با این عمل صفحه اصلی سایت یک بار از نو راه اندازی شده و تمامی تغییراتی که شما اعمال کرده اید دوباره به حالت ابتدایی بر خواهد گشت.

ريست

آموزش عربی سال دوم متوسطه

عربی دوم دبیرستان

 

  فعل ثلاثی

فعل ثلاثی ۲ قسم دارد :
۱ – ثلاثی مجرد :فعلی است که اولین صیغه ی ماضی آن از سه حرف اصلی تشکیل شده باشد.
۲ – ثلاثی مزید : فعلی است که در اولین صیغه ماضی، علاوه بر حروف اصلی یک یا دو حرف یا سه حرف اضافی داشته باشد.

 

  باب های ثلاثی مزید :

 

ماضی

مضارع

امر

مصدر

حروف اضاقه

یک حرف

زائد

اَفعَلَ

یُفعِلُ

اَفعِل

افعال

همزه

فَعَّلَ

یُفَعِّلُ

فَعَّل

تفعیل

تکرار عین الفعل

فاعَلَ

یُفاعِلُ

فاعِل

مفاعله

الف

 

 

ماضی

مضارع

امر

مصدر

حروف اضاقه

  دو حرف

زائد

تَفاعَلَ

یتفاعَلُ

تَفاعُل

تَفاعُل

ت – الف

تَفَعَّلَ

یَتّفَعَّلُ

تَفَعُّل

تَفَعُّل

ت – تکرار عین الفعل

اِفتَعَلَ

یَفتَعِلُ

اِفتِعل

اِفتِعال

اِ – ت

اِنفَعَلَ

یَنفَعِلُ

اَنفَعِل

انفعال

اِ – ن

 

 

ماضی

مضارع

امر

مصدر

حروف اضاقه

 سه حرف

زائد

اِستفعَلَ

یَستَفعِلُ

اِستَفعِل

استفعال

اِ – س – ت

 

 

  فعل رباعی مجرد:

فعلی که اولین صیغه ی ماضی آن از چهار حرف تشکیل شده باشد و هر چهار حرف آن اصلی باشد را فعل رباعی مجرد می گویند.
مثال : در آیه ی شریفه ی الّذی یُوسوسُ فی صدور النّاس ، یُوَسْوِسُ فعل چهار حرفی می باشد.

وزن رباعی مجرد

ماضی

مضارع

امر

مصدر (باب)

وزن

فَعلَلَ

یُفَعلِلُ

فَعلِل

فَعللَةَ ( فعلال)

مثال

زلزل

یزلزل

زلزل

زلزََلَةَ (زلزال)

 

 

  اسم ها یا جامد هستند و یا مشتق : مشتقات در اصطلاح علم صرف ۸ مورد می باشند. انواع مشتقات در اصطلاح علم صرف

۱ – اسم فاعل :
مجرد مثال عالم
مزید : مثال مُُعلّم

۲ – اسم مفعول :
مجرد : مَعلوم
مزید : مَحترم

۳- اسم زمان و مکان :
مفْعل : مَکتب
مَفعِل : مَجْلِس

۴ – صفت مشبهة :
فعیل :‌شریف ، فعلَ :‌حسن ، فَعْل : سهل ، فعَل : خشِن ، أفْعَل : أحْمر، فَعْلاء : حمراء ، فَعْلان :‌جوعان

۵- اسم مبالغه :
فعّال : جبّار ، فعّالة : علاّمة ، فَعول : صَبور

۶ – اسم تفضیل :
أَفْعَل : أَعظَم ، فُعْلی : عُظمی

۷ – اسم آلت:
به اسم های مشتقی که بر ابزار و وسایل انجام کار دلالت دارد، اسم آلت می گوئیم. وزن های اسم آلت
۱٫ وزن مفعال : مثل مقراض به معنی قیچی
۲٫ وزن مِفْعَلْ : مثل مِقْبَض : به معنی دستگیره
۳٫ وزن مِفْعَلة : مثل مِسْطَرَة : به معنی خط کش  

 

  تمرین
کلمه مناسب را درجای خالی قرار دهید :
۱ – نَحْنُ …. کم و ایّاهم
اُرزُقْ – یَرْزُقُ – نَرزُقُ

جای نقطه چین نحنُ نَرزُق کم و ایّاهم می باشد.  

 

  ۲ – مضارع فعل علِمَ از باب تفعّل چیست؟
- مصدر قوَم از باب مفاعله چیست؟

فعل مضارع باب تفعل بر وزن یَتَفَعّلُ می باشد و بنابراین جواب می شود یتعلّمُ .  

 

  ۳ – در جمله زیر نوع اسم مشتق، کلمه خط کشیده شده را مشخص کرد، و سپس اسم مفعول آن را بنویسید :
انا هدیْناهُ السّبیلَ امّا شاکراً و امّا کَفوراً.

شاکراً اسم فاعل است مجرد – اسم مفعول مشکور  

 

  ۴ – جمله زیر را با استفاده یکی از کلمات زیر کامل کنید :
- و …. الّذی انْزَلَ من السّماءِ ماءً (هم – هو – هما)

 

جای نقطه چین هُوَ قرار می گیرد.  

 

  ۵ – فعل مناسب را جایگزین ترجمه نمایید:
الف – علیهم فقالوا : اللهم مبعوث کن
اِبْعثوا یا اَبْعَثْ

ب – ترجمه ی صحیح را انتخاب نمائید (کدام یک از عبارات صحیح می باشند؟)

و تعاونو علی البّر و التّقوی :
در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید در امر نیک و پرهیزکاری کمک کنیم.

جواب الف : اللهم ابْعَثْ
یادآوری : در ترجمه ی باب تفاعل معمولاً از کلماتی مانند «با هم دیگر» استفاده می
کنیم پس جواب :
- در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید صحیح می باشد.  

 

  ۶ – عبارات زیر را بخوانید و سپس به فارسی ترجمه نمائید :
القناعةُ کَنْزَ لا یَنْفَدُ
مِنْ کفّاراتِ الذّنوب العظام إغاثةُ الملْهوفِ.
ترْکَ الذّنبِ اَهْوَنُ منْ طلبِ التّوبة .

لا ینْفدُ : تمام نمی شود
کفّارات :‌جمع کفاره
اغاثة : یاری رساندن
اَهْون : آسان تر
العظام : جمع عظیم – بزرگ
الملهوف : درمانده

قناعت گنجی است که پایان نمی یابد.
- کفاره گناهان بزرگ یاری رساندن به درمانده هاست
- ترک گناه آسان تر از استغفار است  

 

  ۷ – مناسبترین ترجمه را انتخاب کنید.
واللهُ بما تعملون علیم
الف – خداوند بر آنچه انجام می دهید، آگاه است.
ب – و خداوند بر آنچه نمی دانید آگاه است.

والله …….خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.  

  ضمیر

ضمیر : کلمه ای است که جانشین اسم ظاهر می شود و از جهت عدد و جنس با آن مطابقت می کند.

انواع ضمیر

منفصل

متصل

مرفوع

منصوب

مرفوع

منصوب او مجرور

هو

هی

ایّاه

ایّاها

-

-

ه

ها

هما

هما

ایّاهما

ایّاهما

ا

ا

هما

هما

هم

هنَّ

ایّاهم

ایّاهنَّ

و

ن

هم

هنَّ

انتَ

انتِ

ایَاکَ

ایّاکَ

تَ

تِ – ی

کَ

کِ

انتما

انتما

ایّاکما

ایّاکما

تما

تما

کما

کما

انتم

انتنَّ

ایّاکم

ایّاکنَّ

تم

تنَّ

کم

کنَّ

انا

ایّای

تُ

ی

نحن

ایّانا

نا

نا

 

  اسم موصول : اسمی که دو کلمه یا دو جمله را به هم وصل می کند و معنای آن توسط عبارت بعد کامل می شود.

 

 

  صله موصول :

جمله و یا شبه جمله ای که بعد از اسم موصول می آید و ابهام آن را برطرف می کند، مانند اَحْترمُ الذی یقول الْحقّ (لله ما فی السّماواتِ و ما فی الارضِ)  

 

  معرب :

 

کلمه ای است که علامت اعراب آن متناسب با موقعیت جمله ، تغییر کند.
 

 

  مبنی :

 

کلمه ای است که حرکت آن در شرایط مختلف ثابت باشد.  

 

  انواع کلمات مبنی :

اسم :
۱ – ضمیر
۲ – اشاره
۳- موصول
۴- شرط
۵ – استفهام

ب – فعل :
۱ – ماضی : همه ی صیغه ها
۲ – امر : همه صیغه ها
۳ – مضارع : دو صیغه جمع مؤنث

ج – حرف :
حروف : همه آن ها  

 

  جمله فعلیه :

جمله ای است که معمولاً با فعل آغاز می شود.
ارکان جمله فعلیه : فعل – فاعل  

 

  انواع فعل :

لازم – متعدی

لازم : فعل + فاعل
انواع فاعل : اسم ظاهر «جاء الْحقّ»
ضمیر بارز المؤمنون یعبدون الله
ضمیر مستتر یا علّیُ اکتُب التمرین َ (انتَ)

متعدی : فعل + فاعل + مفعول
مفعول به : اسم ظاهر : خلق اللهُ الانسان
ضمیربارز : اللهُ ینْصُرُکَ  

جمله ی اسمیه

جمله ای است که با اسم آغاز می شود.
ارکان جمله ی اسمیه : خبر – مبتدا
مثال : العلمُ نافعُ

 

  انواع خبر :

مفرد : مثل الطالبُ جالسُ
جمله : الطالبُ یقرأَ الکتابَ
شبه جمله : جار و مجرور : الکتابُ فی المحفظةِ
ظرف ( همان قید مکان و زمان در زبان فارسی است) :‌الکتابُ هناکَ.  

 

  خبر مقدم :‌

‌گاهی خبر بر مبتدا مقدم می شود مخصوصاً زمانی که : خبر جمله باشد و مبتدا اسمی نکره باشد.

فی المحفظة

کتابُ

خبر مقدم

مبتدای مؤخر

 

فی المحفظة

کتابُ

خبر مقدم

مبتدای مؤخر

 

 

  تمرین درس دوم :
۱ . در جمله و علّم آدمَ الاسماء کلّها ضمیر متصل کدام است؟

ضمیر متصل ها می باشد.  

 

  ۲ . در جمله الجهادُ بابُ من ابواب الجنة خبر کدام است؟

جهاد = مبتدا و باب من ابواب جنة ، خبر است.  

 

  ۳٫ در جمله التواضع ثمرةُ العِلْم اسم مجرور کدام است؟

اسم مجرور علم می باشد.  

 

  ۴ – بین کلمات زیر کدام مبنی است ؟
الذین – انتُما – مَنْ – مجالس – کیفَ – کتابُهُ – هذا

کلمات مبنی به این شرح است
الذین : از انواع موصول
انتما : از انواع ضمیر است
من : اسم موصول
کیف َ : اسم استفهام – مبنی
کتابُهُ : ضمیر است و مبنی
هذا :‌مبنی است  

 

  ۵ – بین کلمات زیر کدام مبنی فعل لازم و کدام فعل متعدی است؟
سمعوا – اُشاهِدُ – نفتحُ – یأکلانِ – یلَعَبُ – جلَسا

سمعداً – اُشاهِدُ (متعدی هستند) و جلسا – یلعَبُ لازم هستند.
تفتحُ متعدی  

 

  ۶ – اسامی جامد کدامند؟
دختر – شریف – علامه – عظمی – مکتوب – سهْل

 

  ۷ – در جملات زیر مبتدا و خبر را مشخص کنید :
- التلامیذُ اَمَلُ المُستقبَلِ … است .
- النجاةُ فی الصّدقِ ……است.

التلامیذُ : دانش آموزان مبتدا
املُ المستقبل:امید آینده هستند (خبر)
النجاة : مبتدا
صدق : خبر  

 

  ۸ – ترجمه کنید :
الجنّة تحْتَ الاقدام الاُمّهاتِ

بهشت زیر پای مادران است.  

 

  ۹ – با توجه به معنای آیات زیر، کدام کلمه می تواند جای خالی را پر کند؟
لا … من رحمة الله ( تقنطونَ – تقنطوا – اِقنطوا)
از رحمت خدا ناامید نشوید

جواب لا تقنطوا  

 

  ۱۰ – کدام آیه جمله اسمیه نیست؟
۱) العاقبةُ للمُتّقین
۲) لاتُصعّرَ خدّکَ للناس
۳) المالُ و البنونَ زینةُ الدنیا

والعاقبة للمتقین : اسمیه است
و لا تصغر خدّک : اسمیه نیست
المال و البنون : اسمیه است  

نکره

اسم هایی که بر شخص یا شیء نامشخصی دلالت دارند، نکره می گوئیم. مثل : کتاب کدام کتاب مشخص نیست.
معرفه :اسم هایی که بر شخص یا شیء مشخصی دلالت دارند، معرفه می گوئیم. مثل قرآن مجید ، مشخص است چه کتابی است.

