با این عمل صفحه اصلی سایت یک بار از نو راه اندازی شده و تمامی تغییراتی که شما اعمال کرده اید دوباره به حالت ابتدایی بر خواهد گشت.

ريست

اسماعیل یا اسحاق؟ ذبیح الله

در تورات به هنگام صحبت پیرامون آزمودن ابراهیم (ع) با قربانی کردن فرزندش چنین آمده :
و واقع شد بعد از این وقایع که خدا ابراهیم را امتحان کرده بدو گفت ای ابراهیم ، عرض کرد لبیک . گفت: اکنون پسر خود را که یگانه توست و او را دوست می‏داری یعنی اسحق را بردار و به زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوههایی که به تو نشان میدهم برای قربانی سوختنی بگذران . بامدادان ابراهیم برخاسته الاغ خود را بیاراست و دو نفر از نوکران خود را با پسر خویش اسحق برداشته و هیزم برای قربانی سوختنی شکسته روانه شد و به سوی آن مکانی که خدا او را فرموده بود رفت  و در روز سوم ابراهیم چشمان خود را بلند کرده آن مکان را از دور دید آنگاه ابراهیم به خادمان خود گفت شما در اینجا نزد الاغ بمانید تا من با پسر بدانجا رویم و عبادت کرده نزد شما باز آییم .
وقتی به مکانی که خدا به ابراهیم فرموده بود رسیدند، ابراهیم قربانگاهی بنا کرده ، هیزم را بر آن نهاد و اسحاق را بسته او را بر هیزم گذاشت . سپس او کارد را بالا برد تا اسحاق را قربانی کند . در همان لحظه، فرشته خداوند از آسمان ابراهیم را صدا زده گفت  « ابراهیم !» . گفت « بلی خداوند »  و فرشته جواب داد گفت : » کارد را برزمین بگذار و به پسرت آسیبی نرسان . الان دانستم که مطیع خدا هستی، زیرا  یگانه پسرت را از او دریغ نداشتی .»
 آنگاه ابراهیم قوچی را دید که شاخ هایش در بوته ای گیر کرده است . پس رفته قوچ را گرفت و آن را در عوض پسر خود بعنوان هدیه سوختنی قربانی کرد . ابراهیم آن مکان را « یهوه یری  » ( نامید یعنی خداوند تدارک می بیند ) که تا به امروز به همین نام معروف است .
بار دیگر فرشته خداوند به ابراهیم از آسمان ندا در داد و گفت خداوند می‏گوید به ذات خود قسم می‏خورم چونکه این کار را کردی و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی هر آینه تو را برکت دهم و ذریت تو را کثیر سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ریگهایی که بر کناره دریاست و ذریت تو دروازه‏های دشمنان خود را متصرف خواهند شد و از ذریت تو جمیع امت های زمین برکت خواهند یافت چونکه قول مرا شنیدی
 (سفر پیدایش ، باب ۲۲ )

و در قرآن کریم در این مورد چنین آمده است :

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ ۱۰۰ فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ ۱۰۱ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ ۱۰۲ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ ۱۰۳ وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ ۱۰۴ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ۱۰۵ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ ۱۰۶ وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ۱۰۷ وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ ۱۰۸ سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ ۱۰۹ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ۱۱۰ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ۱۱۱ وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِیًّا مِّنَ الصَّالِحِینَ  ۱۱۲ وَبَارَکْنَا عَلَیْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّیَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِینٌ ۱۱۳

 
اسماعیل و اسحاق هر دو از فرزندان ابراهیم نبی (ع) بوده اند . اسماعیل پدر اعراب و اسحاق پدر یهودیان است .
مسلمین آن فرزندی که خداوند به ابراهیم دستور قربانی کردنش را داد اسماعیل می دانند در حالی که یهودیان اسحاق را آن فرزند با برکت می دانند .
و این همان نقطه ی افتراق و اختلاف میان اسلام و یهود است . آنچه که باعث شده تا در طول سالیان دراز فرزندان اسحاق و اسماعیل با یکدیگر اختلاف داشته باشند همین مساله ی اختلاف در خصوص قربانی ابراهیم (ع) است : اسحاق یا اسماعیل ؟  
همانطور که در بالا آمد تورات ذکر می کند که ابراهیم بنا بر دستور خداوند، اسحاق را به سمت کوهی در موریا برد تا او  را برای خداوند و به دستور وی قربانی نماید ، بسوزاند سپس خداوند که ابراهیم را در این آزمایش سربلند دید ابراهیم را مورد خطابقرار داد  که تو سربلند شدی. آن هنگام قوچی را فرستاد تا آن را قربانی کنند .
ولی در قرآن داستان به نحوی دیگر روایت شده است . خداوند اشاره می کند که بشارت دادیم ابراهیم را به فرزند پسری . سپس ابراهیم در خواب می بیند که فرزندش را قربانی میکند . آنگاه خداوند بر وی وحی می فرماید که رویای تو صادق بوده است . ابراهیم به قصد قربانی کردن آن فرزند  – که قرآن هنوز نامی از وی نبرده است - برمی خیزد و پس از آنکه از این امتحان الهی سربلند خارج می شود ،خداوند گوسفندی را میفرستد تا آن را قربانی کند . بعد از این خداوند در آیه ی ۱۱۲ سوره صافات می فرماید که « وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِیًّا مِّنَ الصَّالِحِینَ » .
با کمی تامل در آیات ۱۰۰ الی ۱۱۲ سوره صافات میتوان فهمید که خداوند دو مرتبه  ابراهیم را به فرزند بشارت می دهد : یک مرتبه در آیه ی ۱۰۱ و بار دیگر در آیه ی ۱۱۲ . قابل درک است  که آن فرزندی که خداوند می فرماید  فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ فرد دیگری است و اسحاق نیز فرزند دومی است که بعد اشاره می فرماید که او را نیز بشارت دادیم به ابراهیم . پس آن غلام حلیم همان اسماعیل است و از آن جا که  قرآن بلافاصله پس از بشارت دادن اسماعیل به پدرش، داستان ذبح را بیان میفرماید این نکته روشن می شود  که اسماعیل همان فرزندی است که پروردگار ابراهیم را با آن می آزماید. و اسحاق پس از آن واقعه به دنیا آمد .

