، سبا/ ۲۴ و قصص / ۵۸ بیانگر اصل «مشابهت تاریخی اقوام» می باشند. از مجموع این آیات در می یابیم راهکارهایی که در قرآن برای شناسایی و برخورد با دشمنان بیان شده در هر زمانی کاربرد و قابلیت اجرایی دارد و با استعانت از آیات قرآن می توانیم موضع گیری مناسب و عاقلانه ای در برابر دشمن داشته باشیم.<br />
    واژه های کلیدی مرتبط با شناخت دشمن در قرآن<br />
    الف- عدو: در قاموس قرآن «عدو» به معنای دشمن است; آن هم دشمنی که هم در دل با انسان عداوت دارد و هم در ظاهر مطابق آن رفتار می کنند. به طور کلی، دو نوع دشمن وجود دارد: یکی آن که یک شخص به فرد دیگر عداوت دارد همراه با انگیزه عداوت و دشمنی. دیگری این که فرد با قصد و انگیزه عداوت نباشد بلکه دارای حالتی است که فرد مقابل از آن متاذی می شود.<br />
    ب- مکر: به معنی خدعه و نیرنگ است. استاد مصطفی مراغی در تفسیر خود مکرر این گونه بیان کرده اند: «مکر در اصل تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمی کرد می کشاند و غالبا در تدبیر سوء و ناپسند به کار می رود.»<br />
    ج- کید: به مفهوم حیله و نیرنگ، فریب دادن و کوشش کردن است. از این جهت، به جنگ «کید» گفته می شود. کید در هیچ زمانی بدون تامل و اندیشیدن به کار گرفته نمی شود.<br />
    د- خدع: به معنی فریب دادن و قصد بدی نسبت به دیگران داشتن است به گونه ای که از دید طرف مقابل پنهان باشد. مراغی در تفسیر این آیه «یخدعون الله و الذین ءامنوا&#8230;» می گوید تعبیر به «مخادعه» برای مبالغه است یا بیانگر تکرار و دوام «خدعه» و نیرنگ منافقان به مومنین است.<br />
    هـ نفاق: به مفهوم مخفی کردن، کفر و تظاهر به ایمان است. منافق کسی است که با روش مرموز در جامعه نفوذ کند و از طریق دیگر فرار کند. علاوه بر واژه های فوق «کفر، ضلل، صد و بطانه» هم به بحث دشمن و شناخت دشمن در قرآن مرتبط می باشد، همه این واژه ها بیش از هزار بار در قرآن مطرح شده است که هر کدام از این واژه ها و مشتقات آن ها به نوعی به شناخت دشمن مرتبط است و از طریق این واژه ها، راه برای شناسایی دشمن هموارتر می گردد. حال به بحث درباره انواع دشمن از نگاه قرآن می پردازیم:<br />
    ۱- دشمن ایمانی (شیطان و بعضی از همسران و فرزندان)<br />
    شیطان از ماده «شطن» به معنای فاصله گیرنده و دور شونده است، در لغت به هر موجود منحرف کننده، سرکش و اختلاف گر گفته می شود. شیطان با نام های ابلیس و خناس هم در قرآن مطرح شده، ابلیس از «بلس» به معنای مایوس شده و خناس به معنی پنهان شده و باز پس رفته می باشد. با تحلیل مفهومی از واژه شیطان و خناس در خواهیم یافت که این دشمن حالت تهاجمی دارد و فاصله گرفتن او مبنی بر واکنش آدمی است که با یاد خدا صورت می پذیرد. شیطان دشمن قسم خورده و دیرینه انسان است که با اهداف خاصی به میدان می آید و مبارزه اش حساب شده است، او از کمین گاه هایی که انسان در آن ها به دام می افتد آگاه است و به هیچ چیز جز به اسارت در آوردن آدمی قانع نیست. او در پی اغوای همه آدمیان جز مخلصان است.<br />
    قرآن به صراحت می فرماید: «ان الشیطن لکم عدو فاتخذوه عدوا&#8230;» این که شیطان دشمن آدمی است یک مطلب است و این که انسان باید متوجه باشد و با هوشیاری او را دشمن خویش بگیرد و در مقابل او ایستادگی و واکنش از خود نشان دهد، مطلب دیگری است. در بسیاری از آیات قرآن کریم از شیطان به عنوان دشمنی آشکار نام برده است.<br />