 

  می توان اسم های نکره را معرفه نمود – چگونه ؟

اسم های نکره با دو واسطه می توانند معرفه شوند.

۱) ال + نکره = معرفه
ال + رجلُ = الرّجلُ
ال + قومٍ = القَوْمِ
اسم معرفه در حالت بالا را، معرف به ال می گوئیم

۲) نکره + معرفه = معرفه ، معرفه
کتابٌ + المعلّم = کتابُ المعلّم
قلمُ + ک = قلمُک
اسم معرفه در این حالت را معرف به اضافه می گوییم

اسم هایی مثل علَم – ضمیر – اشاره – موصول به خودی خود معرفه و شناخته شده هستند. به اسم هایی که بر جنس یک شخص یا یک شی دلالت می کنند در عربی اسم جنس و در فارسی اسم عام گفته می شود. مانند مرد – زن – کشور – کوه – رود
حال اگر از میان یک جنس یک فرد یا یک واحد را جدا کنیم و نامی بر او بنهیم این نام را در عربی اسم علم و در فارسی اسم خاص می نامند. هر چند افراد متعددی با این نام خوانده شوند. مانند حسن، زینب ، ایران – البرز، کارون
عَلَم یکی از معارف است.
هر اسمی که جزء معارف فوق نباشد نکره است – خواه تنوین داشته باشد یا نداشته باشد.  

 

  تمرین های درس سوم
۱-اسامی زیر را در دو ردیف معرفه و نکره قرار دهید:
قلم – صف – شیراز – القریه – فاطمة – الله – نجف – اهل التقوی – محمدٌ – مدرسة – مکة – مریم – مغفرةٌ – حسی – نهج البلاغه – ایران – یوماً

اسامی نکره : یوماً – مدرسه – قلم – کتاب – شجرة اسامی معرفه : حسین – مغفرةٌ – مریم – مکه – محمدٌ – اهل التقوی – الله – نجف – فاطمه – شیراز – القریه – نهج البلاغه – ایران  

 

  ۲ – در جاهای خالی موصول مناسب را بگذارید.
المؤمنُ هو …. آمنَ بالله و رسوله (الّذی – اللّتین – الّتی – الّذین)

جواب …….الذی است  

 

  نکته :

در ترجمه اسم های نکره معمولاً از «ی و یک» استفاده می کنیم.

قراتُ مقالة فی مجلّة : مقاله ای را در یک مجلّه خواندم .
مشارالیه هر گاه دارای «ال» باشد، اسم اشاره آ» به صورت مفرد (با صفت اشاره یا اسم اشاره ی فارسی تطابق دارد) ترجمه می شود هر چند مثنی یا جمع باشد :‌
هذا الفّلاحُ ( این کشاورز ….)
هذانِ الفلاّحان ِ ( این دو کشاورز….)

مشار الیه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ :‌این کشاورز است.
هذانِ فلاحان :‌این ها دو کشاورزند

مشار الیه هر گاه ، بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ : این کشاورز است.
هذان ِ فلاّحان : (این دو کشاورز)

مشار الیه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عیناً ترجمه می شود و در این صورت با ضمیر اشاره فارسی مطابقت می کند:
هذا فلاحٌ :‌این کشاورز است.
هذانِ فلاّحان: اینها دو کشاورزند.  

 

  ۳ – با توجه به نکته فوق کدام ترجمه صحیح است؟
هذانِ خصْمانِ اخْتصموا فی ربهمْ
این ها دو گروه دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند.
این، دو گروه دشمن یکدیگر هستند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند.

این دو گروه دشمن یکدیگر هستند که درباره پروردگارشان با هم ستیز کردند  

 

  ۴ – عبارت زیر را به زبان فارسی ترجمه کنید .
الطّامعُ فی وثاقِ الذّلّ.
وثاق ذّلّ = بند ذلت .

جواب : طمع کار در بند ذلت است  

اعراب

اعراب : نقش و موقعیت کلمات را می توان با علامت ها و نشانه های خاصی شناخت. این نشانه ها، همان اعراب کلمات هستند.

اعراب کلمات سه نوع هستند:
۱٫ ظاهری : برای اسم های معربی که علامت اعراب بر آنها ظاهر می شود.
۲٫ محلی : برای اسم های مبنی که علامت اعراب را نمی پذیرند.
۳٫ تقدیری : برای اسم های معربی که علامت اعراب در آنها ظاهر نمی شود.

 

  در سه جمله ی زیر کلمه شجرة نقش ها و اعراب متفاوتی را دارد.

هذه شجرةُ فی الحدیقة
مبتدا – مرفوع

غرسَ الفلاحُ الشجرةَ
مفعول – منصوب

العصفورُ علی الشجرةِ
مضاف الیه – مجرور

علامت های اعراب‌، متناسب با نقش کلمه شجرة در آخر آن ظاهر شده است.  

 

  اعراب ظاهری اصلی :

به اعرابی که در آن علامت های اصلی اعراب که نشان دهنده ی نقش کلمه می باشند، اعراب ظاهری اصلی می گویند.
در جمله ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» حبل مضاف الیه و مجرور است.

نکته : بهتر است بدانید که هر کدام از علامت های اصلی اعراب برای خود جانشین و علامت فرعی مخصوصی دارد. به عبارت دیگر برخی از اسم های معرب به جای علامت های اصلی اعراب، علامت های دیگری می گیرند که به آن ها «علامت های فرعی اعراب» گفته می شود.  

 

  کدام یک از اسم های معرب دارای اعراب فرعی هستند؟

۱ – مثنی : مثنی با دو علامت «انِ – ینِ » ساخته می شود. مانند المسافرانِ، المسافرینِ به معنای دو مسافر. معنی هر دو یکی است . چه تفاوتی میان انِ، و ینِ وجود دارد؟ و کاربرد هر کدام چیست؟

مفرد

 

مثنی

 

 

المسافر والمسافران هر

دو فاعل هستند.

اما علامت رفع آنها

مختلف است.

المسافر با ضمه اصلی

امسافران با الف فرعی

المسافر والمسافرین هر

دو مفعول هستند.

اما علامت نصب آنها

مختلف است.

المسافر با فتحه اصلی

امسافران با یاء فرعی

المسافر والمسافرین هر

دو مجرور هستند.

اما علامت جر آنها

مختلف است.

المسافر با کسره اصلی

امسافران با یاء فرعی

 

هر گاه اسمی مثنی شود : «الف» : نشانه رفع «یاء» : نشانه نصب و جر آن می باشد.  

 

  ۲ – جمع مذکر سالم

جمع مذکر سالم با دو علامت (ونَ ، ینَ) ساخته می شود، مانند ( المُجاهدونَ هرگاه اسمی را به جمع مذکر سالم تبدیل کنیم )
واو : نشانه رفع، یاء : نشانه نصب و جر آن است.
مثال :

مفرد

 

جمع

 

 

(واو)

جانشین چه حرکتی

شده و نشانه چیست؟

(یاء)

جانشین چه حرکتی

شده و نشانه چیست؟

(یاء)

جانشین چه حرکتی

شده و نشانه چیست؟

 

 

  ۳ – اسماء خمسه

حتماً با کلمات ابوطالب – اباطالب – ابی طالب آشنا هستید. این کلمات به شکل های مختلف نوشته شده اند و تفاوت هایی با هم دارند.تفاوت آنها در توضیح نکته ی زیر است :
هر گاه کلمه «أب» :‌مفرد، مضاف و مضاف به غیر ضمیر «یاء» متکلّم باشد:
( واو : نشانه رفع ) ( الف :‌نشانه نصب ) ( یا: نشانه جر آن است)

مفرد : (جاءَ ألاَبُ )   (رأیتُ الأبَ )   (سلّمْتُ علی الأب ِ )

مضاف : (جاءَ أبوُک َ )   (رأیتُ أباک َ )  (سلّمْتُ علی ابیک َ )

اعراب کلماتی مانند «أخ ، ذو، فو، حم» نیز مانند «أب» فرعی هستند به این پنج اسم، اسماء خمسه می گویند. .  

 

  ۴ – جمع مؤنث سالم

جمع مؤنث سالم نیز از اسم هایی است که اعراب فرعی دارد.
به اعراب آن در حالت های مختلف توجه نمایید.

جمع مؤنث سالم :
فقط در حالت نصب اعراب فرعی دارد.
 

 

غیر منصرف

۵ – غیر منصرف
اسم های غیر منصرف هر گاه مجرور شود و به جای کسره : فتحه فرعی می گیرد.
به چنین اسم های غیرمنصرف (ممنوع من الصرف) می گویند. این اسم ها هیچوقت تنوین نمی گیرند.
مثال ایرانُ وطنی ،
اُحِبُّ ایرانَ ،
فی ایرانَ معادنُ کثیرةٌ
با علامت اصلی اعراب نگرفته است

 

  مهمترین اسم های غیرمنصرف :

۱ – علم مؤنث : فاطمه، حمزة : «الاسلامُ علی فاطمةً الزّهراء»
۲ – علم غیرعربی : یوسف – یعقوب – فرعون «و اَرسلْنا الی فرعونَ رسولاً»
۳ – نام شهرها و کشورها : طهران – مکه « و الی مدینَ أخاهُمْ شُعیباً»
۴ – صفت بر وزن افعل اکبر- ابیض « الیس اللهُ بأعلمَ بالشاکرین»
۵- جمع مکسر هم وزن مفاعل و مفاعین « و زیّنا السّماءَ الدنیا بمصابیحََ»

نکته :
اسم های غیرمنصرف در صورت گرفتن الف و لام و یا مضاف واقع شدن می توانند حرکت کسره را بپذیرند.
مثل :‌فی المساجِد مُصلّونَ کثیرونَ .
فی مساجدِ المدینةِ مَکْتباتٌ قیمةٌ  

 

  تمرین های درس چهارم
۱ – اعراب فرعی در عبارات زیر مشخص کنید.
- لِفاطمةَ فضائلُ لا نجِدُها فی الاخرینَ
- اکرم اَباکَ و انْ لَمْ یُکرمُکَ.

لِفاطمةَ فضائلُ لا نَجِدُها فی الاخرینَ
فاطمةَ – اسم غیر منصرف ( قاعده ۲۱۵)
ین – جمع مذکر سالم – نشانه ی (قاعده دوم) جر است.
اکرم اباکَ و اِنْ لَمْ یُکرِمْکَ
ای عبارت اعراب فرعی ندارد.  

 

  ۲ – در جای خالی کلمه مناسب قرار دهید.
- خلقَ اللهٌ …. السّبْعَ (السّمواتَ‌، السّمواتِ )
- …… یُدافعونَ عن الوطَنِ الاسْلامی ( المُجاهدنَ ، المُجاهدینَ)

خلقَ اللهُ السّمواتِ السّبْعَ
از قاعده جمع مؤنث سالم
جای خالی المجاهدون – واو نشانه رفع است
المجاهدون مدافعونَ ………  

 

  ۳ – اعراب اشتباه که زیر آن خط کشیده شده است را مشخص کنید با ذکر توضیح
الْحسناتُ یُذهِبْنَ السّیئاتَ

جواب صحیح السیئاتِ می باشد طبق قاعده جمع مؤنث سالم  

 

  ۴- گزینه نادرست را در هر مجموعه، معین کنید سپس علامت های خواسته شده را بنویسید:
شاهدتُ ( المعلّْمین – التلمیذینِ فی المکتبة – اخاکَ – الطالباتَ )
علامت های فرعی نصب

سلّمتُ علی …(المؤمنینَ – المعلّمین – ابراهیم- اخیکَ )
علامت های فرعی جر

۱٫ در جمله شاهدتُ : الطّالباتَ گزینه نادرست می باشد و سایر گزینه ها صحیح است علامت های فرعی نصب در اخاکَ : الف نشانه نصب است و در الطالبات علامت فرعی نصب –ِ یا –ٍ می باشد.
۲٫ در التلمیذینِ : علامت فرعی نصب یاء می باشد. (در مثنی)
در المعلمین َ : یا نشانه نصب و جر است. (در جمع مذکر سالم)

سلمتُ علی المؤمنینَ (جمع مذکر سالم) ی نشانه نصب و جر
المعلمینِ—> (مثنی ) یا فرعی علامت جر است
ابراهیم —> با کسره اصلی نشانه جر است

نکته : اگر ابراهیم را عَلَم مذکر فرض کنیم اسم غیرمنصرف و باید ابراهیمَ باشد. اخیکَ : درست است . یاء نشانه جر است.  