اما یهودیان که خود نیز می دانند  تورات کلام خداوند نیست و داستان های روایت شده و نوشته شده توسط بزرگان دینشان است و حتی تا چند صد سال پیش نیز مورد تصحیح قرار میگرفته است و چندین مرتبه بعد از ترجمه از نسخ مختلف بدین جا رسیده است، معتقدند که نه تنها اسماعیل ذبیح الله نبوده بلکه اسماعیل فرزند ناخلف ابراهیم بوده است که از زن کنیزی به دنیا آمده است  و هر گاه تورات  نام هاجر را برده ذکر می کند کنیز مصری. و اسماعیل را فرزند کنیز مصری می خواند .
در نقاط مختلف از سفر پیدایشِ تورات با جملاتی برخورد می کنیم که قصد دارد اسماعیل را فردی نشان دهد که علاوه بر این که از برکت نبوت به دور بوده ، دارای درجات پست نیز بوده است و همواره ایفاگر نقشی منفی در زندگی میان ابراهیم ، هاجر ، ساره و اسحاق بوده است.
« یک روز ساره متوجه شد که اسماعیل ، پسر هاجر مصری، اسحاق را اذیت می کند . پس به ابراهیم گفت :این کنیز و پسرش را از خانه بیرون کن ، زیرا اسماعیل با پسر من اسحاق وارث تو نخواهد بود» (پیدایش ۲۱  :۹ – ۱۱)

اسامی فرزندان اسماعیل - پسر ابراهیم و هاجرمصری(کنیز ساره ) - بترتیب تولدشان عبارت است از : نبایوت ، قیدار، ادبیل ، مبسام ، مشماع ، دومه ،مسا، حداد، تیما، یطور، نافیش و قدمه .
هر کدام از این دوازده پسر اسماعیل ، قبیله ای به نام خودش به وجود آورد . محل سکونت و اردوگاه این قبایل نیز به همان اسامی خوانده می شد .اسماعیل در سن صد و سی و هفت سالگی مُرد و به اجداد خود پیوست . اعقاب اسماعیل در منطقه ای بین حویله و شورآه در مرز شرقی مصر و سر راه آشور واقع بود، ساکن شدند . آنها دایماً با برادران خود در جنگ بودند .   پیدایش(۱۹-۱۲ :۲۵)

پس کینه ای دیرینه از سوی یهودیان باعث می شود تا  آنها برای همیشه نسبت به اعراب و مسلمین با دید بدی بنگرند و آنان را از درجات پست بدانند . زیرا آنان از نسل اسماعیل هستند که وارث برکت و نبوت ابراهیم نیست !

اما اسلام دیدگاهی بسیار متفاوت با این اندیشه دارد.  اسلام مانند یهود به قضیه نمی نگرد . بلکه اسحاق را نیز فرزند صالحی بر می شمارد و وی را  از انبیاء الهی می داند که دارای برکات بسیاری بوده است . اما یهودیان می خواهند به صورت کاملا یک طرفه ابراهیم را از آن خود دانسته و صالح بودن اسماعیل را به عنوان فرزند خلف ابراهیم نفی کنند.

این تفکر منشا واضح ترین صفت یهودیان در جهان است که تنها خود را قوم برگزیده ی جهان دانسته و حق حیات برای دیگران قائل نیستند و اگر قائل به حیاتی برای انان باشندُ آن ها را همچون حیوانات خانگی خود می دانند که فقط به عنوان خدمت دهنده حق حیات دارند

۱ نظر

  1. اهوارکی می‌گه:

    بایست از ترجمه های قدیم استفاده می کردید و نه ترجمه های تفسیری. لطفاً نام نویسنده را نیز درج کنید

نظر دهيد