    خصوصیات شیطان یا مهارت های او در به اسارت کشیدن انسان عبارتند از: زینت بخشی اعمال در نظر انسان (انفال/ ۴۸، نحل/ ۶۳;) القای وسوسه (انعام/ ۱۲۱، اعراف/ ۲۰ &#8211; ۲۱، طه/ ۱۲۰;) تباه کردن و گسستن پیوندها (اسراء/ ۵۳;) راندن از پشت و زمامگیری از رو به رو (مجادله/ ۱۹;) دستور دادن به منکرها (حشر/۱۶، نور/ ۲۱٫)<br />
    اما در برابر مهارت های شیطان، انسان به یکسری سیاست های اصولی برای مبارزه با شیطان نیاز دارد: گام اول کاوش و بازنگری در حوزه جان است برای شناخت بیماری ها در بعد رفتاری و شناخت کاستی ها و ضعف ها در بعد اندیشه، گام دوم، درمان بیماری ها و تصحیح اندیشه ها و ارزیابی باورها و در نهایت پیش گیری از آسیب دیدن و تلاش در بالندگی و عروج روح می باشد. طبق آیات صریح قرآن انسان ابتدا باید نگهبان جان خویش باشد تا از شر دشمن ایمانی در امان باشد و در مرحله بعد باید واکنش مناسب در مقابل هر نوع وسوسه دشمن داشته باشد سپس استعاذه و استغفار را در درگاه خداوند ترک نکند. و در مرحله آخر پایداری و برخورد خصمانه با این نوع دشمن داشته باشد.<br />
    اما دشمن ایمانی در شیطان خلاصه نمی شود آیاتی از قرآن مجید بعضی از همسران و فرزندان را «عدو» معرفی کرده است. اما چرا بعضی از آن ها؟! مرحوم طبرسی(رحمه الله) در این باره بیان می دارند: «برخی از همسران و فرزندان آرزوی مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلما هیچ دشمنی برای انسان بدتر از آن نیست که آرزوی مرگ را برای انسان داشته باشد، برخی هم پدر و همسر را به خاطر سودجویی وسوسه می کنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهای خود پایمال کند.» هم چنین علامه طباطبایی(رحمه الله)در این زمینه بیان کرده اند که «بعضی از زنانی که با همسران مومن خود دشمنی می ورزند بدان علت است که شوهرانشان ایمان دارند و عداوت به خاطر ایمان آن هاست، می خواهند شوهران خود را از اصل ایمان و یا از اعمال صالحه ای که مقتضای ایمان است منحرف کنند و شوهران زیر بار نمی روند، قهرا زنان با آنها دشمنی می کنند چون دوست می دارند شوهران به جای علاقه مندی به راه خدا و پیشرفت دین به اولاد و همسران خود علاقه مند باشند و برای تامین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند. در حقیقت، دشمن ایمان پدران و همسران خود می باشند.» خداوند متعال مومنان را چنین مورد خطاب قرار می دهد که: «در حقیقت برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شمایند، از آنان بر حذر باشید&#8230;»<br />
    با این اوصاف دریافتیم که دشمن ایمانی دشمنی جدی است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این نوع دشمن دست به گریبانیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در این باره می فرمایند: «الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، و عرف عدوه فعصاه; آگاه باشید! خردمندترین مردم بنده ای است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرمانی اش کند.»<br />
    ۲٫ دشمن خارجی &#8211; سیاسی (یهود، مشرک و کافر)<br />
    برخی یهودیان به نام های عبرانیان و اسرائیلی ها هم خوانده شده اند، در قرآن بیش از همه اقوام دیگر از بنی اسرائیل سخن گفته شده است و آن به علت شدت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند برای روشن و تبیین نمودن ابعاد دشمنی آنها با حق در آیات بسیاری از نعمت های مختلف الهی بر آن ها سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر این نعمت ها بیان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانه جو هستند.<br />