 

  ۵- ترجمه کنید :
مَنْ لمْ یصْبِر علی تَعَبِ التعلّم ساعة بقی فی تعب الجهل ابداً.

کسی که یک ساعت به رنج علم آموزی صبر نکند تا ابد در رنج جهل باقی می ماند  

 

  ۶- ترجمه آیات زیر را با کلمه مناسب کامل کنید :
الحمدَُ الله الذی خلق السّموات و الارض … (انعام – ۱)
ستایش ازآن خداوندی است که …. و زمین را آفرید.

واللهُ بما تعملونَ خبیر.
و خداوند به آنچه ….. آگاه است .

– جای نقطه چین باید کلمه آسمان ها باشد
- جای نقطه چین عمل می کنید بنویسید.  

 

  ۷ – کلمه مناسب و نقش آن را انتخاب و در جای خالی قرار دهید:
(ولقد انزلنا الیک َ….) بقره ۹۹
(آیاتاً / مفعول به – آیاتٍ / اسم مجرور)

در جای خالی آیاتٍ ، اسم مجرور قرار می گیرد.  

انواع اعراب

ظاهری ، محلی ، تقدیری هستند.
اعراب ظاهری بیشتر اسم های معرب است و بر دو نوع است اصلی و فرعی

 

  اعراب محلی

اعراب محلی مربوط است به کلمات مبنی . از آنجا که علامت آخر کلمات مبنی ثابت است، لذا برای شناختن اعراب و نقش آنها باید به «محل» قرار گرفتن آنها توجه کرد.
مثال های ساده : مثلاً یک آقا را که نمی شناسیم ولی در دکه ی روزنامه فروشی می بینیم، متوجه می شویم شغل او روزنامه فروشی است.
یا آقایی را که مشغول رانندگی در اتوبوس است با دیدن او در حال رانندگی در اتوبوس متوجه شغل او می شویم.  

 

  مثال اعراب محلی :

نجح التلمیذ ُ

رایت التلمیذ َ

نظرتُ الی التلمیذ ِ

نجح ذلک

رایت ُ ذلک

نظرت الی ذلک

 

توضیح راجع به اعراب محلی : چون کلمات مبنی علامات رفع، نصب، جر و جزم را نمی توانند بپذیرند لذا از محل آنها در جمله ، پی به نقش آنها می بریم، چنین اعرابی را اصطلاحاً «اعراب محلی» می نامیم.  

 

  مثال :

ذلکَ الکتابُ لا ریبَ فیه (بقره – ۲)
محلاً مرفوع

بقیّة ُ الله‌ خیرٌ لکُم (هود ۸۶)
محلاً مجرور  

 

  اعراب تقدیری :

برخی کلمات با وجود معرب بودن علامت های اعراب را نمی پذیرند و اعراب آنها را باید از نقش کلمه در جمله تشخیص داد. به چنین اعرابی، اصطلاحاً «اعراب تقدیری» می گوئیم.  

 

  مهم ترین کلماتی که اعراب آنها تقدیری است :

۱ – اسم مقصور : اسمی است که به الف ختم شود مانند : دنیا – کبری
(در هر سه حالت اعراب تقدیری دارد)
رفع : جاء الفتی —> فاعل، مرفوع تقدیراً

نصب : رأیتُ الفتی —> فعول به ، منصوب تقدیراً

جر : سلّمتُ علی الفتی —> مجرور به جر تقدیراً

۲ – اسم منقوص اسمی است که به یاء ماقبل مکسور ختم شود مانند قاضی – هادی
(دردو حالت رفع و جر اعراب تقدیری دارد)
رفع : حضرَ القاضی —> فاعل : …..

نصب : شاهدتُ القاضیَ —> … منصوب به فتحه

جر : مررتُ یا القاضی—> … مجرور به حرف جر

۳ – اسم مضاف به یاء متکلم : اسمی است که به ضمیر متکلم وحده «ی» اضافه شود مثل صدیقی
(در هر سه حالت اعراب تقدیری دارد)
رفع : هذا کتابیِ —> … مرفوع تقدیراً

نصب : قرأتُ کتابی —> مفعول به …..

جر : القصةُ فی کتابی —> … تقدیراً  

 

  در اعراب محلی و نیز در اعراب تقدیری باید به محل و موقعیت کلمه در جمله توجه کرد. فرق این دو در چیست؟

اعراب محلی اصطلاحی است برای کلمات مبنی، جمله و شبه جمله
اعراب تقدیری اصطلاحی است برای برخی کلمات معرب یعنی (مقصور – منقوص – مضاف به یاء متکلم )  

اعراب کلمات

 

 

  تمرین درس پنجم
۱ – اعراب کلماتی که زیر آن خط کشیده شده است را مشخص نمائید:
- هُوَ عالمُ الغیبِ و الشّهادة

- ربِّْ جْعلْ هذا لبلدَ آمناً

- هُوَ : اعراب محلی (محلاً مرفوع)
- ربّ جْعَلْ هذا البلدَ آمناً :‌اعراب محلی – محلاً منصوب  

 

  ۲ – کلماتی که زیر آن خط کشیده شده است چه اعرابی دارد؟
- هوالذی ارسل َ رسوله بالهدی
- یا قومنا اجیبوا داعیَ الله

بالهدی :‌اعراب تقدیری ( مقصور)
داعی الله : منقوص ( منصوب با فتحه)  

 

  ۳ – کلمه قاضی در جمله زیر قرار دهید و سپس اعراب مناسب آن را مشخص کنید:
- یحکُم …. بما انزلَ اللهُ.

تحکمُ القاضی بما اَنزلَ الله :‌القاضی اسم منقوض است که در دو حالت رفع و جر اعراب تقدیری دارد.  

 

  ۴- از بین سه کلمه محمود – الاکبرُ هُدی کدام اسم تفضیل است ؟

اکبر اسم تفضیل است
هدی : اسم مقصور  

 

  ۵- از میان سه کلمه الغنی – الهادی – الراعی کدام المقصور است ؟

الغنی : اسم مقصور
الهادی : اسم منقوص
الراعی : اسم فاعل  

 

  ۶ – از میان سه کلمه ی فی – یکتُبُِ الفتی کدام مبنی است ؟

فی : مبنی است
یکتُبُ : فعل مضارع و معرب
الفتی : اسم مقصور – اعراب تقدیری  

 

  ۷ – به فارسی ترجمه کنید : الصبرُ صبْرانِِ صبرٌ علی ما تکْرَهُ و صبْرٌ عمّا تُحبّ

صبر بر دو نوع است . ۱٫ صبر نسبت به آنچه که دوستش نداری دوم صبر برای رسیدن به آن چه که دوستش داری  

 

  ۸ – در جمله ایاکَ نعبدُ و ایّاکَ نستعین (حمد ۵) اعراب کلمات مشخص شده چیست؟

ضمیر منفصل – منصوب – اعراب آنها محلی است . ضمایر همه اعراب شان محلی است.

  اعراب فعل مضارع ۱

قبلاً خواندید که برخی کلمات معرب هستند و برخی مبنی از جمله کلمات مبنی می توان به ضمایر اشاره نمود. بیش تر اسم ها نظیر المعلم – حقٌ – قلمٌ معرب هسند. در مورد فعل ها چه نظری دارید ؟ آیا معرب هستند یا مبنی ؟

 

  فعل ها :

ماضی : مبنی
مضارع : هستند : معرب ( به جز دو صیغه جمع مؤنث)
امر : مبنی  

 

  اعراب فعل مضارع سه نوع می باشد

۱٫ مضارع مرفوع
۲٫ مضارع منصوب
۳٫ مضارع مجزوم  

 

  ۱ – مضارع مرفوع و علامت های آن
فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است. صیغه های این فعل عبارتند از :

یکتبُ

تکتبُ

اکتبُ

نکتبُ

یکتبان ِ

تکتبان ِ

یکتبونَ

تکتبونَ

تکتبینَ

آخر این فعل ها ضمه دارد و ضمه علامت رفع است

این فعل ها بعد از ضمایر (( ا – و – ی )) دارای

(( نون اعراب )) هستند و ثبوت نون اعراب نیز علامت رفع است. (( نون اعراب ))علامت فرعی رفع است

 

 

  پس نتیجه گیری می کنیم که رفع مضارع یکی از دو علامت زیر نشان داده می شود:
اصلی ( _ُ ) یذهبُ – تذهبُ
فرعی « ثبوت نون اعراب» : یذهبانِ – تذهبونَ – تذهبینَ

۲ – مضارع منصوب و علامت های آن

فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است ، مگر این که بعد از عوامل خاصی قرار بگیرد.
هر گاه حروفی مثل :
«انْ – لَن – کی – حتّی – کِ»«که – هرگز – تا اینکه – تا – برای ، برای اینکه» قبل از فعل مضارع وارد شوند، فعل مضارع را منصوب می سازند.
مثال :
یذهبُ —> ان یذهَبَ
تذهبُ —> لن تذهبَ
اَذهبُ —> حتی اَذْهبَ
تذهبُ —> لِنذْهبَ
با آمدن حروف ناصبه ، ضمه به فتحه تبدل می شود.
فتحه علامت اصلی نصب است.

یذهبانِ —> انْ یذهبا
تذهبانِ —> لن تذهبا
یذهبونَ —> لن یذهبوا
تذهبونَ —> حتی تذهبوا
تذهبینَ —> لتذْهبی
با آمدن حروف ناصبه علامت رفع «نون اعراب» حذف شد. حذف نون اعراب علامت فرعی نصب است.  

 

  حروف ناصبه : به حروفی که با آمدن خود فعل مضارع را منصوب می کنند، حروف ناصبه گفته می شود.

علامت های نصب در فعل مضارع :
۱ – اصلی _َ : اَن یَذْهبَ ، لن تذهَبَ
۲ – فرعی «حذف نون اعراب» : اَن یذْهبا ، لن تذْهبوا  

 

  تمرین های درس ششم
۱ – افعال داخل پرانتز را ابتدا به صورت مضارع درآورد و سپس در جای خالی قرار دهید :
- المؤمنون ……فی لأکْلِ و الشُّرب . (هرگز اسراف نمی کنند – اَسرَفَ)

مضارع فعل اسرَفَ از باب افعال است و مضارع این فعل بر وزن یُفعِلُ می باشد.
جواب صحیح : لَنْ یُسرفونَ (چون لن حرف ناصبه است) : لن یُسرفوا جواب می باشد.  

 

  ۲ – در دسته ی فعل های زیر ، یک فعل با بقیه تفاوت دارد آن را مشخص کنید:
(اَن یُجاهِدَ) / (حتّی تعْلموا) / ( ینظرونَ) / (لَنْ تجلسا)

جواب : ینظرون می باشد. بقیه ی فعل ها حرف ناصبه دارند.  

 

  ۳ – در جمله زیر فعل مضارع را پیدا کن و اعراب آن را مشخص کنید.
- اَمَرَاللهُ المسلمینَ اَن یتعاوفوا علی البّر و التّقوی.

امرَ الله المسلمین ان یتعارفوا : فعل مضارع با حرف ناصبه آمده و حرف ناصبه و نون مضارع را حذف کرده است – اعراب فرعی = حذف نون اعراب  

 

  ۴ – ترجمه کنید :
لن تنالوا البّر حتّی تنْفقوا ممّا تُحبّونَ

نکته :
هر گاه اَن – کی – حتی – کِ اول مضارع بیاید ترجمه مثل مضارع التزامی در زبان فارسی است و هر گاه لن اول فعل مضارع بیاید مثل مستقبل منفی فارسی ترجمه می شود. هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آن چه که برای خود دوست دارید انفاق نمایید.  

 

  ۵ – به فارسی روان ترجمه نمایید:
لا تَصْحَبِ المائق فانّهُ یزیّنُ لکَ فعْله و یودُّ فعْلهُ و یودُّ انَ تکونَ مثلَهُ
لا تصْحَبُ = همنشینی نکن
یودُّ = دوست دارد
المائقُ = احمق

لا تصحب المائق ……..جواب : با آدم احمق هم نشین مباش که او کارش را برای زینت می دهد (کار او برایت الگویی می شود) و دوست دارد که تو هم مثل او باشی.  

 

  ۶ – کدام عبارت برای معنی آیه مناسب است ؟ کُلوا و اشْربوا و لا تُسرفوا
الف – بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.
ب – خوردند و آشامیدند و اسراف نکردند.

