از کیست که بر ماست؟از ماست یا از آنهاست؟ یا . . .
سید محمد علوی
قرن هاست که اختلاف و تفرقه در ایران زمین سایه افکنده است ، گویی آن شکوه و عظمت از ایران ، این کهن بوم و بر پارسی ، سرزمینی که مهد تمدن و قدرت و شوکت است ، رخت بر بسته است و هر از چند گاهی هم که راهنما و راهبری پیدا شد با مکر و فریب او را از پای در آوردند
تاریخ گواهی می دهد هرگاه که این سرزمین در اوضاع سیاسی و اقتصادی نابسامانی به سر می برده ، به آرامی تکه ای از آن را جدا کرده و مارا به حال خود رها کردند . نه جنگ ها و نه لشگر کشی های آنچنانی و نه شکوه و عظمت و قدرتی که بیگانگان را به حراس اندازد . شاهان نیز اوضاع را آرام می خواستند ، پس به هر ذلتی تن می دادند .
به راستی چرا ؟ تصمیم گیرندگان امور چه کسانی بودند ؟ چه کسانی چرخ های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . این مملکت را به هر طرفی که می خواستند به حرکت در می آوردند ؟ و چرا تسلط بر این آب و خاک این قدر برایشان مهم بوده و هست که به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن آن نیستند ؟
برای پاسخ به این سوالات بایستی به مطالب زیر توجه کنیم :
۱ . در دورانی چند هزار ساله تمدن ایران زمین همواره یکی از قطب های قدرت بوده است و هنوز هم این سرزمین استعداد آن را دارد تا در دنیای امروز به عنوان یک محور عمل کند تا آنجا که می تواند تعادل سیاسی منطقه و دنیا را به نفع خود تمام کند .
۲ . به این نکته باید توجه داشت که در تاریخ ایران بعد اسلام در در رودررویی با قدرت های خارجی هیچ گاه ایران قدرتمند تر از امروز نبوده و هیچ گاه دشمنانی قوی تر از امروز نداشته ، ولی متاسفانه دشمن داخلی ، یعنی افرادی که همسو با تفکرات و اهداف بیگانگان هستند نیز از هر زمانی بیشتر شده است و کینه شان به حدی است که مترصد هر فرصتی برای ضربه زدن حتی به پایه ها و اساس انقلاب هستند ولو در لباس افرادی انقلابی . منظور از قدرتمند بودن بسط و گسترش و کشورگشایی نیست بلکه تاسیس حکومتی در سایه اهداف متعالی بشری است ، حکومتی که می خواهد سبک نوینی از حکومت داری را در سایه آمیزه های دینی ارائه دهد .
۳ . از ویژگی های نامحسوس بعد از انقلاب اسلامی در ایران می توان به سیاست دفاع رو به جلو اشاره کرد ، سیاستی که در حکومت های گذشته همراه با ژست های سیاسی توخالی ارائه می شد که بنده از آن به عنوان حمله رو به عقب تعبیر می کنم .
سیاست دفاع رو به جلو در عین حال که به تحکیم مواضع خودی در داخل و خارج کشور می پرداخت ، به طرز نامحسوسی در درجه اول موقعیت هایی را که دشمن از آن غافل بوده است را به تسخیر خود در آورده است ، همانند نفوذ در ساختار سیاسی و نظامی کشورهای خاورمیانه و در درجه دوم توانسته تا مرزهای دشمن پیشروی کند و بعضا برخی از سنگرهای او را فتح کند همانند نفوذ در کشورهایی که در گذشته نه چندان دور حیاط خلوت آن ها به حساب می آمد همچون کشورهای آمریکای لاتین این سیاست آنچنان که در بسیاری از کشورهای تاثیرگذار یا به عبارتی سوق الجیشی موجی از بیداری را در توده های مردم بوجود آورده که هر روز باعث افزایش فاصله میان مردم و حاکمانشان شده است مثل مصر ویا گروه های دینی مذهبی به پیروزی رسیده اند مثل ترکیه و الجزایر .
سیاست دفاع رو به جلو گرچه برای ایران هزینه های اقتصادی و به تبع آن بهران اقتصادی ، تورم و فشارهای اجتماعی را به همراه داشته است ، اما باید اعتراف کنیم همین سیاست سبب شده است تا مرزهای نظامی ایران در جایی به غیر از مرزهای سیاسی برقرار شود و به خوبی می بینیم که ایران از اهرم های فشار خود به درستی استفاده می کند همچون مشغول کردن حکوت غاصب صهیونیستی با گروه های مقومت که البته جدای از بحث سیاسی بحث اعتقادی را نیز بی تاثیر نیست .
۴ . در قرن های گذشته که استعمارگران اروپایی رقابت شدیدی را برای چپاول ملت های دیگر آغاز کرده بودند ، عده ای از آن ها در دربار شاهان ایرانی نفوذ کردند ، این نفوذ آغز و پیدایشی بود برای برای وابستگی سیاسی و کار به همین جا خاتمه پیدا نکرد ، وابستگی که به تبع آن تا آن جا که توانستند به به غارت و چپاول کشور پرداخته ، استقلال آن را گرفتند .
گرچه همان پیشینه تاریخی و علمای دینی در مقابل این روند قد علم کرده و گاهی آن را متوقف می کرد ، اما در نهایت این استعمارگران بودند که به فتح همه هستی ما پرداختند . حاکم تعیین می کردند ، حاکم عزل می کردند ، تکه ای از کشور را جدا می کردند ، امتیازات و انحصاراتی را برای خود قائل می شدند و . . .
۵ . با بررسی تاریخ درمی یابیم هرگاه ایران در اقتدار و آرامش به سر می برده است ، نوابغی در دنیای علم و سیاست پا به عرصه ظهور نهادند که موجب پیشرفت ، ترقی و آبادانی ایران عزیزمان شده اند و به تبع آن قدرتمند شدن در برابر بیگانگان را در پی داشته است .
حال با تمام تفسیری که آورده شد می توان این گونه بیان کرد که :
ایران همچون لوکوموتیوی است که با سرعت و قدرت به سمت جلو حرکت می کند ، بند و زنجیر هایی حرکتش را کند کرده ولی از حرکت نایستاده است ، حال بیگانگان خوب می دانند اگر ایرانی را که با این همه تهدید و فشار همچنان در حرکت است را رها کنند ، مسلما دیری نخواهد پائید که مجبور خواهند بود ایران را قدرت بلا منازع منطقه و صاحب نفوذ در دنیا بدانند که پایه گذاری این مهم به صورت هوشمندانه و دقیق در سال های اخیر از سوی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است ، امری که باعث شده است تمام تعادلات در منطقه و دنیا در حال تغییر باشد .