    برخی از یهودیان ، آن قدر نیرنگ و توطئه از خود نشان داده که از حد و حصر خارج است. در همان روزهای پیدایش، آن قدر با پیامبر عظیم الشان خود کج روی و بدرفتاری کردند که چندین مرتبه برایشان عذاب نازل شد. در سوره مائده یهودیان به عنوان دشمن ترین دشمنان معرفی شده اند: «لتجدن اشد الناس عد وه للذین ءامنوا الیهود والذین اشرکوا&#8230;»<br />
    از مشرکان نیز در آیه ۸۲ سوره مائده به عنوان دشمن ترین دشمنان معرفی شده اند; چنان که کفار هم طبق آیات صریح قرآن کریم هرگز خیرخواه اهل حق نیستند (بقره/ ۱۰۵)، در راه خدا موانعی را برای باز ماندن مسلمانان از این راه ایجاد می کنند (انفال/ ۳۶)، سعی و تلاش می کنند که اهل حق را به کفر برگردانند (نساء/ ۸۹)، خیلی علاقه مند به غفلت مسلمانان می باشند (نساء/ ۱۰۲) و نهایت سعی و تلاش خود را برای نابودی حق دارند. طبق آیه ۵۶ از سوره کهف، به طور کلی در سه آیه از قرآن کریم کافران به عنوان دشمن نام برده شده اند: نساء/ ۱۰۱، ممتحنه/۱ و صف. /۱۴<br />
    ۳- دشمن داخلی &#8211; سیاسی (منافق)<br />
    منافق، کسی است که ظاهر و باطن او یکی نباشد و به اصطلاح «دورو» باشد. منافق اختصاص به اسلام ندارد بلکه آن دسته افراد دور از منطق و استدلال هستند که برای اغراض شخصی خود تا آن جا که شرایط اجازه می دهد کارشکنی می کنند ولی به دوستی تظاهر می نمایند.<br />
    خطرناک ترین دشمن چه در مجموعه اعتقادات دینی و مذهبی و چه در ناحیه معاشرت های اجتماعی دشمن ناشناخته است، دشمن شناخته شده هر چند هم قوی و نیرومند باشد، ضررش کمتر و خیانت او قابل دفاع و جبران است زیرا هویت او معلوم و سوء قصد او روشن است، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابی از دوستی و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است; ولی زیر آن نقاب و لباس ظاهری، دلی مملو از کین و عداوت و خنجری زهرآلود و کشنده پنهان دارد و همواره منتظر فرصتی است تا به اغراض پلیدش جامه عمل بپوشاند. اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده است. به همین دلیل است که قرآن سخت ترین حملات خود را متوجه منافقان ساخته است و بزرگ ترین اعلام خطر را درباره آن دسته از دشمنان داشته است که می فرماید: «هم العدو فاحذرهم» طبق این فراز نورانی، تنها منافقان دشمنان حقیقی هستند و باید از آنان پرهیز نمود. بنابر گفته علامه طباطبایی(رحمه الله:) «بدترین دشمن انسان آن کسی است که واقعا دشمن باشد و آدمی او را دوست خود بپندارد.»<br />
    خطر قشر «منافقین» برای اسلام و مسلمانان تا آن جاست که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مورد نقشه های خائنانه آنها می فرماید: «من بر امتم نه از مومنان بیمناکم و نه از مشرکان; » چرا که مومن ایمانش مانع ضرر او است، و خداوند مشرک را به جهت شرکش رسوا می کند، «ولی من از منافق بر شما می ترسم که از زبانش علم می ریزد و سخنانی می گوید که برای شما دلپذیر است، اما اعمالی (در خفا) انجام می دهد که زشت و بد است.» در برخی از آیات قرآن منافقان بدتر از کفار تلقی شده اند: (نساء/ ۱۴۵٫) سر این حقیقت از نظر اندیشمند و فاضل محترم، حضرت آیت الله جوادی آملی آن است که: «اولا منافقان از کافران و مشرکان زیان بارترند، ثانیا، منافقان هر چند مانند کافران در درون، منکر دین هستند، ولی اهل کتمان، دروغ، خدعه و استهزاء نیز هستند. کسی که کفرش، کفر محض است، دیگر به این پلیدی های نفسانی مبتلا نیست، ولی کفر منافق آمیخته با این بدی ها است.»<br />