جواب : بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید (الف)  

اعراب فعل مضارع ۲

مضارع مجزوم و علامت های آن :
یادآوری : جهت ساختن فعل نهی از فعل مضارع اینگونه عمل می کنیم :
لا نهی + مضارع : نهی
لا + تحْزَن: لا تحْزَن

با آمدن «لا» ی نهی آخر فعل ساکن می شود که این سکون علامتی برای جزم است.
در حالت فوق به : لا ، حرف ناهیه جازمه و به فعل مضارع ، فعل مضارع مجزوم گفته می شود.
حروف دیگری که مثل «لا» نهی عمل می کنند، عبارتند از : «لم – لمّا – لام امر»

 

  علامت های جزم در فعل مضارع :

جزم مضارع با یکی از دو علامت نشان داده می شود :
اصلی _ ْ لم یذهَبْ – لا تَذهبْ
فرعی «حذف نون اعراب» لم یذهبا ، لا تذهبوا

لم یکتبْ

لما تکتبْ

لنکتبْ

لم یکتبا

لما تکتبی

لیکتبوا

علامت جزم اینها سکون است.

علامت جزم این فعل ها مانند نصب آنهاست.

(فرعی – حذف نون اعراب)

 

 

  جمله شرطی چیست؟

به جمله ای که وقوع آن مشروط باشد، جمله شرطی گفته می شود.
جملات شرطی ۳ رکن دارد :
۱ – ادوات شرط «اگر»
۲ – فعل شرط « درس بخوانی»
۳ – جواب شرط «موفق می شوی»
همانطوری که می بینید معنی جملات شرطی با یک فعل کامل نمی شود و بیش از یک فعل دارد. حال جمله شرطی در زبان عربی را بیان می کنیم.
انْ تدْرُس، تَنْجحْ  

 

  ادوات شرط :

کلماتی که در آغاز جمله های شرطیه می آیند ادوات شرط نامیده می شوند و عبارتند از :
اِنْ ، مَنْ ، ما ، اَیْنَما
اگر، هر که، هرچه، هرجا  

 

  کاربرد ادوات شرط:

(اِن تنصروا الله ینصُرْکُم)
(و ما تفعَلو مِنْ خیرٍ یَعْلَمْهُ الله)
مَنْ یزرعْ شرّاً یَحْصُدْ ندامةً .

همان طور که در جملات شرطی بالا می بینید، ادوات شرط از کلمات جازمه ای هستند که دو فعل مضارع بعد از خود را مجزوم می کنند. اولی به عنوان فعل شرط دومی به عنوان جواب شرط.
نکته : اگر فعل شرط یا جواب شرط ماضی باشد کدام یک از دو حالت رخ می دهد؟
ان صبَرْتَ،‌اَدْرَکت بصبرِکَ منازلَ الابرار
- چون ماضی مبنی است حرکت آن تغییر نمی کند بنابراین محلاً مجزوم است.
- چون ماضی معرب است آخر فعل ساکن می شود یعنی مجزوم می شود.  

 

  یادآوری :

یکی از موارد جزم فعل مضارع زمانی است که در جواب طلب (امر – نهی و …) بیاید.
اُدُرسْ تنجَحْ :‌درس بخوان تا موفق شوی
فعل طلبی —> جواب طالب

لا تکذِبْ یُحبیْکَ اللهُ . دروغ نگو تا خدا تو را دوست بدارد.
فعل طلبی –> جواب طلب  

 

  تمرین های درس هفتم
۱ – در جمله ی اجْتمعَ قومٌ من بنی اسرائیل قومٌ چه نقشی دارد؟
۱٫خبر
۲٫مبتدا
۳٫فاعل
۴٫مفعول به

قوم نقش فاعل دارد در عبارت اجتمع قومٌ  

 

  ۲ – در عبارت فلّما کتب اللهُ علیهم القتال اعْراضَ کثیرُ منهم و کم یُقاتلوا (مفعول) کدام است؟
۱٫ الله
۲٫ القتال
۳٫ کثیر
۴٫ هم

مفعول القتالَ می باشد.  

 

  ۳ – لم یُقاتلو در جمله بالا چه اعرابی دارد؟

اعراب فرعی و حذف نون اعراب سایر گزینه ها تقدیری – محلی – اصلی  

 

  ۴ – اعراب تتغلّبوا چیست؟
فرعی – اصلی – محلی – تقدیری

جواب فرعی  

 

  ۵- در متن زیر اعراب کلمات مشخص شد. نادرست است. پاسخ درست را مشخص کنید:
خرجَ رجُلٍ ابْنه الی الصحراءُ و هما یُریدانِ ان یَصیدانِ فنزلا عنْدَ رجُلٍ.

رجلُ صحیح می باشد که فاعل و مرفوع است – الی الصحراء مجرور است.
ان یصیدا صحیح می باشد که اَن از ادوات شرط است و باعث حذف نون می شود. اعراب فرعی دارد.  

 

  ۶ – مَنْ ظلم عبادَ الله کان اللهُ خصْمَه را ترجمه کنید.

هر کس به بندگان خدا ستم کند، خداوند دشمن او می شود (فعل شرط و جواب شرط هر گاه ماضی باشند، معنای مضارع می دهند)  

 

  ۷ – جای خالی را با کلمه مناسب جایگزین کنید.
حمَن …. مثقالَ ذرّةٍ خیراً یرَهُ (الزلزال ۷)
یعمَلُ – یَعْملْ

جواب یَعْمََل می باشد  

معلوم ومجهول

نکته : هر فعلی معمولاً فاعلی دارد. گاه فاعل را می شناسیم. گاه فاعل را نمی شناسیم. فاعل کلمه ای است که کاربرد واقع می شود.
فعل ها از جهت فاعل بر دو نوع هستند:
۱ – فعلی که فاعل آن مشخص است
۲ – فعلی که فاعل و انجام دهنده آن نا مشخص است.

شناسایی مثل مجهول در زبان فارسی :
مجهول : درس داده می شود : معلم درس می دهد.
مجهول : نهالی کاشته شد : باغبان نهالی کاشت.
با توجه به مثال فوق متوجه می شوید که می توان در زبان فارسی فعل ها را با فعل کمکی شدن مجهول نمود.

 

  روش مجهول نمدن فعل در زبان عربی :

۱ – ماضی :‌عین الفعل را کسره می دهیم . حروف متحرک ماقبل را مضموم می کنیم .
مثال :‌خلقَ :‌آفرید مجهول آن می شود.
خُلِقَ :‌آفریده شد.

۲ – مضارع : عین الفعل را فتحه می دهیم – فقط حرف مضارعه را مضموم می کنیم.
مثال :‌یَخْلُقُ : می آفریند. مجهول آن یُخْلَقُ (آفرید می شود)
فعل مجهول فعلی است که فاعل آن مجهول است و در جمله وجود ندارد و با حذف فاعل جمله ناقص می شود و به نایت فاعل نیاز داریم.  

 

  بنابراین برای مجهول کردن یک جمله مراحل زیر به ترتیب انجام می شود.

۱ – حذف فاعل مثال :
غَرَس الفلاحُ شجرةَ فی الحدیقةِ —> (فعل – فاعل – مفعول به – جارومجرور)

۲ – تعیین نایب فاعل : مفعول به ، به عنوان نایب فاعل در جای فاعل قرار گرفته مرفعو می شود. که جمله بالا به این صورت نوشته می شود :
غَرَس شجرةٌ فی الحدیقةِ .
۳ – تغییر حرکات و صیغه فعل : حرکات فعل متناسب با ماضی و یا مضارع بودن آن تغییر می کند و از نظر مذکر و مؤنث بودن با نایب فاعل مطابقت می کند. مثال بالا:
غُرسَتْ شجرةُ فی الحدیقةِ .—> (فعل مبنی مجهول – نائب فاعل – جار و مجرور)  

 

  چرا به مفعول به ، نایب فاعل می گویند؟

چون پس از حذف فاعل، مفعول به جای آن را می گیرد – اعراب آن مرفوع می شود و فعل مجهول از نظر مذکر و مؤنث بودن تابع مفعول (نایب فاعل می شود) به همین دلیل به آن نایب فاعل می گوئیم.
نایب فاعل از نظر نوع هم مانند فاعل است .  

 

  انواع نایب فاعل :

۱- اسم ظاهر مثال : کُتِبَ الدّرسُ
۲- ضمیر بارز مثال : الاعداءُ قُتلوا فی الحربِ
۳- ضمیر مستتر مثال : الصدیقُ یُعْرَفُ عندالشدائد (هو)  

 

  تمرین درس هشتم
۱ – جواب بدهید :
- اعراب نایب فاعل چیست ؟
- حرکت عین الفعل در مضارع مجهول چیست؟
- حرکت حرف اول مجهول چیست؟

- اعراب نایب فاعل : مرفوع است.
حرکت عین الفعل در مضارع مجهول : فتحه است.
- حرکت حرف اول فعل مجهول : ضمه است.  

 

  ۲ – جای خالی را با فعل مناسب از نظر اعراب پر کنید:
- ……..المؤمنون َ ببدرٍ . (نُصِرَ – نُصَرَ)
- ……. الشُهداءُ فی سبیل الله ِ (قُتِلَ – یَقْتُلُ )

……المؤمنون ببدرٍ (یضرَ – نُصَرَ) جواب نُصِرَ
……الشهداءَ فی سبیل ( قُتلَ – یقتُلُ ) جواب قُتلَ  

 

  ۳ – مجهول کنید :
یَقرَأُ الطّالبُ القرآنَ کلّ صباحٍ.

جواب : یُقرأَُ القرآنُ کلَّ صباحٍ – طالب هر روز صبح قرآن می خواند.
القرآنٌ (نایب فاعل – مرفوع)  

 

  ۴ – ترجمه کنید:
- تُصدّرُ بعضُ المُنتجاتِ الایرانیة الی خارج البلاد.
- و اذا قریَ القرآنُ فاسْتمعوا له و اَنْصِتوا لعلّکُم تُرحمونَ.

تصدّرُ بعضُ ……. بعضی از فرآورده های ایرانی به خارج صادر می شوند.
و اذا قری : و هنگامی که قرآن خوانده می شود به آن گوش دهید و ساکت باشید شاید که مورد رحمت خداوند قرار گیرید.  

 

  ۵ – فعل معلوم و مجهول را در آیه های زیر مشخص کنید :
- اتّبعوا ما اُنزلَ الیکُم مَنْ ربّکُمْ ( الاعراف – ۳)
- جعَلَ اللهُ الکعبة البیْتَ الحرامَ قیاماً للنّاس (مائده ۹۷)
- و اطیعواللهَ و الرّسولَ لعلّکُمْ تُرحمون (آل عمران – ۱۳۲)

اتبعوا : معلوم
تُرحمون : مجهول
اطیعوا : معلوم
جعلَ : معلوم
اُنزِلَ : مجهول  

تمرین

 

  اسامی زیر (در قسمت الف) هر کدام با حالت های ذکر شده در قسمت ب ارتباط دارد. آن ها را مشخص کنید .
الف –
الراعی – لَمْ – اُنزِلَ – زعْزَع
غفّار – انْ – مفتاح – یَسمَعْنَ
مکتوب – یکتبانِ – اِنْ – مدرستی
أخوکَ – اَلْفَتی – مساجد

ب –
اسم ممنوع من الصرف – حرف جازم فعل – اسم مفعول
اسم آلت – حروف ناصب – اسم منقوص
فعل مضارع معرب – حرف شرط – فعل مضارع مبنی
اسم مقصور – اسم مبالغه – معرّفه بالاضافه
فعل مجهول – رباعی مجرد

برای مثال مکتوب در قسمت الف اسم مفعول در قسمت ب است.

الراعی : اسم منقوص
یَسْمَعن : فعل مضارع مبنی
غفار : اسم مبالغه
مدرستی : معرفه به الاضافه مکتوب : اسم مفعول
اخوک : اسماء خمسه
لَمْ : از حروف جازم فعل
اَنْ : از حروف ناصبه
یکتُبانِ : فعل مضارع معرب
الْفتی : اسم مقصور
اُنزلَ : فعل مجهول
مفتاح : اسم آلت
اِن : ادوات شرط – یا حرف شرط)
مساجد : اسم غیرمنصرف
زعزَعْ : رباعی  

 

  ۲ – کدام جمله ها غلط است. کدام جمله ها صحیح است؟
۱٫ تکلّموا تُعْرَفوا
۲٫ المنافقُ لَن یَنْجَحُ ابداً
۳٫ دخلْتُ فی مساجد
۴٫ مَنْ یزْرعُ خیراً یَحْصُدْ خیراً

۱) درست است تکلّموا تُعرفوا
۲) لن یَنجَح َ صحیح است . چون لن از حروف ناصبه است. ضمه به فتحه تبدیل می شود.
۳) دخلتُ فی مساجدِ صحیح است . اسم غیرمنصرف اگر مضاف واقع می شود می تواند کسره را بپذیرد.
۴) یزرعُ نادرست است چون قبل از آن حرف شرط آمده باید مَنْ یَزرعْ نوشته شود مَنْ (کلمه ی جازمه)  

 

  ۳ – ترجمه کنید:
الرئاءُ شرْکٌ و مجالسةُ اَهْلِ الهوی منْساةٌ لایمان ِ – جانبوا الکذبَ فانّهُ مجانبٌ لایمانِ ، جانبوا الکذبَ فانّهُ مُجانبٌ لایمانِ ، و لا تحاسَدُوا فانّ الحسد یاْکُل الایمانَ کما تأکلُ النّارُ الحطَبَ.
الرئاء :‌ریاکاری
منساة : مایه فراموشی – فراموشی
الحَطَب :‌هیزم
لا تحاسَدوا : به یکدیگر حسد نورزید
جانبوا : دوری کنید

ریاکاری شرک است و هم نشینی بااهل هوی و هوس مایه ی فراموشی ایمان است. از دروغ دوری کنید که دروغ ایمان را دور می کند. به یکدیگر حسد نورزید که حسادت ایمان را از بین می برد. همان طور که آتش هیزم را از بین می برد. (آتش هیزم می سوزاند و حسد ایمان را)  

عدد (العدد)

پیشرفت انسان روز به روز بر اهمیت اعداد در زندگی افزوده است. برای آشنایی با اعداد در عربی به جدول زیر توجه نمائید:

عدد

واحد

اثنان

ثلاثه

اربعه

خمسه

سته

سبعه

ثمانیه

تسعه

عشره

هم

خانواده

احد

موحد

مثنی

ثانیا

ثلث

مثلث

ربع

مربع

خامس

خمس

سادس

مسدس

اسبوع

سابع

ثامن

مثمن

تاسع

تاسوعاء

اعشار

عاشوراء

شماره

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

 

  می خواهیم شما را با اعداد ۱ تا ۱۲ آشنا کنیم. و می دانیم در زبان عربی مذکر و مؤنث بودن کاربردی وسیع دارد. اعداد نیز از این قانون مستثنی نیستند و در صورت مذکر و مؤنث بودن به کار می روند.

۱و۲

عدد

مذکر

مونث

۱

واحد

واحدة

۲

اثنان

اثنین

اثنتان

اثنتین

 

۳ تا ۱۰

عدد

مذکر

مونث

۳

ثلاث

ثلاثه

۴

اربع

اربعه

۵

خمس

خمسه

۶

ست

سته

۷

سبع

سبعه

۸

ثمانی

ثمانیه

۹

تسع

تسعه

۱۰

عشر

عشره

 

 

  اعداد ۱ تا ۱۰ که از یک جزء ساخته شده اند عدد مفرد گفته می شود

۱۱ و ۱۲

عدد

مذکر

مونث

۱۱

احد عشر

احدی عشره

۱۲

اثنا عشر

اثنی عشر

اثنتا عشر

اثنتی عشر

 

 

  اعداد ۱۱ و ۱۲ از دو جزء تشیل شده اند که به آنها عدد مرکب گفته می شود. معدود :

به کلماتی که شمرده می شوند معدود گفته می شود. معدود بر وزن مفعول و به معنای شمرده شده است.
یک سال دوازده ماه دارد.
(عدد) (معدود) ( عدد) (معدود)  

 

  مثال اعداد از قرآن کریم:

و الهکم الهٌ واحدٌ :‌معبودتان یک خداست (البقره ۱۶۳)  

نکته راجع به عدد ۱و۲
هر اسم مفردی بر یک بودن دلالت می کند و هر مثنایی بر «دو» بودن دلالت می کند. لذا این دو عدد یک و دو را می توان پس از اسم مفرد یا مثنی برای تأکید کردن آورد.
مثال :
قرأتُ کتاباً واحداً (مذکر)
قرأتُ مجلّةً واحدةً (مؤنث)
مثال هذانِ کتابانِ اثنانِ
هاتانِ مجلّتانِ اثنتانِ  

اما اعداد از ۳ تا ۱۰
همراه معدود به کار می روند. این اعداد برعکس معدود خود به کار می روند. یعنی برای معدود مذکر با «تاء» و برای معدود مؤنث بدون «تاء» استفاده می شوند. نقش: متناسب با نیاز جمله
شرایط معدود: جمع ومجرور
کاربرد عدد با معدود مذکر:
قراتُ ثلاثةَ کتبٍ
قراتُ ارْبعةَ کُتبٍ
قرأتُ خمسةَ کُتبٍ
قرأتُ ستة کُتبٍ
قرأتُ سبعةَ کُتبٍ
قرأتُ ثمانیةَ کُتبٍ
قرأتُ تسْعةَ کُتبٍ
قرأتُ عشْرةَ کتبٍ

کاربرد عدد با معدود مؤنث:
قرأتُ ثلاثَ مجلاّتٍ
قراتُ اربْع مجلاتٍ
قرآتُ خمسَ مجلاتٍ
قرأتُ ستّ مجلاتٍ
قرأتُ سبْعَ مجلاتٍ
قراتُ ثمانیَ مجلاتٍ
قراتُ تسعَ مجلاتٍ
قرأتُ عشْرَ مجلاّتٍ

شرایط عدد ۱۱ , ۱۲

شرایط عدد ۱۱:
برای معدود مذکر :
احدَ عشَرَ
برای معدود مؤنث اِحْدی عشرةِ (هر دو جزء مبنی برفتح)
شرایط معدود:مفرد ومنصوب
کاربرد عدد با معدود مذکر: قرأتُ احدَ عشرَکتاباً
کاربرد عدد با معدود مؤنث:قراتُ احْدی عشرةَ مجلّةً

شرایط عدد ۱۲:
برای معدود مذکر: اثنا عشرَ – اثنی عشر
شرایط معدود: مفردومنصوب
کاربردعددبامعدودمذکر:هُنا اثنا عشرَ کتاباً
کاربردعددبامعدودمؤنث:هُنا اثنتا عشْرةَ مجلّةً
برای معدودمؤنث:اثنتا عشْرةَ اثنتی عشْرةً
(جزء دوم مبنی برفتح)
شرایط معدود: مفردومنصوب
کاربردعددبامعدودمذکر:قرأتُ اثنی عشَر کتاباً
کاربردعددبامعدودمؤنث:قرأتُ اثْنتی عشْرةَ مجلّةً

 

  سؤال : وظیفه اعداد در ساختار جمله چیست و چه سهمی در ساختن آن دارند؟

جواب : عدد هم به عنوان عضوی از اعضای جمله نقش پذیرفته و انجام وظیفه می کند.
مثال :
خرجَ الطّلابُ من البیتِ.
خرَجَ ارْبعةُ طلاّبٍ من البیتِ .

رأیتُ الطّلابَ فی المدرسة .
رأیتُ ارْبعةَ طلاّبٍ فی المدرسة .

سلّمتُ علی الطلاّبِ.
سلّمتُ علی ارْبعةِ طلابٍ.  

 

  اعراب اعداد

۱و ۲ از جهت اعراب تابع ماقبل است :
هذا قلمُ واحدُ .
قرأتُ مجلتینِ اثنتینِ .

۳ تا ۱۰ متناسب نیاز جمله نقش می گیرد و می تواند مرفوع یا منصوب و یا مجرور شود مانند :
حضرَ ثلاثةُ معلّمین و ثلاثُ معلّماتٍ – رأیتُ ثلاثة معلّمینَ و ثلاثَ معلّماتٍ.

۱۱ متناسب نیاز جمله نقش پذیرفته اما هر دو جزء آن مبنی بر فتح است. لذا اعراب آن در هر سه حالت محلی است.
حضَر احدَ عشرَ فلاّحاً .
رأیْتُ احدَ عشَرَ فلاّحاً .
سلّمْتُ علی احدَ عشرَ فلاّحاً.

۱۲ متناسب با نیاز جمله نقش می پذیرد. اما جزء اول «معرب» و جزء دوم مبنی بر فتح است.
جاء اثنا عشرَ طالباً .
رأیت اثنتی عشْرةَ طالبةً .
سلّمْتُ علی اثنتی عشْرةَ .
معلّماً و اثْنتی عشْرةََ معلّمةً .  

 

  تمرین های درس دهم :
۱ – جای خالی را با عدد مناسب پر کنید :
(واحدٌ – اثنا عشرَ – اثنتا عشْرةَ)
۱٫ فقُلنا اضْرِب بَعصاکَ الحجر فانفجرتْ منه …. عیناً (البقره -۶۰)
۲٫ انّ عدّةَ الشهورِ عندَ الله … شهراً (التوبة – ۳۶)

۱ . جواب اثنا عشرَ
۲٫ اثنتا عشرَة َ  

 

  ۲ – جای خالی با عدد یا معدود مناسب پر کنید:
۱ – لکلّ فصلٍ ……اَشهُرٍ ( ثلاثةُ – ثلاثُ – ثلاثةٌ)
۲ – فی البیت خمْسةُ ……( مصابیحِ – مصابیحَ – مصابیحٍ)

ثلاثُ جواب می باشد. اعداد مؤنث از سه تا ۱۰ ، تای تأنیث ندارد (بدون تاء) اعداد مذکر از سه تا ۱۰ «تاء» دارد
مصابیحٍ صحیح می باشد.  

 

  ۳ – ترجمه کنید :
ایمانٌ علی اربعِ دعائمَ ، علی الصّبرِ و الیقینِ و العدْل و الجهاد.
دُفنَ اربعةُ أئمةٍ منْ اهل البیتِ (ع) فی البقیع.

۱٫ ایمان ۴ رکن دارد.
صبر – یقین – عدل – جهاد
دعائم : جمع دعامة : ستون
امام از امامان اهل بیت (ع) در بقیع مدفون شده اند.
نکته :‌در زبان فارسی ممدود فقط یک حالت دارد و آن مفرد است لذا معدود عربی به هر شکل باشد به صورت مفرد ترجمه می شود.  

 

  ۴ – تَدورُ مباراةُ کُثرةِ السّلّةِ بین فریقین ……. اثنتانِ – اثنتینِ – اثْنینِ

 

کرة السّلة :‌ بسکتبال
الفریق :‌تیم – گروه
المبارات : مسابقه  

 

  ۵ – عدد مناسب را در جای خالی آیه زیر قرار دهید:
الف – و لقد آتینا موسی …….آیاتٍ بیناتٍ (اسرا ۱۰۱)
تسعةَ – تسعَ

ب – انّ ربّکُمُ اللهُ‌ الذی خلقَ السّمواتِ و الارض َ فی …..ایّامٍ (اعراف ۵۴)
ستّة ِ – ستّ

الف : تِسْعَ می باشد.
جواب ب : ستّةِ می باشد  

افعال ناقصه

حروفی نظیر انْ – لَمْ – فی – قبل از اسم و فعل می آیند و تغییراتی در معنی و اعراب کلمه ایجاد می کنند.
مثال :
یذَهَبُ —> اَنْ + یذهبُ : اَنْ یذْهَبَ
یجلِسُ —> لَمْ + یجلسُ : لم یَجلِسْ
المدرسةُ —> فی + المدرسةُ : فی المدرسةِ
کان از افعال ناقصه می باشد که قبل از جمله می آید و آن را به گذشته تبدیل می کند. کان ، معنی و اعراب کلمه را تغییر می دهد.
مثال :
الْجوّ باردٌ . (حال حاضر)
کان + الْجوّ باردٌ :‌کان الْجوّ بارداً . (دیروز)

 

  کان از افعال ناقصه است که چون بر سر مبتدا و خبر آید:

۱٫ مبتدا به عنوان اسم افعال ناقصه مرفوع می ماند.
۲٫ خبر به عنوان خبر افعال ناقصه منصوب می شود.  

 

  رابطه ی هر یک از افعال ناقصه با اسم خود دقیقاً مانند رابطه ی فعل و فاعل است.

اسم افعال ناقصه :
اسم ظاهر : لیس المؤمنُ مُعتدیاً .
ضمیر بارز : کنتَ نشیطاً فی الدرس.
ضمیر مستتر : کُنْ (اَنْتَ) صادقاً فی عملکَ .