    ویژگی های منافقان در قرآن<br />
    خصوصیات متعددی که قرآن برای منافقان بیان نموده است، تصویر روشنی را از شخصیت منافق ارائه می دهد که در قالب خصوصیات ذیل قابل تبیین است.<br />
    - خصوصیات عقیدتی: عدم اتخاذ موضعی مشخص در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان (بقره/ ۲۰۴ و منافقون/ ۲;)<br />
    - خصوصیات عبادی: عبادت از روی ریا و عدم اعتقاد، ایستادن به نماز همراه با تنبلی و بی حالی (نساء/۱۰۸ و ۱۴۱ &#8211; ۱۴۳ و توبه/ ۵۴;)<br />
    - خصوصیات اجتماعی: امر به منکر و نهی از معروف (توبه/ ۶۷)، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، افساد در پوشش اصلاح و نیرنگ بازی و چند چهرگی (بقره/ ۱۰-۸) دارای قیافه حق به جانبند و سعی دارند که مردم را تحت تاثیر قرار دهند (منافقون/ ۵-۱)، تضعیف باورهای دینی و شبهه افکنی (آل عمران/ ۱۵۴، احزاب/۱۲)، تحقیر مومنان (بقره/ ۱۴، توبه/ ۷۹، هود/ ۲۷ و شعراء/ ۱۱۱) و سوگند بسیار برای باوراندن حرف خود به مردم (توبه/ ۵۶ و منافقون/ ۲٫)<br />
    - خصوصیات اخلاقی: عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل (احزاب/ ۱۹، منافقون/ ۷، توبه/ ۶۷)، لجاجت (بقره/ ۱۸ و اعراف/ ۱۷۹)، خودبزرگ بینی (بقره/ ۲۰۶)، پیروی از هوای نفس (محمد/ ۱۶)، توجیه گناه (نساء/ ۶۲٫)<br />
    - خصوصیات سیاسی: دوستی با بیگانگان (مجادله/ ۱۴)، فتنه انگیزی (توبه/ ۴۸-۴۷)، فرصت طلبی (نساء/ ۱۴۱، احزاب/ ۲۰-۱۹)، ایجاد جنگ روانی (نساء/ ۸۳ و احزاب/ ۶۰)، نپذیرفتن حکومت دینی (نساء/۶۰- ۶۱) و مخالفت عملی با دستورات ولایت (نور/ ۶۲ &#8211; ۶۳٫)<br />
    حضرت علی(علیه السلام) در این باره می فرمایند: «از دشمن مخفی بیش از دشمن آشکار بر حذر باش.» اصولا خصوصیت اصلی شخصیت منافق همان تردید در انتخاب ایمان و کفر است که نشانه ترسو بودن و عدم اعتماد به نفس او است که درباره منافقان هر عصری جاری است.<br />
    سیاست اصولی دشمن برای مبارزه<br />
    جنگ و عناد دشمنان همیشه شکل ثابتی نداشته است و شیوه های مختلف و متنوعی را برای پیکار و از پا درآوردن حریف خود، متناسب با اوضاع و شرایط مبارزه به کار می برند، اصولی را بر می گزینند و به عنوان خط مشی کلی بر مبنای آنها راهکارها و مراحل عملیات را برای دست یابی به مقصد خود برنامه ریزی می کنند. به یقین، شیوه های مبارزه دشمنان سیاسی با دشمنان ایمانی از هم متمایز می باشد، هر چند هر دو هدف واحدی را دارند و آن به اسارت کشیدن انسان است و پر واضح است که باید شیوه های تدافعی هم در مورد این دو دسته با هم فرق داشته باشد. شیوه های مبارزه دشمنان ایمانی در بحث مربوط به شیطان، بعضی از همسران و فرزندان مطرح شد اما در خصوص دشمنان سیاسی گفتنی است که شیوه هایی که دشمنان اسلام برای مبارزه با رهبر حکومت اسلامی که از قدرت نفوذ و تاثیر در جبهه سیاسی و اجتماعی برخوردار است به کار می برند، از منظر قرآن عبارت است از:<br />
    الف) شکستن قداست رهبری با استفاده از حربه تهمت و افتراء که در سوره مومن/ ۲۶ به این مطلب اشاره شده است.<br />
    ب) ایجاد تردید و ابهام در بین مردم نسبت به حقانیت رهبری (اعراف/ ۷۵، رعد/ ۴۳، فرقان/ ۸-۷، تغابن/۶٫)<br />
    ج) تحقیر و استهزای رهبری (هود/ ۳۸، انبیاء/ ۳۶، حجر/ ۱۱، زخرف/ ۵۲٫)<br />