نکته : هر گاه مبتدا ضمیر منفصل باشد، برای اینکه اسم افعال ناقصه قرارگیردف باید فعل را متناسب با آن صیغه آورد.
هُم ناجحونَ : أصبحوا ناجحینَ .
أنتنّ ناجحاتٌ : اصبحتُنّ ناجحاتٍ .  

 

  انواع خبر افعال ناقصه

۱ – مفرد : کانَ الفلاحُ واقفاً
۲ – جمله : کانَ الفلاحُ یزرعُ الارضَ
۳ – شبه جمله کان َ الفلاّحُ فی المزرعةِ.

مهمترین فعل هایی که مانند کان عمل می کنند و آن ها را «اخوات کان» می نامند عبارتند از :
«صارَ، لیسَ، أصبَحَ، مادامَ‌، مازالَ»
مثال :
اَصْبحَ الحوّ بارداً .
اصبحَ التّلمیذانِ ناجحینَ.
لیسَ الطالبُ حاضراً .
لیست الطّالباتُ متکاسلاتٍ .
صارتِ الارضُ خضراءَ .
صار المسلمونَ متعدمینَ فی العالم .  

 

  تمرین های درس ۱۱:
۱ – جواب صحیح را انتخاب کنید :
الف – الغَدْرُ لیستْ صفةً محمودةً .
ب – لیسَ الغدْرُ صبغةً محمودةً .

قسمت ب صحیح است : افعال ناقصه قبل از مبتدا می آیند.  

 

  ۲ – کانت ایامُ الصّیف …. حارّاً – حارّةً – حارّةُ

جواب حارةً می باشد – خبر منصوب است. (به دلیل آمدن فعل ناقصه)
ایامُ الصیف حارةً .  

 

  ۳ – فعل ناقصه را در جمله زیر حذف و تغییر به طور مناسب در اعراب بدهید.
صارَ البوصیریُّ معروفاً بقصیدتة «البُردة».

حذف فعل ناقصه :
البوصیریّ معروفاٌ که بقیه جمله بدون تغییر است. فقط معروفاٌ چون پس از حذف صار خبر بایستی مرفوع شود.

البوصیریّ معروفاٌ بقصیدته
نکته : خبر کان اگر فعل مضارع باشد معادل ماضی استمراری و هر گاه فعل ماضی باشد، معادل ماضی بعید زبان فارسی خواهد بود.  

 

  ۴ – ترجمه کنید.
الف – کانَ التلمیذُ یقرأُ درسهُ :
ب – کان التّلمیذُ قد قرَأَ درسَهُ :
ج – و کانَ یأمُرُ اهلَه با لصّلاةِ و الزّکاةِ .
د – کن سمعاً و لا تکُن مبذّراً و کن مقتصداً و لا تکنْ مقتّراً .

قسمت الف : دانش آموز درس خود را می خواند.
قسمت ب : دانش آموز درس خود را خوانده بود.
قسمت ج : خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد.
قسمت د : سخاوتمند باش ولی اسراف کننده نباش – صرفه جو باش ولی خسیس نباش
مقترّاً : خسیس
سمِعَ : سخاوتمند
مُبذّر : اسراف کننده – مسرف
مقتصد : صرفه جو  

 

  ۵ – اسم فاعل از ظلم چیست؟
- اسم مفعول از ظلم چیست ؟
- صفت مشبهه خصومة بر وزن فعل چیست؟

اسم فاعل از ظلم : ظالم
اسم مفعول ظلم : مظلوم
صفت مشبهه خصومة بر وزن فَعْل : خصم است.  

 

  ۶- جای خالی آیه های زیر را با فعل مناسب جایگزین نمایند.
۱٫ فاَخذَتْهم الرّجفةُ و ….. فی دارهم جاثمین
أصبحوا – لیسو
(النساء ۱۰۵)

۱٫ اَصبَحوا صحیح است. (با توجه به معنی) ۲٫ جواب لیس صحیح است. (با توجه به معنی)  

 

  ۲ . لأ ……الله ُ بأحْکمِ الحاکمینَ . (التین 8)
لیْس َ – صارَ

۱٫ اَصبَحوا صحیح است. (با توجه به معنی)
۲٫ جواب لیس صحیح است. (با توجه به معنی)

الحروف المشبّهة بالفعل

حروف مشبهة بالفعل
حروفی هستند که بر سر مبتدا و خبر آمده و خبر را منصوب می کنند ولی مبتدا مرفوع باقی می ماند.
مثال :
۱ – انّ الربیع جمیلٌ .
انّ – حروف مشبهة بالفعل
الربیع – اسم انّ و منصوب
جمیل – خبر انّ و مرفوع

۲ – انّ الانسانَ لفی خُسرٍ .
۳ – انّا اعطیناک َ الکوثر

سایر حروف مشبهة بالفعل :
بأنّ – أنّ – لکّن – لیْتَ – لعلّ – کأنّ
بأنّ : بر سر مبتدا می آید برای رساندن مفهوم تأکید
أن : ( اینکه ، که)
لیتَ : (کاش)
کأنّ : گویا – مثل اینکه
لکنّ :‌لیکن
لعلّ : شاید

اسم و خبر حروف مشبهة بالفعل چگونه می تواند باشد؟
اسم حروف مشبهة بالفعل
۱٫ اسم ظاهر : انّ المومنَ صادقٌ
۲٫ ضمیر متصل : انّکَ صادقٌ .

 

  جز حروف مشبهة بالفعل

۱٫ مفرد : لعلّ الطالبَ ناجِحُ.
۲٫ جمله : لعلّ الطالبَ یَنْجَحُ
۳٫ شبه جمله : لعلّ الطالبَ من الناجحینَ

رابطه ی میان اسم و خبر مشبهه بالفعل دقیقاً مانند رابطه ی مبتدا و خبر است.

نکته : اگر ما به دنبال إنّ – أنّ بیاید، مانع عمل إنّ و أنّ می شود که به این ما، مای کافّه یا بازدارنده می گوئیم.
إنّما اللهُ عالمٌ . «إنّما و أنّما را ادوات حصر می گویند»
اِنّ اللهُ عالمٌ .

برای منحصر کردن مفهوم خبر برای مبتدا، می توان به اِنّ و أنّ «ما» افزود که به این «ما» مای کافّه (بازدارنده) می گوئید.  

 

  تمرین های درس ۱۲
۱ – کلمه مناسب را در جای نقطه چین قرار بدهید.
سمیعُ – سقفٌ – سمیعَ – سقفاً – الدّنیا – ی
الف – انّکَ ……..الدّعاء.
ب – انّما ……. دارُ ممرّ.
ج – کأنّ السَّماءَ …….مرفوعٌ

الف – سمیعُ ( خبر مرفوع می باشد)
ب – الدّنیا ( انّما روی اعراب تأثیری ندارد. از اداوت حصر است).
ج – سقفٌ  

 

  ۲ – از کلمات بهم ریخته جمله مفید بنویسید:
الف – محبوباً – لیسَ – الظالمُ – الصدقُ
ب – لعلّ – یُومنُ بالله – الکافرَ – و انّ
ج – الی الجنةِ – انّ – علیمُ – الله َ

الف – لیسَ ظالمُ محبوباً –
خبر افعال ناقصه منصوب می شود – مبتدا بدون تغییر می ماند.

ب – لعلَّ الکافرَ یُومنُ بالله
الکافرَ مبتدا – منصوب است .
یومنُ – خبر بدون تغییر می ماند

ج – انّ اللهَ علیم ُ :
انّ در آغاز عبارت می آید و بیانگر صفای تأکید است. به معنای همانا – بدرستیکه الله : مبتدا منصوب می شود  

 

  ۳ – بجای افعال ناقصه در جمله زیر ف حروف مشبهة بالفعل قرار دهید.
- مازالَ الحسدُ یقْتُلُ صاحبَهُ.

انّ الحسدَ یَقْتُلُ صاحبهُ . حروف مشبهة بالفعل مبتدا را منصوب می کنند.  

 

  ۴ – اشتباه موجود در جمله ی زیر را با ذکر علت ، تصحیح نمائید.
- لیس الاعْداءَ قادرونَ علی هزیمتنا.

اعراب الاعداء : بایستی الاعداءُ باشد. لیس اسم خود را بدون تغییر و جز خود را منصوب می کند.  

 

  ۵ – ترجمه کنید:
الف – لیْتَ الموَدةَ تسْتَقرُّ بین النّاس.
ب – واتّقوا اللهَ لعلّلکُمْ تفلحون.

نکته : خبر لیتَ و لعلَّ اگر مضاعر باشد در ترجمه آن از مضارع التزامی استفاده می کنیم.
الف – کاش دوستی میان مردم جای گیرد. (لیتَ …….)
ب – و از خداوند بترسید شاید شما رستگار شوید ( واتقوا …..)  

 

  ۶ – خبر مربوط به حروف مشبهه بالفعل و نوع خبر را در جمله زیر مشخص کنید.
انّ اللهَ یأمُرُ بالْعدلِ و الاحسانِ

در جمله انّ ……خبر : یأمُرُ است .
نوع خبر :‌جمله می باشد. اسم : الله  

افعال المقاربة

در زبان فارسی برای نزدیک نشان دادن وقوع فعل معمولاً از فعل نزدیک بود – نزدیک است استفاده می شود. و اما در زبان عربی : در زبان عربی برای نزدیک نشان دادن وقوع کاری از فعل های مخصوصی استفاده می شود. به این فعل ها، افعال مقاربه می گویند.
افعال مقاربه عبارتند از : کادَت – کادَ

کادَ : از فعل های مقاربه است که بر سر مبتدا و خبر می آید و مانند کان عمل می کند. یعنی : اسم مرفوع می شود و خبر منصوب .
با این تفاوت که خبر آن حتماً باید با فعل مضارع شروع شود مثال :
یکادُ البرقُ
فعل مقاربه – اسم کاد و مرفوع

یَخْطفُّ أبْصارَهم
خبر کادَ و جمله فعلیه – محلاً منصوب

کادَ المعلّمُ یحْضُرُ
اسم کادَ خبر کادَ – جمله فعلیه – محلاً منصوب

کادَت الشجرةُ تُثمِرُ

 

  سایر فعل های مشابه کادَ (اخوات کاد)

«بدَاَ» و «شَرَعَ» و «اَخَذَ» و «جَعَلَ» به معنای شروع کرد و «عَسی» به معنای امید است و «کاد»‌و «اَوشَکَ» به معنای نزدیک است، افعال مقاربه هستند.
مثال : اخَذَ المعلّمُ یُدرّسُ «معلم درس دادن را شروع کرد»
عسی اللهُ انْ یرحَمَکُم «امید است خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد»  

 

  این فعل ها از جهت معنی به سه گروه تقسیم می شوند:

۱٫ افعال قرب – نزدیک بودن وقوع کار را نشان می دهند. (به صیغه های ماضی و مضارع) مثال : کادَ – اَوْشَکَ

۲ – افعال رجاء امید به انجام کاری را بیان می کنند . مثال : عسَیَ

۳ – افعال شروع : بر شروع شدن کاری دلالت دارند. (فقط به صیغه های ماضی) مثال : بدَأَ – شَرَعَ – اَخَذَ – جَعَلَ

نکته : گاهی لا بر سر جمله اسمیه می آید و مانند حروف مشبهة بالفعل اسمی منصوب و خبری مرفوع می گیرد. به این حروف «لا نفی جنس» گفته می شود. مثال :
لا لباسَ اَجْملُ من العافیةِ .
لا : لای نفی جنس
لباسَ : لای نفی جنس
اَجْملُ : لای نفی جنس
من العافیةِ : جار و مجرور  

 

  اسم و خبر «لا» نفی جنس

۱- اسم :
- نکره است به این خاطر هیچگاه الف و لام نمی گیرد.
- غالباً مبنی بر فتح است و بدین خاطر تنوین ندارد.
لا جهْلَ اضَرّ من العُجبِ .

۲ – خبر :
خبر «لای نفی جنس» مانند خبر مبتدا است.
• لا شیءَ اَجْمَلُ من الصبر
• ذلک الکتابُ لا ریْب َ فیه
• لا نصیحة تنفعُ العفودَ

گاهی خبر «لا» حذف می شود. (محذوف است)
• لا شکّ (لا شکّ موجودٌ)  

 

  نواسخ

نواسخ : ادواتی هستند که چون بر سر جمله درآیند اعراب جمله را نسخ می کنند. یعنی اعراب جدیدی را جانشین اعراب قبلی می کنند. به طوری که هر گاه این ادوات حذف شوند اعراب قبلی به جای خود باز می گردد.
افعال ناقصه – حروف مشبهة بالفعل – افعال مقاربه – لا نفی جنس نواسخ هستند.  

 

  تمرین های درس سیزدهم :
۱ – جدول را با توجه به جملات زیر کامل کنید :
فعل ناسخ —> اسم انّ —> خبر انّ
الف – اَخَذَ الجُندیُّ یدافعُ عن الوطن .
ب – عسی اللهُ انّ ینْصرَنا
ج – اوشَک المذنبُ ان یَتوبَ من ذنبه

الف : اسم – جندی مرفوع خبر – محلاً منصوب
ج : اسم – مُذنبُ خبر – یَتُوبَ  

 

  ۲ – اعراب نادرست را تصحیح کنید.
عسی السّلام َ انْ یَشمُلَ العالم.

جواب : عسی السّلامُ اَنْ یَشْمُلَ .
السُلامُ – اسم عَسیَ / یَشمُلَ – خبر عسی  

 

  ۳ – کلمات داخل پرانتزرا در جمله قرار بدهید.
الف – اللهُ رزقنا توفیق الطّاعةِ . (عسی)
ب – الاسلامُ انتشرَ فی العالم َ .

الف : عسی اللهُ رزقنا توفیقِ الطاعةِ .
ب : السلاّمُ انتشرَ فی العالَمِ .  

 

  ۴ – جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.
الف – لا …..اقطعُ من الحقّ . (سیفُ – سیفَ – السیفَ)
ب – بدأَ …….. الثورةِ یُنادی بوحدةِ الأمةِ . (قائدُ – قائدَ – قائدِ )

جواب جای خالی :
الف – سیفَ : اسم لای نفی جنس منصوب است.
ب – قائدُ : اسم بدأََ مرفوع است .  

 

  ۵ – ترجمه کنید:
الف – قالو لا علْمَ لنا انّکَ علاّمُ الغیوب (مائده ۱۰۹)
ب – تکادُ الْوردةُ تَتفَتّحُ .
ج – لا قُربة َ بالنّوافل اذا أَضرّتْ باالفرائضِ .
د – عسی الله ٌ انْ یعْفوَ عنهم . (نساء ۹۹)

الف – جواب :‌گفتند ما را هیچ دانشی نیست همانا تو دانای نهان ها هستی.
نکته : در ترجمه لای نفی جنس از الفاظی نظیر (هیچ – اصلاً ) استفاده می شود.

ب – نزدیک است که گل شکفته شود.
در ترجمه افعال مقاربه از الفاظی مثل تقریباً – چیزی نمانده – نزدیک بود استفاده می شود و خبر آن معادل مضارع التزامی فارسی ترجمه می شود.

ج – هیچ نزدیکی به خداوند با عبادت های مستحبی نیست اگر برای عبادت های واجب ضرر داشته باشد.
النّوافق : جمع نافله – عبادت مستحب .  

 

  ۶ – در کدام آیه لای نفی جنس به کار رفته است ؟
الف – و لا اَعْلَمُ الغیْبَ و لا أقوُلُ انّی ملکٌ . (هود ۳۱)
ب – ذلک الکتابُ لا ریب فیه هُدیً للمتقین . ( بقره ۲)
ج – اتّبعوا ما أنزلَ الیکُمْ من ربّکم و لا تتّبعوا من دونِهِ أولیاءَ . (اعراف ۳)

– لای نفی جنس در قسمت ب «لا ریب فیه» بکار رفته است.
در قسمت های
الف – لای نفی
ج – لای نهی  

  المفعول فیه

در زبان فارسی بعضی جمله ها بدون قید زمان و مکان معنی و مفهوم واضحی ندارند.
معادل قید زمان و مکان زبان فارسی ، ظرف زمان و ظرف مکان در زبان عربی است، به مجموعه ظرف ها مفعول فیه گفته می شود.

ظرف زمان : الانَ – الیومَ – صباح – قبل – لیل
غِد – اَمْسِ – صباح بَعد – نهار

ظرف مکان : فوق امام َ – بین – قرب
تحت – وراء َ – عندَ – جنبَ

نکته : ظرف ها معنای حرف جرّ «فی» را به همراه دارند. لذا به آنها مفعول فیه می گویند. جلسْتُ تحتَ الشجرة : در زیر درخت نشستم.

اعراب مفعول فیه منصوب است. اما اگر با حرف جر فی به کار رود دیگر مفعول فیه نیست بلکه مجرور به حرف جر است.

مثال :
«الیومَ أکمَلْتُ لکم دینَکُم ».
ظرف زمان

« الجنّة‌ تَحتَ أقدامِ الامهاتِ »
ظرف مکان

مثال درباره اعراب مفعول فیه :
مفعول فیه اعراب منصوب
قرأتُ کتاباً لیلاً .
سافَرْنا یومَ الجمعة .

با حرف جرّ «فی» به کار رود دیگر مفعول فیه نیست و مجرور به حرف جّر است
قرأتُ کتاباً فی اللّیلِ
سافرنا فی یومِ الجمعةِ  

 

  تمرین های درس ۱۴
۱ – مفعول فیه را در عبارت های زیر مشخص کنید.
الف – قال ربّی انّی دعوْتُ قومی لیلاً و نهاراً .
ب – لا ترفعوا أصْواتکُم فوقَ صوتِ النبیّ .

الف ) لیلاً – نهاراً : ظرف زمان هستند.
ب ) فوق – ظرف مکان می باشد  

 

  ۲ – کلمات متضاد را بنویسید:
خلفَ : صباح – قُرب – غَد – تحت

خلف – صباح – قرب – غَد – تحت
سلَف – مساءِ – بُعد – الآنَ – فوق  

 

  ۳ – اعراب اشتباه را تصحیح نمائید.
- لیْسَ الغادُر فائزٌ یومُ القیامة ِ.

جواب صحیح لیس القادرُ فائزً یومَ القیامةِ.  

 

  ۴ – ترجمه کنید :
الف – الکتابُ عندَ التلمیذِ .
ب – نَدْهَبُ الی المسجد عنْهَ الغروب.
ج – لسانُ العاقل وراء قلبه و قلبُ لاحْمقِ وراءَ لسانه .

الف – کتاب نزد دانش آموز است . اگر عند ظرف مکان باشد به صورت نزد ترجمه می شود.
ب – به هنگام غروب به مسجد می روم. عند ظرف زمان است و به صورت (به هنگام، وقت) ترجمه می شود.
ج – زبان آدم عاقل پشت قلبش است. و دل انسان احمق (نادان) پشت زبان است.  

 

  ۵ – با توجه به ترجمه جای خالی آیات را کامل کنید :
الف – لَهُ ما فی السّمواتِ و ما فی الارض و ما … -‍هما (طه ۶)
از آن اوست آنچه در آسمان ها و زمین و میان آنهاست.
ب – یَعْلَمُ ما بین َ أیدیهم و ما …. بهُم . (بقره ۲۵۵)
آنچه که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است، می داند.

الف : جواب نقطه چین بیْنهما می باشد.
ب : جواب خلفَهُم می باشد  

الصّفة و الموصوف

۱ – در زبان فارسی ترکیب دو اسم را صفت و موصوف می گوئیم.

۲ – ترکیبات اضافه صفت حالتی را به موصوف نسبت می دهد. مثل گل زیبا. در زبان فارسی بین صفت و موصوف از جهت معنی ارتباط محکمی وجود دارد.

مثال صفت و موصوف در زبان عربی :
الصّراطَ المستقیم َ – شجرة ٌ مبارکةٌ
ملکاً عظیماً – الباقیاتُ الصالحاتُ
قرضاً حسناً
در زبان عربی ارتباط بین صفت و موصوف هم از جهت معنی و هم از جهت ظاهر موجود می باشد.

 

  هماهنگی و تبعیت صفت از موصوف در چهار مورد است :

۱ – عدد . ۲- جنس . ۳- معرفه و نکره بودن . ۴ – اعراب  

 

  هماهنگی صفت و موصوف

۱ – عدد
مفرد : هذا کتابٌ …. —-> مفیدٌ – مفیدانِ – مفیداتٌ
مثنی : فی المدرسة شجرتانِ …. —-> جمیلة – جمیلتانِ – جمیلات
جمع : جاءَ المؤمنونَ —-> الصالحُ – الصالحونَ – الصالحانِ

۲ – جنس
مذکر : حضرَ الطالبُ …. —-> (الناجحُ – الناجحةُ)
مؤنث : نجَحتْ الطالبة ُ … —-> (العالم – العالمة)

۳ – معرفه و نکره بودن
معرفه : قرأت الحکایة ….. —-> (لطیفة – اللطیفة‌َ)
نکره : عندی مجلةً …… —-> (أدیتةً – الأدبیّةًٌ)

۴ – اعراب
مرفوع : لنا مدرسةٌ ….. —-> (کبیرةٌ – کبیرة ً – کبیرةٍ )
منصوب : رأیتُ الفلاّحینَ… —->( المجّدونَ – المجدّینَ)
مجرور : سلّمتُ علی طبیبٍ … —-> ( مشفقٌ – مشفقٍ – مشفقاً )  

 

  اسم اشاره با جمع های غیر عاقل معمولاً مانند مفرد مؤنث عمل می شود:

مثل :
هذه الاشجار
تلک المدارس

صفت : نیز برای جمع های غیرعاقل به صورت مفرد مؤنث می آید.
مثل : الکُتُبُ النافعة – الآیات الشریفة – أعمالٌ حسنةٌ  

 

  نکته : اسم نکره را بیاد دارید. اسم های نکره برای ما ناشناخته است و نیاز به توضیح و توصیف دارند. گاه بعد از اسم های نکره جمله ای می آید و آن اسم نکره را توضیح می دهد به چنین جملاتی جملات وصفیه گفته می شود. مثال :
۱ – قرأتُ آیةً أثّرتْ فی قلبی .
۲ – المومنُ انسانٌ یُحبُّ الخیرَ.

 

  تمرین درس های پانزدهم
۱ – کلمات درهم ریخته صفت و موصوف هستند. صفت و موصوف مناسب را کنار هم بنویسید.
مخلصینِ – الحدائقُ – قاضیانِ – النهرُ – اَخوَینِ – السّماءُ – مکتباتُ – الجمیلةُ – الجاری – غنیةُ – الزرقاءُ – عادلانِ

– قاضیانِ عادلانِ : مثنی
السماءُ الزرتاءُ
اَخوینِ ِ مخلصینِ : مثنی
مکتباتُ غنیةُ
اسم جمع غیر عاقل – صفت مفرد – مؤنث

- النهرُ الجاری : هر دو معرفه هستند

- الحدائقُ الجملیةُ
اسم جمع غیر عاقل – صفت مفرد مؤنث  

 

  ۲ – جای خالی را با کلمه مناسب کامل کنید:
الف – العربیةُ ….. فصیحة و هی لُغةُ دیننا و کتابنا . (لغة ً – لغةُ – اللغةُ – اللغةَ)
ب – الشخصُ ……….مکروهٌ عندالناسِ و عندالله ( کاذبٌ – کاذبةٌ – الکاذبٌ – الکاذبُ )

الف : اللغة هماهنگی صفت و موصوف از نظر معرفه و نکره بودن – مذکر و مؤنث بودن
ب : الکاذبُ جواب است.  

 

  ۳ – صفت و موصوف را مشخص کنید:
الف – القرآنُ هُوَ النّورُ المُبینُ و الذّکرُ الحکیمُ و الصّراطُ المستقیم ُ.
ب – افضَلُ النّاسِ مؤمنٌ یُجاهدُ فی سبیل الله بنفسة و مالِه .

– صفت و موصوف
م : موصوف
ص : صفت
جمله الف : النور(م) مبین(ص) – ذکر(م) الحکم(ص) – صراطُ(م) المستقیم(ص)

جمله ب : مومنُ یُجاهدُ
موصوف – جمله وصفیه  

 

  ۴ – ترجمه کنید :
- المؤمنُ القویُّ احبُّ الی الله من المؤمنِ الضّعفِ .
- جلسْتُ تحْتَ شجرةٍ تُقرّدُ طیورُها .
- ثمرةُ التّفریطِ الندامة ُ و ثمرةُ الحزْمِ السّلامةُ .
الحَزم = دور اندیشی

الف : مؤمن قوی نزد خدا از مؤمن ضعیف عزیزتر است.
ب : در زیر درختی نشستم که پرندگانش آواز می خواندند.
در جملاتی که صفت یک جمله وصفیه است کلمه ی که را در ترجمه فارسی می آوریم.
ج : نتیجه تفریط پشیمانی و نتیجه دور اندیشی سلامتی است.  