    د) تهدید رهبری که انواع مختلف آن در قرآن بیان شده است (آل عمران/ ۲۱، انفال/ ۳۰، اعراف/ ۸۸، ابراهیم/ ۱۳، شعراء/ ۲۹و۱۶، قصص/ ۲۰٫)<br />
    دشمن برای گمراه کردن پیروان حق و تضعیف و تحریف مبانی مکتب اسلام، به راهکارهای گوناگونی ممکن است روی بیاورد که عبارت اند از:<br />
    الف) تلاش برای گمراه کردن از طریق صرف هزینه های کلان (انفال/ ۳۰;) ب) اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات (لقمان/ ۶، انعام/ ۱۴۴)، ج) اختلاف افکنی و تفرقه انگیزی (قصص/ ۴;) د) محاصره اقتصادی (منافقون/ ۷;) ه-) تمسخر و دست انداختن (بقره/ ۱۴ و ۲۱۲، مطففین/ ۲۹ &#8211; ۳۲;) و) تهمت های ناروا و اعزام عوامل نفوذی (توبه/ ۴۷;) ز) ترویج فرهنگ استعماری، تضعیف روحیه مسلمانان و تبلیغات سوء (نساء/ ۸۳، ممتحنه/۱٫)<br />
    برخورد دشمن با دین و مذهب و مبانی مکتب نیز دارای شکل ثابتی نمی باشد. دشمن همواره در طول تاریخ حسابگرانه وارد عمل شده و در شرایطی که مذهب در رگ و پوست مردم ریشه دوانده است، دشمن برای ضربه زدن، خود را مزین به لباس مذهب می کند و اتهامات و برچسب های گوناگون را به رهبر، مکتب و امت اسلامی بیان می دارد. البته این شیوه ها خود نشان دهنده ضعف و زبونی دشمنان امت اسلامی است چون نمی توانند در قداست و عظمت اسلام و مسلمانان عیب و نقصی پیدا کند، به این شیوه ها متوسل می شوند.<br />
    سیاست اصولی مبارزه با دشمن<br />
    به طور کلی، سه اصل مهم در برخورد با دشمن وجود دارد: ابتدا دشمن شناسی است و آن چه بعد از شناخت دشمن در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسی را ایفا می کند، شناخت راههای تدافعی آن می باشد که باید برای آموختن این شیوه ها به «قرآن و عترت» روی آورد که در تاریکی ها، «نورالمبین» و در تنش های اجتماعی «حبل المتین» ودر طوفان های سهمگین حوادث «عروه الوثقی» می باشند و البته عترت پیامبر است که مفسر و مبین قرآن می باشد.<br />
    اصل دوم طبق آیه ۶۰ از سوره انفال، هوشیاری و کسب اقتدار، مجهز شدن به مدرن ترین سلاح ها و آمادگی کامل در مقابل دشمن است.<br />
    و اصل سوم در برخورد با دشمن، ممنوعیت دوستی با دشمن است که بسیاری از آیات قرآن به آن اشاره کرده است: احتیاط در برخورد با دشمن (بقره/ ۱۲۰، آل عمران/ ۶۹)، عدم طرح دوستی با دشمن (نساء/ ۸۹ و ۱۴۴، مائده/ ۸۲، ممتحنه/ ۴-۱)، ایمن ندانستن خود از وسوسه دشمنان (نساء/ ۴۵-۴۴)، عدم اعتماد در گفتن راز به دشمنان (آل عمران/ ۱۱۸ &#8211; ۱۲۰، منافقون/ ۱۴)، سازش ناپذیری در برابر دشمنان (آل عمران/ ۱۴۶، هود/ ۱۱۳) و پرهیز از دوستی با یهود و نصاری (مائده/ ۵۲-۵۱) همگی از جمله هشدارهایی است که قرآن کریم اعلان فرموده است.خداوند علاوه بر هشدارهای فوق یک راهکار اصلی و اساسی به مسلمانان توصیه می کند و آن آراسته شدن به لباس صبر و تقوی است که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران به آن پرداخته است: &#8230;«ان تصبروا وتتقوا لا یضرکم کیدهم شیا&#8230;» نقطه پیوند صبر و تقوی و مصونیت از نیرنگ های دشمنان در این است که اولا این دو (صبر و تقوی) سبب: نیرومندی در کارها (آل عمران/ ۱۸۶)، زدودن ترس و اندوه از دل ها (احقاف/ ۱۳) و نیز نزول امدادهای غیبی از جانب خدا برای صاحبان این دو فضیلت است. در این صورت است که تیرهای توطئه دشمنان به هدف اصابت نمی کند و نقشه های آنان ناکام می ماند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jamejam.ir/index.php/1388/11/28/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