 

  ۵ – مناسب ترین کلمه را درجای نقطه چین قرار دهید:
الف – فَجُمِعَ السّحرةُ لمیقاتِ یومٍ …. (المعلومِ – معلومِ – معلومٍ ) سوره شعرا ۳۸

ب – و لا تجعل معَ اللهِ الهاً … (آخَرُ – آخَرَ – الآخَرَ) سوره الاسری ۲۲

ج – یا ایتها النفسُ …….ارجْعی الی ربّکَ راضیةً مرضیة ً. سوره فجر ۲۸ – ۲۷

الف : جواب معلومٍ : یومٍ معلومٍ : صفت و موصوف هستند.
ب : جواب آخرَ : الهاً آخرَ : صفت و موصوف هستند.
ج : جواب المطمئنةُ می باشد. صفت و موصوف هستند.  

الاضافة

موصوف و صفت – مضاف و مضاف الیه
در زبان عربی اگر دو اسم به هم اضافه شوند، به اسم اول مضاف و اسم دوم مضاف الیه می گویند.
مثال : کتابٌ الطّالبِ – یوم الدینِ
نکته : اگر ضمیری به اسم متصل شود آن ترکیب حتماً اضافی است.
اسم + ضمیر
مضاف مضاف الیه

 

  علامت های اسم :

پذیرفتن ال – تنوین – مضاف واقع شدن از علامت های اسم است و این علائم با هم جمع نمی شوند.
نکته : اگر جمع مذکر سالم و اسم مثنی مضاف واقع شوند، حرف «ن» از آخر آنها حذف نمی شود.
مثال : فلاّحون + القریة : فلاّحو القریةِ .
والدان ِ + کُ :‌ والدکَ
معلّمین َ + المدرسة : معلّمی المدرسةِ

- مضاف در جمله نقش می پذیرد اعراب آن متناسب با جمله می تواند مرفوع، منصوب، و یا مجرور باشد. مضاف الیه خود نقش به شمار می آید و از جهت اعراب مجرور است.
مثال : هُوَ مدیرُ الْمدرسةِ .
مضاف / مضاف الیه

رأیتُ مدیرَ المدرسةِ .
سلّمتُ علی مدیرِ المدرسةِ .

تاکنون خواندیم که اسم می تواند یا صفت به دنبال خود داشته باشد، و یا مضاف الیه . باید بدانید که اسم می تواند بدنبال خود هم صفت و هم مضاف الیه (هر دو با هم) داشته باشد.
مثال در زبان فارسی : گل سرخ باغ – کتاب خوب ما در زبان فارسی اول صفت می آید و بعد مضاف الیه.  

 

  در زبان عربی : اسمی که قرار است هم صفت و هم مضاف الیه بدنبال خود داشته باشد، مضاف الیه مقدم می شود.

دوست

عزیز

ما

اسم

صفت

مضاف الیه

 

صدیقـــ

نا

العزیژ

اسم

مضاف الیه

صفت

 

عقیدتنا الاسلامیة : عقیده ی اسلامی ما
بابُ المدرسة الکبیرُ :‌در بزرگ مدرسه  

 

  تمرین های درس
۱ – جواب صحیح را انتخاب کرده و بنویسید
الف – لا تفعلوا (اعمالَ ، اعمالاً) الخیر رئاءً .
ب – مِنَ الضّلالِ ( اکبیرَ – الکبیرِ) ضیاعُ العُمرِ فی اللّهْوِ.
ج – تعلّمْ حُسْنَ‌ (الاستماعِ – الاستماعٍ ) کما تتعلّمُ ( حَُسْنَ – حُسناً) الحدیثِ .

الف – اعمال صحیح است.
ب – الکبیرِ : مضاف الیه و مجرور
ج – الاستماعِ :‌مضاف الیه مجرور است.
حُسنَ صحیح است . علامت اسم ۳ تا است گرفتن ال – تنوین – مضاف واقع شدن . این سه تا با هم یک جا جمع نمی شوند.  

 

  ۲ – ترجمه کنید :
الف – قائدُ الثّورةِ العظیمُ الامامُ الخمینی (ره) أیقظَ المسلمینَ من نومِ الغَفلَةِ .
ب – غاباتُ مازندرانَ الخضراءُ من ْ اجمَلِ المناطقِ فی ایرانَ .
ج – مازالَت الاحاسیسُ الثوریّةُ تمُوجُ فی قلوبِ جماهیرِنا المُسْلمةِ .

ترجمه کنید :
الف – رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) مسلمانان را از خواب غفلت بیدار نمود.
ب – جنگل های سبز مازندران از زیباترین مناطق ایران است.
ج – عواطف انقلابی همواره در دل ملت مسلمان ما موج می زند.  

 

  ۳ – کلمه مناسب را برای پر کردن جای خالی آیات زیر انتخاب کنید:
الف – وعْلموا انکّمْ غیرُ …… الله : و بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد.
معجزون – معجزین – معجزی

ب – وَ اِنْ قریةٍ الاّ نحنُ …..قبْلَ یومهِ القیامة .
مُهلکوها – مُهلکونها – مُهلکونه

الف : کلمه مناسب معجزی می باشد چون جمع مذکر سالم و اسم مثنی اگر مضاف واقع شوند، ن از آخر آنها حذف می شود.
ب : جواب مهلکوها می باشد.  

التصغیر

تصغیر یا مصغر ساختن یعنی صرفه جویی در کلمات مثلاً به جای بکار بردن «درخت کوچک» (دو کلمه) «درختچه»(یک کلمه)
به جای دو کلمه شجرةٌ صغیرةٌ : می توان گفت : شُجیرةٌ طفلٌ صغیرٌ : طُفیلٌ

 

  روش ساختن اسم مصغر

حرف اول : ضمه – فَعل
حرف دوم : فتحه – فُعیل
افزودن :‌ یْ  

 

  هدف از تصغیر

اسم مصغر گاهی به منظور تجبیب یا تحقیر به کار می رود.
میزی از چوب : میزی چوبی
جامه ای از ابریشم : جامه ای ابریشمی
دانشمندی از ایران : دانشمندی ایرانی  

به کلمات چوبی – ابریشمی – ایرانی ، اسم منصوب گفته می شود. اسم منصوب معمولاً حکم صفت را دارد و تابع احکام صفت است و در زبان فارسی به آن صفت نسبی گفته می شود.
در زبان عربی می توان اسم منسوب ساخت :
می توان به جای :‌منضدةٌ من الخشب : (گفت ) منضدة خشبیة
می توان به جای : ثوبٌ من الحریر: (گفت ) ثوب حریریّ

نکته : به هنگام نسبت از آخر کلمه تاء گرد « ة» حذف می شود.
فاطمة :‌فاطمی
مکة : مکّی  

 

  توجه :‌بعضی کلمات به هنگام نسبت تغییر مختصری می کنند. کلماتی مانند :

نبویّ – علویّ – موسویّ – رضویّ – دُنیویّ – مدَنی – اسم منسوب کلمات نبیّ – علیّ – موسی – رضا – دنیا – مدینه هستند.  

 

  تمرین های درس ۱۷
۱ – کلماتی را که زیر آن خط کشیده شده است به صورت اسم منسوب تغییر دهید.
الف – مِنْ اینَ انتَ ؟ انا من لبنانَ . اَنا ……
ب – منْ اَیْنَ انتِ ؟ انا من ایرانَ . اَنا ……
ج – هذا السّیفُ منْ حدیدٍ . إذنَ هذا سیفُ …..
د – سَمِعْتُ حدیثاً عن النبیّ . إذنْ سمِعتَ حدیثاً ……
ه‍ – بعضُ السّورِ نزَلَت فی مکّة . فهیَ سُوَرٌ …….

الف – لبنانی
ب – ایرانی
ج – حدیدی
د – نبویّ
ه‍ – مکی ( ة حذف می شود)  

 

  ۲ – اسمهای زیر را مصغر کنید :
فَضْل – حَسن – عَبْد – حَجر – نَهْر – نَهْر – بَعْد

اسم های زیر را مصغر کنید :
فضل : فُضَیْل
نَهْر : نُهیْر
حسن : حُسیْن
بَعْد : بُعیْد
عبْد : عُبَیْد
حجَر : حُجَیْر  

 

  ۳ – ترجمه کنید :
الف – یا کُمیلٌ ،‌العلمُ خیرٌ من المالِ ، العلمُ یَحْرُسُکَ و اَنتَ تَحْرُسُ المالَ ، المالُ تُنقصُهٌ النّفقَةُ و الْعلمُ یزکو علی الانفاقِ .
یزکو : افزایش می یابد – رشد می کند.

ب – و إذا سألکَ عبادی عنّی فانّی قریبٌ .

الف : ای کمیل علم از مال بهتر است . علم تو را نگهبانی می کند و تو از مال حفاظت می کنی. مال و ثروت با خرج کردن کم می شود ولی علم با آموزش و انفاق به دیگران فزونی می یابد.
ب : و چون بندگان من درباره من از تو بپرسند بگو که من نزدیکم.  

 

  ۴ – در آیه ی فامنو بالله و رسولهِ النبی الاُمّی کلمه یا کلمات نسبت را مشخص کنید:

کلمه های نسبت در این آیه : النبّی و الاُمّی می باشند.  

تمرین

 

  ۱ – در جاهای خالی کلمه مناسب را قرار دهید : الف – الاسْبوعُ سبْعةُ ……(ایّامٍ – ایّامٌ – یوْمٍ ) ب – لا ترْفعْ صَوْتکَ ……صوتِ والدیکَ (تحتَ – فوق – جنب)

الف :‌ ایامٍ
ب : فوقٍ  

 

  ۲ – برای هر جمله فارسی، ۲ جمله به زبان عربی نوشته شده است، یکی از جملات عربی صحیح و دیگری نادرست است. صحیح و غلط را مشخص کنید. الف – در کتابخانه عمومی بودم . کنتُ فی المکتبةِ عامّة ِ . کنتُ فی المکتبةِ العامة . ب – نزدیک بود باران ببارد کادَ المَطرُ ینزلُ کادَ المَطرَ ینزِلُ ج – هیچ پشتوانه ای مانند مشورت کردن نیست : لا ظهیراً کالمشورةِ لا ظهیرَ کالمشورةِ

الف : فی المکتبةِ عامةِ صحیح است. دیگری غلط است . ال – تنوین – مضاف واقع شدن علامت های اسم هستند و هر سه با هم جمع نمی شوند.
ب : کادَ افعال مقاربه و اسم مرفوع – خبر آن محلاً منصوب . کادَ المَطَرُ صحیح است. کادَ المطرَ غلط است.
ج – لای نفی جنس اسم آن منصوب می شود. لا ظهیرَ صحیح است.  

 

  ۳ – در جملات زیر غلط ها را اصلاح کن : الف – لافقرُ اشدّ من الجْهلِ . ب – لیسَ العزّ اَنْ یکثُرَ مالکَ.

الف : لا فقرَ اشدُ منَ الجَهْل
ب : لیس (افعال ناقصه) اسم را مرفوع می کند. لیسَ العزُّ اَن یکثُرَ مالکَ  

 

  ۴ – در جای نقطه چنین کلمات مناسب را قرار بدهید. الف – اِعْلموا انّ …. یُحیی الارضَ … مُوتها . اللهَ ، بعدَ – اللهَ ، بَعدِ – اللهُ بعدَ ب – عَسی …. کُمْ اَنْ …… عنکُم سیئاتِکُم . ۱٫ ربُّ یُکّفرُ ۲٫ ربّ یُکّفرَ ۳٫ ربّ یُکّفرُ ج – انّ الله َ لا یُحبُّ من کان َ …..اثیماً . خوّانٌ – خوّاناً – خوّْانٍ

الف – اللهَ – بَعْدَ صحیح است.
ب – ربُّ یکفّرَ صحیح است.
ج – کانَ خوّانُ صحیح است. (اسم کان مرفوع است)  

 

  ۵ – کلمات را از ستون اول به طور مناسب به ستون دوم ربط بدهید :

 

از ستون اول عند الشدائد یُعْرَفُ الاصدقاء الاوفیاءُ .
لا مربوط است به جمله ج : لا خیرَ ……..
بدأ مربوط است به جمله د : بدَأ تلمیذُ ……
اِنّ مربوط است به جمله الف : انّ الغریقَ …..
ثلاثة مربوط است به جمله ه‍ : ثلاثة کُتبٍ قراْناها …..
کانت مربوط است به جمله و : کانت الأمُّ تُعلّمُ …….  

 

۲ نظر

  1. محمدرضا می‌گه:

    سلام حقیر با اجازه شما از مطالب آموزشیتان در وبلاگم استفاده خواهم نمود

  2. ایوب ابیار می‌گه:

    با تشکر از زحمات شما، بنده جسارتاً از قواعد عربی استفاده بردم

نظر دهيد